2-1-6-2-درمان مثبت یا متمرکز بر راه حل یا متمرکز بر فرآیند:23
2-1-7- هدف روانشناسی مثبت‌نگر24
2-1-8- بهزیستی روانشناختی و مؤلفه‌های آن25
2-1-9- مدل ریف در خصوص بهزیستی روانشناختی26
2-2- شخصیت28
2-2-1- تعاریف شخصیت29
2-2-2- ارزیابی شخصیت31
2-2-3- رویکردهای روانشناختی به شخصیت33
2-2-3-1- رویکرد روانکاوی- نظریه فروید33
2-2-3-2- رویکرد رفتارگرایی34
2-2-3-3- رویکرد انسان گرایی35
2-2-3-4- رویکرد روانشناسی فردی36
2-2-3-5- رویکرد شناختی37
2-2-3-6- شخصیت از نظر ریموند کتل38
2-2-3-7- رویکرد اصول بنیادی شخصیت – نظریه موری38
2-2-3-8- رویکرد صفات به شخصیت38
2-2-3-9- چگونگی شکل گیری نظریه‌ی پنج عاملی شخصیت39
2-2-3-10- پنج عامل بزرگ شخصیت42
2-2-3-11- تیپ‌های شخصیت43
2-2-3-11-1- تیپ‌های شخصیت نوع‌های A و B43
2-2-3-11-2- تیپ شخصیتی F44
2-3- منبع کنترل44
2-3-1- تعریف منبع کنترل45
2-3-2- نظریه منبع کنترل جولیان راتر47
2-3-3- عوامل مؤثر بر منبع کنترل48
2-4- هوش هیجانی49
2-4-1- تعریف هوش هیجانی51
2-4-2- مدل هوش هیجانی بار- آن52
2-4-3- مدل هوش هیجانی مایر و سالووی54
2-4-4- مدل هوش هیجانی گلمن55
2-4-5-اهمیت هوش هیجانی56
2-5- پیشینه‌ی پژوهشی57
2-5-1-پیشینه داخلی57
2-5-2-پیشنه خارجی59
فصل سوم:روش‌شناسی پژوهش
3-1- روش پژوهش64
3-2-جامعه آماری64
3-3-معرفی متغیرها64
3-4-حجم نمونه و روش نمونه‌گیری64
3-5-شیوهی اجرا64
3-6- ابزارهای پژوهش65
3-6-1- پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف:65
3-6-2- پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیت مک کری و کاستا (NEO):66
3-6-3- پرسشنامه منبع کنترل راتر(1996):67
3-6-4- آزمون هوش هیجانی (برادبری- گریوز):67
3-7- روش تحلیل داده‌ها68
فصل چهارم:یافته های پژوهش
الف)یافته های توصیفی70
ب) یافته های مرتبط با فرضیههای پژوهش74
فصل پنجم:بحث و نتیجه گیری
5-1-بحث و تفسیر89
5-2-محدودیت ها96
5-3-پیشنهادها97
5-3-1-پیشنهادهای پژوهشی97
5-3-2-پیشنهادهای کاربردی97
منابع
منابع و مآخذ99
الف)منابع فارسی99
ب)منابع لاتین103
فهرست اشکال
شکل 2-1-(الگوی ریف در خصوص سازه بهزیستی روانشناختی، اقتباس از تمینی، 1384)28
فهرست جداول
توانمندی‌های شخصی که به عنوان موضوعات اصلی روانشناسی مثبت‌نگر مورد بررسی قرار گرفته‌اند.16
مؤلفه‌های هوش هیجانی (اقتباس از بار آن و پارکر، 2000، و کاننت، 2004)54
جدول 4-1-وضیعت سنی نمونه مور د بررسی70
جدول 4-2- میانگین و انحراف استاندارد پیشرفت تحصیلی در نمونه مورد بررسی71
جدول 4-3- میانگین و انحراف استاندارد منبع کنترل در نمونه71
جدول 4-4- فراوانی و درصد منبع کنترل بیرونی و درونی در نمونه مورد بررسی71
جدول 4-5- میانگین و انحراف استاندارد ویژگی های شخصیتی در نمونه مورد بررسی72
جدول 4-6- میانگین و انحراف استاندارد هوش هیجانی و خرده مقیاسهای آن73
جدول 4-7- میانگین و انحراف استاندارد بهزیستی روانشناختی و خرده مقیاسهای آن74
جدول 4-8- ضرایب همبستگی بین منبع کنترل و بهزیستی روانشناختی75
جدول 4-9- ضرایب همبستگی بین ویژگیهای شخصیتی و بهزیستی روانشناختی (در کل نمونه)76
جدول 4-10- ضرایب همبستگی بین ویژگیهای شخصیتی و بهزیستی روانشناختی (در گروه مردان)77
جدول 4-11-ضرایب همبستگی بین ویژگیهای شخصیتی و بهزیستی روانشناختی (در گروه زنان)78
جدول4-12- ضرایب همبستگی بین هوش هیجانی و بهزیستی روانشناختی (در کل نمونه)79
جدول 4-13- ضرایب همبستگی بین هوش هیجانی و بهزیستی روانشناختی (در گروه مردان)80
جدول 4-14- ضرایب همبستگی بین هوش هیجانی و بهزیستی روانشناختی (در گروه زنان81
جدول 4-15- نتایج پیش بینی بهزیستی روانی بر اساس منبع کنترل، ویژگیهای شخصیتی و خرده مقیاسهای هوش هیجان82
جدول 4-16- ضرایب رگرسیونی برای پیش بینی بهزیستی روانشناختی بر اساس منبع کنترل، ویژگیهای شخصیتی و خرده مقیاسهای هوش هیجانی82
جدول 4-17- نتایج پیش بینی بهزیستی روانی بر اساس منبع کنترل، ویژگیهای شخصیتی و هوش هیجانی83
جدول4-18-ضرایب رگرسیونی برای پیش بینی بهزیستی روانشناختی بر اساس منبع کنترل، ویژگیهای شخصیتی و هوش هیجانی83
جدول 4-19- نتایج پیش بینی بهزیستی روانی بر اساس منبع کنترل، ویژگیهای شخصیتی و هوش هیجانی در گروه مردان84
جدول4-20-ضرایب رگرسیونی برای پیش بینی بهزیستی روانشناختی بر اساس منبع کنترل، ویژگیهای شخصیتی و هوش هیجانی(گروه مردان)84
جدول 4-21- نتایج پیش بینی بهزیستی روانی بر اساس منبع کنترل، ویژگیهای شخصیتی و هوش هیجانی در گروه زنان85
جدول4-22- ضرایب رگرسیونی برای پیش بینی بهزیستی روانشناختی بر اساس منبع کنترل، ویژگیهای شخصیتی و هوش هیجانی(گروه زنان)85
جدول 4-23- ضرایب استاندارد، ضرایب ساختاری و دیگر شاخص‌های تحلیل همبستگی بنیادی86
چکیده
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش پنج عامل بزرگ شخصیت، منبع کنترل و هوش هیجانی در پیش‌بینی بهزیستی روانشناختی دانشجویان انجام شد.این پژوهش توصیفی واز نوع همبستگی بود و جامعه ی پژوهش شامل تمامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات کرمانشاه در سال تحصیلی 92-93 می باشد.. نمونه‌ای به حجم 294 نفر به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه ای مرحله‌ای انتخاب شدند. آزمودنی ها به چهار پرسشنامه ی ویژگی‌های شخصیتی (پنج عاملی نئو)، منبع کنترل (راتر)، هوش هیجانی (برادبری و گریوز) و بهزیستی روانشناختی (ریف) پاسخ دادندیافته های پژوهش نشان داد که بین هر یک از متغیر های پنج عامل بزرگ شخصیت،منبع کنترل و هوش هیجانی با بهزیستی روانشناختی همبستگی در سطح p<0/001معنا دار است.همچنین یافته ها بیانگر آن است که از بین ویژگی های شخصیتی مسئولیت پذیری و انعطاف پذیری بیشترین توان پیش بینی بهزیستی روانشناختی را دارند.به علاوه متغیر منبع کنترل و نمره کل هوش هیجانی و خرده مولفه های خود مدیریتی،مدیریت رابطه و آگاهی اجتماعی نیز قادر به پیش بینی بهزیستی روانشناختی هستند.با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت پنج عامل بزرگ شخصیت،منبع کنترل و هوش هیجانی از متغیرهای مرتبط و پیش بین بهزیستی روانشناختی اند که این نکته می تواند مورد توجه برنامه ریزی های سلامت روان قرار گیرد.
واژگان کلیدی: بهزیستی روانشناختی، پنج عامل بزرگ شخصیت، منبع کنترل، هوش هیجانی

فصل یکم
کلیات پژوهش
مقدمه
در عصر حاضر علیرغم تمامی پیشرفت‌های علمی بواسطه‌ی این که جامعه‌ی امروزی بشر دستخوش تحولات سریع و همه جانبه بویژه از لحاظ فرهنگی و سبک زندگیست، بسیاری از افراد در مواجه با مشکلات و حتی در کنار آمدن با مسائل روتین زندگی خود، فاقد توانایی‌های لازم بوده و در برابر فشارهای روانی آسیب‌پذیر نموده، لذا نه تنها در معرض ابتلا به انواع اختلالات جسمی و روانی قرار دارند به علاوه مؤلفه‌هایی همچون بهزیستی1، رضایت از زندگی، امید،شادمانی،خوش‌بینی و سایر ویژگی های مثبت از این دست را که به عنوان سازه‌های مهم و شاخص های سلامت روان2 در روانشناسی مثبت‌گرا3 مطرح‌اند را کمتر تجربه می‌کنند. اغلب تحقیقات نیز به جای آنکه سلامت روان را بوسیله‌ی اثرات مثبت آن بررسی کنند، از طریق آسیب شناسی روانی، آن را ارزیابی می‌کنند (اینگرسول و همکاران4، 2001).این در حالیست که در روانشناسی علاوه بر اهمیتی که برای پیشگیری قائل می‌شویم به دنبال دستیابی به ویژگی‌ها و کیفیاتی هستیم که سالم، سازگار و در یک کلام مطلوب به شمار می‌آیند- مواردی که نمی‌توان صرفاً از طریق توجه محض به پیشگیری به آنها دست یافت- کما این که این طرز تلقی با تعریف کامل بهداشت روانی نیز مطابقت بیشتری دارد (اندرو اِ ساپینگتون5، 1986، ترجمه حمیدرضا برواتی، 1392). مفهوم بهزیستی روانشناختی6 به عنوان رویکردی که روانشناسی مثبت‌نگر به سلامت روان در سال‌های اخیر مطرح کرده بر ویژگی های مثبت و رشد توانایی های فردی تأکید داشته و در واقع بر سلامت ذهنی مثبت دلالت دارد(ریف و سینگر7،1998). ریف8(1989) اظهار داشت که سلامت روانشناختی شامل آن چیزی است که فرد به لحاظ روانشناختی نیازمند فاکتورهای مختلف آن است تا با احراز آن بتواند سالم باشد.این خصایص با شخصیت سالم اریکسون موازی میباشد(ولیورا و بوسما9،2004(.بهزیستی روانشناختی در نتیجه ی ترکیب تنظیم هیجانی،ویژگی های شخصیتی،هویت و تجارب زندگی به وجود می آید و شناسایی مؤلفه‌های مؤثر در پیش‌بینی بهزیستی روانشناختی می‌تواند به فهم جنبه‌های مثبت و رفتارهای سازگارانه ی افراد مختلف جامعه کمک کند.(دستجردی و همکاران،1390). در این بین دانشجویان به عنوان قشر جوان جامعه جزء مهمترین سرمایه‌های انسانی هر کشور هستند که بخشی از بهترین سال‌های عمر خود یعنی سنین جوانی را صرف دوران تحصیل می‌کنند.بسیاری از افراد وقتی که به مسیر زندگی خود فکر میکنندسال‌های تحصیل در دانشگاه را به صورت سال‌هایی سازنده و با نفوذتر از هر دوره‌ی دیگر بزرگسالی می‌دانند، این تعجب‌آور نیست چرا که سال‌های تحصیل در دانشگاه دوره توجه کردن کامل به کاوش ارزش‌ها، نقش‌ها و رفتارهای دیگر است (لورابرک، 2007، ترجمه یحیی سید محمدی، 1387).با توجه به اینکه دانشگاه و تجربه‌های استرس‌زای مرتبط با آن ممکن است در افزایش مشکلات روانی و رفتاری دانشجویان نقش داشته باشد و نهایتاً مانع از بهزیستی روانشناختی آنها و رشد و پیشرفتشان شود لذا پژوهش‌های بیشتری در خصوص شناخت عامل‌های مثبت و منفی مرتبط با سلامت روانشناختی دانشجویان مورد نیاز است تا بتوان مداخله‌های مؤثری برای افزایش بهزیستی آنها فراهم نمود. شناخت خصوصیاتی که ممکن است باعث تجربه‌های استرس زا در دانشجویان شود می‌تواند گام مهم در جهت توسعه‌ی این مداخله‌ها می‌باشد (بوریس، برچیتنگ، سالسمن و چارلسون10، 2009). از جمله مؤلفه‌های مهم در پیش بینی بهزیستی روانشناختی می‌توان شخصیت را نام برد چرا که ویژگی‌های شخصیتی افراد می‌تواند الگوهایی برای پیش‌بینی رفتار و حالت‌های روانی آنها فراهم آورد و تفاوت‌های فردی افراد عامل مهمی است که نشان می‌دهد چرا برخی از افراد بهتر از دیگران با شرایط و متغیرهای محیطیکنار می‌آیند و از سطوح مختلف انگیزش، رضایت و سلامت روان برخوردارند (رولینسون و همکاران، 1988، به نقل از تقوا و عبدالهی، 1392). از طرفی نتایج عمدهی پژوهش ها بیانگر آن است که،مردمی که احساس می‌کنند می توانند بر روی وقایعی که در زندگیشان رخ می‌دهد مؤثر باشند یعنی با منبع کنترل11درونی‌اند نسبت به افرادی که چنین باوری ندارند و معتقدند که کوشش‌های آنها در دنیای بیرونی تأثیری ندارد بهره بیشتری از سلامتی می برند (ریچاردسون و همکاران، 1996 به نقل از کراس و شاو12، 2000). همچنین (کرالد و همکاران، 2002، نقل از توماس و استیتز13، 2003) نشان دادند منبع کنترل بیرونی برای سلامت روان شناختی فرد مضر است. از دیگر مؤلفه‌های پیش‌بین برای بهزیستی روانشناختی می‌توان به هوش هیجانی14 اشاره کرد. در سال‌های اخیر به طور نظری مفهوم هوش هیجانی شدیداً مورد توجه واقع شده است و تلاش‌های زیادی صورت گرفته تا مشخص شود آیا این مفهوم می‌تواند تغییرهای رفتاری در حوزه‌ی تعامل‌های انسانی را که هوش و شخصیت نتوانسته‌اند تبیین نمایند، به طور درست توصیف کند. به طور مثال ماورولی، پترایدز، ریف و باکر15 (2007) در تحقیقات خود نشان دادند که بین هوش هیجانی و بهزیستی روانشناختی ارتباط مثبت وجود دارد.
1-1- بیان مسئله
برای سال‌های زیادی موضوع بهزیستی و شادکامی16 مورد غفلت واقع شده و روی جنبه‌های ناشاد انسانی مثل افسردگی، اضطراب و اختلال‌های هیجانی تأکید می شد. اما اخیراً این عدم تعادل،یعنی رویکرد آسیب شناختی صرف به سلامتی انسان،که سلامتی را تنها به عنوان نداشتن بیماری تعریف می کند مورد انتقاد قرار گرفته و با رویکردهای جدید که نشأت گرفته از جنبش روانشناسی مثبت17 هستند و بر “خوب بودن18” به جای “بد یا بیمار بودن19″تأکید دارند، تعدیل شده است(ریف،سینگر،و لوو20،2004). در واقع در حال حاضر یک زمینه‌ی کلی تحت عنوان روانشناسی مثبت برای درک فرایند شادکامی انسان بوجود آمده است (فارنهایم و کریستوفارو21،2007)که در این نوع روانشناسی به جای تأکید بر شناسایی و مطالعه کمبودهای روانی وکاستی‌های رفتاری و ترمیم یا درمان آنها به شناخت و ارتقای وجوه مثبت ونقاط قوت انسان تأکید می‌شود (روبینز22، 2008). بدنبال این رویکرد جدید گروهی از روانشناسان الگوی بهزیستی روانشناختی را ارائه کردند. آن ها به جای اصطلاح سلامت روان این مفهوم را به این جهت که، بیشتر، ابعاد مثبت را به ذهن متبادر می‌کند مطرح نمودند و آن را تلاش برای کمال در جهت تحقق استعدادهای بالقوه‌ی واقعی فرد می‌دانند (ریف و سینگر،1998). ریف و همکارانش تلاش کردند بر اساس مبانی فلسفی (کسانی مثل ارسطو و راسل) ملاک های زندگی مطلوب یا اصطلاحاَ “زندگی خوب23” را تعیین و دسته بندی کنند ،بر این اساس پژوهش‌های آنها منجر به پیدایش مفهوم جدید عینی از بهزیستی روانشناختیشد که دارای شش عامل پذیرش خود24،هدفمندیدرزندگی25،رشد شخصی26،داشتن ارتباط مثبت با دیگران27، تسلط بر محیط28، و خود مختاری29 است (ریف، 1989). شناسایی مؤلفه‌هایی که به پیش‌بینی بهزیستی روانشناختی می‌انجامد با تکیه بر اصل پیشگیری مثبت، مبنی برکشف توانمندی‌های انسان و اینکه یک سری صفات متضاد با آسیب شناسی روانی به نام خصیصه‌‌‌های مثبت انسانی وجود دارد که شناختن، وسعت دادن و تمرکز کردن بر این توانمندی‌ها به ویژه در افرادی که دارای ریسک بالا برای آسبب‌شناسی روانی هستند، می‌تواند موجب ارتقاء سلامت روان و افزایش بهزیستی افراد شود (شلی و همکاران30، 2005). این امر بویژه در مورد دانشجویان مشغول به تحصیل در دانشگاه‌ها از اهمیت بالایی برخوردار است. چرا که وجود استرس های خاص دوران تحصیل از قبیل ورود به محیط علمی و آموزشی جدید که توأم با یادگیری حجم بالایی از مطالب علمی است، فشردگی دروس ارائه شده، در خیلی موارد دوری از خانواده، عدم علاقه به رشته‌ی تحصیلی، شکل‌گیری روابط جدید و حتی گاهاً همزمانی ازدواج و تحصیل، نگرانی از مسائل اقتصادی، آینده‌ی شغلی و … به ویژه در مقاطع تحصیلات تکمیلی همگی می‌توانند اثرات منفی بر سلامت روانی دانشجویان داشته باشند.درمطالعه( دیربای31،2005؛به نقل از حسینی،1392) اشاره شده است که شیوع مشکلات روانپزشکی در بین دانشجویان قبل از ورود به دانشگاه با جمعیت هم سن و سال مشابه، اما بعد از ورود به دانشگاه به دلیل استرس‌های متنوع افزایش می‌یابد. این در حالیست که در برخی دیگر از تحقیقات از جمله مطالعه ی کییس و همکاران 32(2002) نشان داده شده که افرادی با تحصیلات دانشگاهی وسطوح بالااز نظر نیمرخ بهزیستی روانشناختی در سطح مطلوبتری نسبت به افرادی با تحصیلات پایین تر قرار دارند.صرف نظرازتناقض های تحقیقاتی موجود بحث جلوگیری از وقوع اختلالات روانی به دلیل ماهیت جدی آنها و مشکلات آتی که احتمالاً در پی خواهند داشت امریست ضروری و نیازمند توجه که می‌تواند با ارتقای بهزیستی روانشناختی از طریق بررسی پارامترهای روانشناختی مختلف محقق شود. پژوهش ها نشان می دهند که تلاش های به عمل آمده به منظور تبیین مفهوم بهزیستی روانشناختی،بر نقش شاخص های بهزیستی در دو سطح برون و درون فردی متمرکز است.پیکرن و همکاران33(2002) صفات شخصیت را یکی از منابع درون فردی اثر گذار بر بهزیستی و تجارب تحصیلی معرفی میکنند.صفات شخصیت از طریق اثر گذاری بر تفسیر فرد از رویدادهای محیطی،فرایند انطباق و سلامت روانشناختی و جسمی را تخریب و یا تسهیل می کند از این رو صفات شخصیت یکی از مهمترین پیش بینی کننده های سلامت و موفقیت هر فرد می باشد(گرانت و همکاران34،2009).اگرچه صفات شخصیتی زیادی وجود دارند اما از جمله مهمترین و با نفوذترین مدل‌ها در بررسی صفات شخصیت در سال‌های اخیر مدل پنج عاملی بوده است که بیش از همه پژوهش در حوزه‌ی شخصیت را به خود اختصاص داده است (نگ35، 2003). این پنج عامل اصلی شخصیت عبارتند از: روان رنجور خویی(روان‌نژندی36)، برون‌گرایی37، انعطاف‌پذیری (پذیرش38)، دلپذیری(سازگاری39 )و وظیفه‌شناسی(مسئولیت پذیری40)، که مک کری و کاستا41 (1987) اساساً این پنج عامل را به عنوان تمایلاتی که زمینه‌ی زیستی دارند معرفی کرده‌اند و بیان می‌کنند که صفات شخصیت مثل خلق و خو، آمادگی‌های درونی در مسیر رشد بوده و اساساً از تأثیرات محیطی مستقل‌اند (پروین، 1385). با این حال شخصیت مفهوم وسیعی است که تحت تأثیر صفات موروثی، ویژگی‌های محیطی و یادگیری است (لیوکس42، 2008). همچنین منبع کنترل43 یکی دیگر از مؤلفه‌هایی است که احتمالاً با بهزیستی روانشناختی مرتبط است. این مفهوم در چارچوب نظریه راتر44 (1959) ارئه شده است. راتر در بیان مفهوم منبع کنترل به دو بعد فرضی درونی و بیرونی اشاره دارد. گروهی که موفقیت‌ها و شکست های خود را عموماً به شخص خود (کوشش یا توانایی شخصی) نسبت می‌دهند دارای منبع کنترل درونی‌اند و گروه دوم که موفقیت‌ها و شکست‌های خود را معمولاً به عوامل بیرونی از خود (بخت و اقبال یا دشواری تکلیف) نسبت می‌دهند افراد دارای منبع کنترل بیرونی نام گرفته‌اند (یوسفی و همکاران، 1387).راتر برای اینکه تفاوت های شخصیت موجود در عقاید ما، نسبت به منبع تقویت‌مان را تبیین کند مفهوم منبع کنترل را معرفی کرد (شولتز و شولتز45، 2006).کری کالدی46 و همکاران (2002) بیان داشتند که افراد با منبع کنترل درونی رضایتمندی بیشتری از زندگی خود گزارش می‌کنند.استپتو و واردل47(2001) معتقدند که منبع کنترل درونی بالا با افزایش احتمال رفتارهای سالم ارتباط مثبت دارد.اشبی48(2002) بیان می کند کسانی که منبع کنترل درونی دارند خود را دارای کنترل بیشتری در زندگی می دانند و مسئولیت بیشتری در جهت دادن به زندگی خود احساس می کند. از طرفی از آنجا که در محیط دانشگاه دانشجویان در روابط میان فردی خود با سایرین نیازمند برقراری تعامل‌های اجتماعی مناسب هستند، از جمله سازه‌هایی که احتمالاً با بهزیستی روانشناختی آنها مرتبط است توانایی‌های هوش هیجانی49 است.گلمن50 (1998) هوش هیجانی را توانایی دریافت سریع، ارزیابی و ابراز هیجانات، فهمیدن و اداره کردن آن و به کار بردن اطلاعات هیجانی برایهدایت افکارو اعمال می‌دانست.نتایج بسیاری از تحقیقات از جمله آستین و همکاران51(2004)، ماورولی و همکاران52 (2007)، تسائوسیسونیکولا53(2005)،پیکوراس54(2006)،گالاگروولابرودریک55(2008)بیانگر ارتباط مثبت بین هوش هیجانی و بهزیستی روانشناختی اند.هوش هیجانی درک افراد را نسبت به خود و دیگران بالا برده و با مدیریت هیجانات خود و دیگران باعث می‌شود که افراد بتوانند گام برداشتن به سمت بهتر شدن را بیشتر درک نموده و با افزایش خودآگاهی و خودشکوفایی به ارتقاء بهزیستی و رضایت از زندگی در آنها بیانجامد (پیکوراس، 2006). با توجه به نتایج ناکافی و متناقض برخی تحقیقات پیشین و نیز به دلیل عدم وجود تحقیقی جامع که به طور منظم و منسجم نقش هر سه متغیرپنج عامل بزرگ شخصیت، منبع کنترل و هوش هیجانی را در پیش‌بینی بهزیستی روانشناختی آن هم در جامعه‌ی دانشجویان مورد بررسی قرار داده باشد لذا این سؤال بی‌پاسخ گذاشته شده که آیا سه متغیر مذکور می‌توانند در پیش‌بینی بهزیستی روانشناختی نقش داشته باشند؟ بر همین اساس پژوهش حاضر به بررسی نقش پنج عامل بزرگ شخصیت، منبع کنترل و هوش هیجانی در پیش‌بینی بهزیستی روانشناختی دانشجویان پرداخته است.
1-2- اهمیت و ضرورت پژوهش:
تأمین بهداشت برای همهی افراد جامعه از مهمترین مسائل اساسی هر کشور است. این امر در سه جنبه‌ی جسمانی، روانی و اجتماعی مورد ملاحظه قرار می‌گیرد. همانطور که یک بیماری جسمی بر حسب درجات مختلف شدت و ضعفش می‌تواند فرد را کاملاً ناتوان نموده و کیفیت زندگی‌اش را تا حد چشمگیری تحت تأثیر قرار دهد، یک مشکل و آسیب روانی هم می‌تواندهمه یا برخی از کارکردهای فرد در حوزه‌های مختلف روابط میان فردی و بین‌ فردی، خانوادگی، تحصیلی، شغلی و یا اجتماعی را تحت‌الشعاع قرار داده و دچار نقصان نماید. به ویژه اینکه اگر بعد روانی بهداشت، به قدر کافی مورد توجه قرار نگیرد، مشکلات روانی و رفتاری رو به فزونی خواهد گذاشت تا حدی که عوارض ناشی از این غفلت در ابعاد فردی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی اثرات سوء و غیر قابل جبران را در پی خواهد داشت. این امر بویژه در مورد دانشجویان که امروزه در کشور ما بخش عظیمی از افراد شاغل به تحصیل در نظام آموزشی را شامل می شونداز اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.درکنارصرف بخش بزرگی از بودجه مالیکشور،انرژی و سایرامکانات توجه به این مسئله که یادگیرندگان را نباید فقط برای کسب نمرات خوب در محیط های آموزشی ترغیب کرد بلکه باید برای یادگیری و رسیدن به زندگی خوب نیز یاری شوند(نگووان56،2010)اهمیت توجه به مسائل دانشجویان را روشن تر میکند چرا که دانشجویان هنگام ورود به دانشگاه و ادامه‌ی تحصیل نه تنها باید سازگاری با مقتضیات جدید و استقلال دوران بزرگسالی را بیاموزند بلکه باید از عهده‌ی محیطی که با تجربه‌ی آنها در سال‌های مدرسه متفاوت است نیز برآیند (رایس و والی57، 1994؛به نقل از حسینی،1392). نتایج تعداد زیادی از تحقیقات نشان می‌دهند که از سال اول تا آخر دانشگاه تغییرات روانشناختی گسترده‌ای صورت می‌گیرند که همگی مؤید تأثیر روانشناختی وارد شدن به دانشگاه است (لورابرک، 2007، ترجمه یحیی سید محمدی، 1387). توجه به عوامل و ویژگی‌های شخصیتی، فردی و روانشناختی دانشجویان می‌تواند نقش مهمی در کیفیت فرآیند آموزشی، تأمین سلامت روان و جلوگیری از بروز مشکلات روانشناختی و افت و ترک تحصیل آنها داشته باشد، چرا که هدف از توجه به حوزه‌های سلامت روان در بین دانشجویان تربیت افراد سالم، توانمند و با نشاط است تا ضمن کاهش مشکلات روانی و رفتاری جوانان، مسیر رشد را برای نیل به اهداف نهایی آموزش و پرورش هموار سازد. از آنجا که دانشگاه و تجربه‌های استرس‌زای مرتبط با آن ممکن است در بهزیستی روانشناختی دانشجویان نقش منفی داشته باشد (شهنی ییلاق و همکاران، 1390) از طرفی با توجه به اینکه مشکلات دانشجویان می‌تواند بواسطه‌ی زندگی اجتماعی آنها در خوابگاه‌ها روی سایرین هم تأثیرگذار باشد و علاوه برخودشان،سلامت روانی اطرافیان را نیز در معرض خطر قرار دهد لذا بررسی پارامترهای روانشناختی و مؤثر در کیفیت بهزیستی روانشاختی دانشجویان به پژوهشگران، خانواده‌ها و خود دانشجویان کمک خواهد کرد تا اثرات این خطرات احتمالی را تعدیل نمایند. از جمله این عوامل مهم صفات شخصیت است که در تحقیق حاضر در قالب مدل پنج عاملی معروف به پنج عامل بزرگ شخصیت مورد بررسی است. ویژگی‌های شخصیتی صفات پایداری هستند که از موقعیتی به موقعیت دیگر تغییر نمی‌کنند. آنها گرایش‌های باثبات و بادوام پاسخدهی به شیوه یکسان به محرک‌های مختلف می‌باشند و می‌توانند پیش‌بینی‌کننده‌ی رفتار فرد در موقعیت‌های مختلف باشد (شولتز و شولتز، 1998،ترجمه سید محمدی،1387). از طرفی عامل منبع کنترل که منظور از آن اینست که شخص تا چه اندازه باور دارد که می‌تواند بر زندگی خود اثر داشته باشد(گنجی،1379) احتمالاً با بهزیستی روانشناختی مرتبط است.منبع کنترل افراد بر اساس یادگیری و تجارب فرد در جریان رشد ایجاد می شود و مطلب مهمتر اینکه چون منبع کنترل مبتنی بر ادراکات فرد از زندگی است پس می‌توان آن را مجدداً ارزیابی کرد و تغییر داد (کلینکه، 1999، ترجمه محمدخانی، 1392). هوش هیجانی نیز از مهمترین عوامل موفقیت در زندگی شخصی و اجتماعی محسوب می‌شود. به عقیده‌ی مایر و سالوی58 (2000) هوش هیجانی یک توانایی فوق‌العاده است چرا که مشخص می‌کند چگونه می‌توان از سایر مهارت‌های خود از جمله هوش بهر به بهترین نحو استفادهکرد. نتایج تحقیقات بیانگر آنست که افرادی که به راحتی هیجان‌های خود را ارزیابی نموده و در تماس مستقیم با آنها می‌باشند قادرند هیجان‌های خود را به خوبی تنظیم کنند و روابط خود را با دیگران به خوبی اداره نمایند که این می‌تواند به بهزیستی روانشناختی آنها کمک کند (ماورولی و همکاران، 2007). با در نظر گرفتن اهمیت موفقیت نسل جوان و دانشجوی جامعه، بررسی راه‌های تازه برای ارتقاء سلامت روانشناختی دانشجویان و شادکامی و رضایتمندی آنها از جایگاه مهمی برخوردار است. همانگونه که در روانشناسی مثبت‌گرا اشاره شده است بهزیستی روانشناختی به مقوله‌ی خوشبختی انسان می‌پردازد اما نحوه‌ی دست‌یابی به آن موضوعی پرمناقشه است (مرعشی و همکاران،1391؛به نقل از حسینی،1392) لذا با توجه به اهمیت موضوع و با در نظر گرفتن خلاءهای تحقیقاتی موجود در زمینه‌ی عنوان پژوهش حاضر، بویژه در مورد دانشجویان شهر کرمانشاه می توان به ضرورت انجام این تحقیق پی برد.
1-3- اهداف پژوهش
هدف اصلی
بررسی نقش پنج عامل بزرگ شخصیت، منبع کنترل و هوش هیجانی در پیش‌بینی بهزیستی روانشناختی دانشجویان است.
اهداف فرعی
1. تعیین رابطه پنج عامل بزرگ شخصیت با بهزیستی روانشناختی دانشجویان
2. تعیین رابطه منبع کنترل با بهزیستی روانشناختی دانشجویان
3. تعیین رابطه هوش هیجانی با بهزیستی روانشناختی دانشجویان
1-4- فرضیه‌های پژوهش
1- بین پنج عامل بزرگ شخصیت و بهزیستی روانشناختی دانشجویان رابطه وجود دارد.
2- بین منبع کنترل و بهزیستی روانشناختی دانشجویان رابطه وجود دارد.
3- بین هوش هیجانی و بهزیستی روانشناختی دانشجویان رابطه وجود دارد.
4- پنج عامل بزرگ شخصیت، منبع کنترل و هوش هیجانی توانایی پیش بینی بهزیستی روانشناختی دانشجویان را دارند.
1-5- تعریف متغیرها
1-5-1- تعاریف مفهومی
بهزیستی روانشناختی: ریف (1989) پیشنهاد کرد که بهزیستی روانشناختی به آنچه فرد برای بهزیستی به آن نیاز دارد اشاره می‌کند و بهزیستی روانشناختی را تلاش برای کمال در جهت تحقق توانایی‌های بالقوه‌ی واقعی فرد می‌داند. در واقع منظور از بهزیستی روانشناختی، ارزیابی عاطفی و شناختی فرد از زندگی خود است. ریف(1989)برای بهزیستی روانشناختی شش مؤلفه ی پذیرش خود (توانایی دیدن و پذیرفتن قوت ها و ضعف های خود)،هدفمندی در زندگی(به معنای داشتن غایت ها و اهدافی که به زندگی فرد جهت و معنا می بخشد)،رشد شخصی(احساس اینکه استعدادها و توانایی های بالقوه فرد در طی زمان و در طول زندگی بالفعل خواهد شد)،داشتن ارتباط مثبت با دیگران(به مفهوم داشتن ارتباط نزدیک و ارزشمند با افراد مهم در زندگی)،تسلط بر محیط (توانایی تنظیم و مدیریت امور زندگی به ویژه مسائل زندگی روزمره)و خود مختاری (توانایی و قدرت پیگیری خواست ها و عمل براساس اصول شخصی حتی اگر مخالف آداب و رسوم و تقاضاهای اجتماعی باشد) را معرفی کرد(ریف،1989،ریف و کیس،2003؛به نقل از میکاییلی منیع،1389).
پنج عامل بزرگ شخصیت: مک کری و کاستا (1987)، شخصیت را بر اساس ویژگی‌های اصلی در الگوی ویژه‌ای با عنوان پنج عامل بزرگ شخصیت تشریح کردند. این ویژگی‌ها عبارتند از: روان نژندی، برونگرایی، انعطاف پذیری، دلپذیری و وظیفه‌شناسی. روان‌نژندی به تمایل فرد برای تجربهی اضطراب، تنش، ترحم‌جویی، خصومت، افسردگی و حرمت نفس پائین بر می‌گردد. برونگرایی به تمایل فرد برای مثبت بودن، جرأت طلبی، پرانرژی بودن و صمیمیت اطلاق می‌گردد. انعطاف‌پذیری به تمایل فرد برای کنجکاوی، عشق به هنر، هنرمندی، انعطاف‌پذیری و خردورزی گفته می‌شود. دلپذیری یا مقبولیت به تمایل فرد برای بخشندگی، مهربانی، سخاوت، همدلی و همفکری، نوع دوستی و اعتمادورزی مربوط می‌شود. وظیفه شناسی به تمایل فرد برای منظم بودن و کارآمدی، قابلیت اعتماد و اتکا، خودنظم‌بخشی، پیشرفت مداری، منطقی بودن و آرام بودن بر می‌گردد (حق‌شناس، 1385).
منبع کنترل: راتر در بیان مفهوم منبع کنترل به دو بعد فرضی درونی و بیرونی اشاره دارد. گروهی که موفقیت ها و شکست‌های خود را عموماً به شخص خود (کوشش یا توانایی شخص) نسبت می‌دهند، افراد دارای منبع کنترل درونی نامیده شده‌اند و گروه دوم که موفقیت‌ها و شکست‌های خود را معمولاً به عوامل بیرونی از خود (بخت و اقبال یا دشواری موقعیت‌ها) نسبت می‌دهند، افراد دارای منبع کنترل بیرونی نام گرفته‌اند(یوسفی و همکاران، 1387).
هوش هیجانی: گلمن (1998) هوش هیجانی را ظرفیت یا توانایی سازماندهی احساسات و هیجانات خود و دیگران برای برانگیختن خود و کنترل مؤثر احساسات و استفاده از آن‌ها در روابط با دیگران می‌داند. گلمن معتقد است، علی‌رغم اینکه دانش کنونی، ژنها را بعنوان یک عامل مهم تأثیرگذار در هوش هیجانی می‌داند اما هوش هیجانی تا حدی از تجربیات زندگی نیز بدست می‌آید (گلمن، 2003).
1-5-2- تعاریف عملیاتی
بهزیستی روانشناختی: منظور از بهزیستی روانشناختی نمره‌ایست که آزمودنی از پرسشنامه‌ی بهزیستی روانشناختی ریف فرم کوتاه (18 سوالی)کسب کرده است.
پنج عامل بزرگ شخصیت: منظور از پنج عامل بزرگ شخصیت نمره‌ای است که آزمودنی در هر کدام از پنج مؤلفه‌ی پرسشنامه ی شخصیت کاستا و مک کری (NEO-FFI)فرم کوتاه (60 سوالی) کسب کرده است.
منبع کنترل: در این پژوهش منبع کنترل نمره‌ایست که آزمودنی از پرسشنامه منبع کنترل راتر (1996)فرم(29 سوالی) کسب کرده است.
هوش هیجانی: منظور نمره ایست که آزمودنی از پرسشنامه‌ی هوش هیجانی برادبری- گریوز59(28 سوالی)کسب کرده است.
فصل دوم
ادبیات و پیشینه پژوهش
2-1- بهزیستی روانشناختی و سلامت روان60
بهداشت روانی یک زمینه‌ی تخصصی در محدوده‌ی روانپزشکی است و هدف آن ایجاد سلامت روان بوسیله‌ی پیشگیری از ابتلاء به بیماری‌های روانی،کنترل عوامل مؤثر در بروز بیماری‌های روانی، تشخیص زودرس بیماری‌های روانی، پیشگیری از عوارض ناشی از برگشت بیماری‌های روانی و ایجاد محیط سالم برای برقراری روابط صحیح انسانی است. پس بهداشت روانی علمی است برای بهزیستی، رفاه اجتماعی و سازش منطقی با پیش‌آمدهای زندگی (میلانی‌فر، 1382).
در سال‌های اخیر گروهی از پژوهشگران حوزه‌ی سلامت روانی به ویژه روانشناسان مثبت‌نگر رویکرد نظری و پژوهشی متفاوتی برای تبیین و مطالعه این مفهوم برگزیده‌اند. آنان سلامت روانی را معادل کارکرد مثبت روانشناختی تلقی نموده و آن را در قالب اصطلاح «بهزیستی روانشناختی» مفهوم‌سازی کرده‌اند. این گروه نداشتن بیماری را برای احساس سلامت کافی نمی‌دانند، بلکه معتقدند که داشتن احساس رضایت از زندگی، پیشرفت بسنده، تعامل کارآمد و مؤثر با جهان، انرژی و خلق مثبت و رابطه مطلوب با جمع و اجتماع و پیشرفت مثبت از مشخصه‌های فرد سالم است.در سالیان اخیر رویکرد آسیب شناسی به مطالعه سلامتی انسان مورد انتقاد قرار گرفته است بر خلاف این دیدگاه که سلامتی را به عنوان نداشتن بیماری تعریف می کند، رویکردهای جدید بر خوب بودن به جای بد یا بیمار بودن تأکید میکند(ریف و همکاران،2004)
از این منظر،عدم وجود نشانه های بیماری های روانی،شاخص سلامتی نیست.بلکه سازگاری،شادمانی،اعتماد به نفس و ویژگی های مثبتی از این دست نشان دهندهی سلامت بوده و هدف اصلی فرد در زندگی،شکوفا سازی قابلیت های خود است.نظریه هایی مانند نظریهی خودشکوفایی مازلو61،کارکرد کامل62(راجرز63), انسان بالغ یا بالیدگی64(آلپورت65)در شکل بندی مفهوم سلامتی روانشناختی ،این فرض بنیادین را پذیرفته و از آن بهره جسته اند(رایان ودکی66 2001).به دنبال ظهور این نظریه ها و جنبش روانشناسی مثبت که در سلامتی روانی بر وجود ویژگی های مثبت و رشد توانایی های فردی تأکید داشتند،گروهی از روانشناسان به جای اصطلاح سلامتی روانی از بهزیستی روانشناختی استفاده کردهاند زیرا معتقدند این واژه بیشتر ابعاد مثبت را به ذهن متبادر میکند(ریف و سینگر،1998) .در این راستا مدل هایی مانند مدل جاهودا67،مدل بهزیستی ذهنی68 داینر69و مدل شش عاملی بهزیستی روانشناختی ریف تدوین شده اند که در تعریف و تبیین سلامت روانی به جای تمرکز بر بیماری وضعف بر تواناییها و داشتههای فرد متمرکز هستند(کامپتون70،2001).
بهزیستی روانشناختی در مفهوم واقعی به عنوان بازتابی از طرز فکر و واکنش های هیجانی و احساسات مثبت به رویدادهای زندگی است(بارترام و بونیول71،2007).
بهزیستی روانشناختی مستلزم درک چالش‌های وجودی زندگی است. رویکرد بهزیستی روانشناختی رشد و تحول مشاهده شده در برابر چالش‌های وجودی زندگی را بررسی می‌کند و به شدت بر توسعه انسانی تأکید دارد، به عنوان مثال دنبال نمودن اهداف معنادار، تحول و پیشرفت به عنوان یک فرد و برقراری روابط کیفی با دیگران. جمع گسترده‌ای از ادبیات تحقیقی در دهه 1950 و 1960 میلادی به تجزیه و تحلیل چالش‌ها و مشکلات اساسی زندگی پرداخته است (ریف و کیس72، 2002).
روان شناختی مثبت‌نگر به سلامت روانی افراد و کیفیت زندگی آنها نگاهی می‌اندازد و می‌پرسد: «چه می‌توانست باشد؟» «سلیگمن و چیک سنت میهالی، 2000؛به نقل از مارشال ریو،2005).
این روانشناسی به دنبال آن است که به افراد کمک کند توانایی‌ها و شایستگی‌های خود را پرورش دهند. این روانشناسی از افراد نمی‌پرسد که چه عینکی بر چشم می‌زنند یا چه کسی را به عنوان الگوی نقش انتخاب می‌کنند، بلکه به آنها می‌گوید که قوت‌ها به اندازه ضعف‌ها اهمیت دارند، انعطاف‌پذیری به اندازه‌ی آسیب‌پذیری اهمیت دارد. و تکلیف دائمی بذر خوبی پاشیدن به اندازه مداخله کردن برای برطرف کردن آسیب، اهمیت دارد. نمونه‌ای از توانایی‌های انسان که موضوع اصلی روانشناسی مثبت‌نگر را تشکیل می‌دهد در زیر آمده است (اسنیدر و لوپز73، 2002؛به نقل از مارشال ریو2005).
توانمندی‌های شخصی که به عنوان موضوعات اصلی روانشناسی مثبت‌نگر مورد بررسی قرار گرفته‌اند.
خوشحالیعشق به دانستنلذتخِردانعطاف‌پذیریاصالتسرسختیتوانایی برای روانی (flow)کنترل شخصیخودمختاریخوشبینیبخشندگیسبک تبیینی خوش‌بینانهدلسوزیامیدهمدلیاحساس کارآیینوع دوستیتعیین هدفشوخ طبعیمعنیمعنویتمنبع:( مارشال ریو،2005،ترجمه یحی سید محمدی،1391)

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

پرورش دادن توانمندی‌هایی که در بالا آمده است دو نتیجه‌ی مرتبط به بار می‌آورد: (1) پرورش دادن رشد شخصی و سلامتی و (2) پیشگیری از اینکه بیماری انسان (مثل افسردگی، خودکشی) در شخصیت ریشه‌دار شود (اسنیدر و لوپز، 2002؛به نقل از مارشال ریو،2005).
2-1-1- روانشناسی مثبت‌نگر و بهزیستی روانشناختی
روانشناسی بالینی به شکل سنتی‌اش بر کمبودها و ناتوانی‌های روانی تأکید داشت و انعطاف‌پذیری، تدبیرمندی و توان مراجعان را برای بازیابی به ندرت مد نظر قرار داده است. در ایالات متحده مارتین سلیگمن و همکارانش بنیان‌های روانشناسی مثبت‌نگر را به عنوان متمم رویکردهای کمبود مدار شروع کرده‌اند، روانشناسی مثبت‌نگر چیزی بیش از مطالعه‌ی علمی فضیلت‌ها و توانایی‌های معمولی انسان نیست. این حیطه در چشم‌انداز علمی خود علاقمند به تحقیقات علمی به منظور فهم کامل و گسترده تجارب انسان از کمبود، رنج، بیماری تا شکوفایی، سلامتی، بهزیستی و شادابی انسان می‌باشد (استفان و الکس74، 2006؛به نقل از حسینی،1392).
روانشناسی مثبت‌نگر به شناسایی عامل‌هایی می‌پردازد که سلامت را افزایش می‌دهند، مأموریت روانشناسی مثبت‌نگر این است که نتیجه‌گیری در مورد آنچه را که می‌تواند دنیای بهتری بسازد به جای توسل به عقاید و معانی بیان بر علم پایه‌گذاری کند (کار75، 1957، ترجمه حسن پاشا شریفی، نجفی زند و ثنایی، 1385).
روانشناسی مثبت‌نگر رشته‌ی تازه‌ای در روانشناسی است که در اواخر دهه 1990 برپا شده است و تمرکز آن بیشتر بر قدرت و توانایی‌های فرد است تا جست‌وجو در ضعف‌ها و نقص‌های آن، این رشته به دنبال آن است که تصویری از زندگی خوب را به روشنی بیان کند (البته از لحاظ روانشناختی) و برای اینکه مشخص کند چه چیزی زندگی را برای زیستن با ارزش می‌کند از روش‌های تجربی روانشناسی بهره می‌برد.
2-1-2- مکتب روانشناسی مثبت‌نگر
موضوع اصلی روانشناسی مثبت‌نگر تحقیق کردن درباره‌ی تجربیات ذهنی مثبت مانند: بهروزی، خشنودی، رضایت خاطر، لذت، امید، خوشبینی، روانی شایستگی، عشق، عشق به کار، جرئت، پشتکار، خودمختاری، مهارت میان فردی، استعداد، خلاقیت، ابتکار، دوراندیشی، فرد، مسئولیت میان فردی، نوعدوستی، وجدان کاری و پرورش دیگران است. روانشناسی مثبت‌نگر رشته‌ی فرعی روانشناسی انسانگر نیست، موضوع اصلی این روانشناسی همان است که روانشناسی انسانگرا، را برای خود انتخاب کرده است. به همین خاطر نیز این دو رشته همپوشی زیادی دارند. اما آنچه روانشناسی مثبت‌نگر را از روانشناسی انسانگرا متمایز می‌کند تأکید زیاد آن بر اتکار به پژوهش تجربی برای آزمودن فرضیه ها بر اساس داده‌های بدست آمده است (نینان76، 2007؛ به نقل از حسینی،1392).
روانشناسی مثبت‌نگر به عنوان رویکردی تازه در روانشناسی بر فهم و تشریح شادمانی و احساس ذهنی بهزیستی و همچنین پیش‌بینی دقیق عوامل مؤثر بر آن‌ها متمرکز است. این رویکرد از منظری مثبت‌گرایانه با ارتقای احساس ذهنی بهزیستی و شادمانی، در عوض درمان نواقص و اختلالات سر و کار دارد. بنابراین روانشناسی مثبت‌نگر مکمل روانشناسی بالینی سنتی است. فهم و درک و شفاف‌سازی شادمانی و احساس ذهنی بهزیستی، موضوع محوری روانشناسی مثبت‌نگر است. روانشناسی مثبت‌نگر گرا از لحاظ علمی از روانشناسی انسان گرا دقیق‌تر است. این‌گونه روانشناسی به انسان می‌نگرد و می‌پرسد «چه می‌توانست باشد؟» روانشناسی مثبت‌نگر به عنوان یک رشته قبول دارد که افراد از آنچه می‌توانند باشند کمترند، همچنین از میزان شیوع آسیب‌هایی نظیر افسردگی، سوء مصرف مواد، بی احساسی و خشونت آگاه است، با این حال عمدتاً به تقویت کردن توانایی‌ها و شایستگی‌های فرد توجه دارد. افراد برای جلوگیری از بیماری‌ باید بتوانند، توانایی‌هایی چون امید، خوشبینی، مهارت، پشتکار، انگیزش درونی و قابلیت روانی را در خود پروردانده و از آن‌ها بهره ببرند. مسئله این نیست که چطور می‌توانیم ضعف‌های افراد را اصلاح کنیم بلکه اینست که چگونه می‌توانیم توانایی‌های افراد را پرورش دهیم و تقویت کنیم.
روانشناسی مثبت‌نگر در پی آن است که افراد را نیرومندتر و پربارتر کند و استعداد همه‌ی آنها را شکوفا سازد (ریف، 1998). روانشناسی مثبت‌نگر به سلامت روانی افراد و کیفیت زندگی آنها نگاه می‌اندازد و می‌پرسد چه می‌توانست باشد. این روانشناسی به دنبال آن است که به افراد کمک کند تا توانایی‌ها و شایستگی‌های خود را پرورش دهند، برای همین از آنها نمی‌پرسد که چه عینکی به چشم می‌زنند یا چه کسی را به عنوان الگوی نقش انتخاب می‌کنند بلکه به آنها می‌گوید که قوت‌ها به اندازه‌ی ضعف‌ها اهیمت دارند، انعطاف‌پذیری به اندازه‌ی آسیب‌پذیری مهم است و تکلیف دائمی بذر خوبی پاشیدن، به اندازه مداخله کردن برای برطرف نمودن آسیب حائز اهمیت است (سلیگمن77، 2004، ترجمه تبریزی و همکاران، 1388).
2-1-3- حوزه‌ های اصلی روانشناسی مثبت‌نگر
هیجانات مثبت
خصیصه‌های مثبت افراد
نهادها و سازمان‌های مثبت
هیجانات مثبت شامل مطالعه درباره‌ی بهزیستی روانشناختی، رضایت و خرسندی از گذشته، سالم و شاداب بودن در حال حاضر، امید و خوش‌بینی برای آینده است. خصیصه‌های مثبت افراد شامل مطالعه‌ی توانمدی‌ها و فضیلت‌ها مانند استعداد عشق، کار، شجاعت، رحم و شفقت، خلاقیت، کمال، خودشناسی، تساهل، خودکنترلی و حکمت فرزانگی می‌باشد. فهم و درک سازمان‌ها و نهادهای مثبت مستلزم بررسی توانمندی‌ها و ویژگی‌هایی است که برای پرورش و گسترش جامعه‌ی بهتر لازم است مانند عدالت، مسئولیت‌پذیری، نزاکت و ادب اجتماعی، وجدان کاری، بردباری، سعه صدر یعنی ایجاد سازمان‌های مدنی که افراد را به سمت شهروندهای ایده‌آل هدایت می‌کند. در کل روانشناسی مثبت مطالعه شرایط و فرآیندهایی است که در ترقی با بهینه کردن کارکردها و پتانسیل‌های انسان‌ها، گروه‌ها، سازمان‌ها و نهادها نقش دارد (میشل78، 2006؛ به نقل از حسینی، 1392).سلیگمن (1998) در پاسخ به این سؤال که چرا امروزه به روانشناسی مثبت‌نگر نیاز داریم معتقد است که در گذشته،روانشناسی هزینه زیادی را برای بیماری‌ها و ضعف‌ها پرداخت نموده است و کمتر به عوامل مثبت و انسانی ارزش داده است، مثلاً روانشناسان ملاک‌های تشخیصی و آماری بیماری‌ها79DSM را تدوین کردند و روانشناسان اثرات زیان‌آور استرس‌های محیطی را بر روی بدن نشان دادند و روانشناسان شناختی مشخص کردند که خطاهای شناختی باعث شکل‌گیری بسیاری از اختلالات می‌شود. اما این حوزه بر این عقیده تأسیس شده که افراد دوست دارند زندگی خود را معنادار و کاملتر کنند و به دنبال افزودن تجربه خود از عشق و کار هستند و به دنبال ترویج و گسترش عواملی هستند که آن را بهترین چیز در درون خود می‌دانند. روانشناسی مثبت‌نگر می‌تواند با تشویق افراد به سوی پذیرفتن رفتارها و تمرینات ذهنی و ارتقاء سطح بهینه و نهفته در وجود هر شخص علاوه بر اینکه از شکل‌گیری بسیاری از اختلالات جلوگیری کند باعث ایجاد شادی و رضایت در زندگی افراد شود.
لذا می‌توان گفت که هدف روانشناسی مثبت‌نگر ریشه کنی و از بین بردن آسیب شناسی نیست بلکه هدف آن ساختن عواملی است که در انسان قابلیت رشد و تحول دارد، بدون آنکه بخواهد ضرورت و اهمیت آسیب‌شناسی را انکار کند (آنجلا80، 2004). به همین علت امروزه روانشناسان مثبت در مقابل ملاک‌های تشخیصی و آماری بیماری‌ها یک نظام طبقه‌بندی به نام شناسایی و طبقه‌بندی توانمندی‌های انسان81 به جود آورده‌اند بدین معنی که روانشناسی مثبت‌نگر به شناسایی و طبقه‌بندی توانمندی‌هایی در انسان می‌پردازد که می‌توانند برخلاف بیماری‌ها عمل کنند. خود این توانمندی ها در شش بخش طبقه‌بندی شده‌اند که عبارتند از:
خرد و دانایی
شجاعت
تنوع‌طلبی

دسته بندی : پایان نامه ارشد

دیدگاهتان را بنویسید