آمار تحلیلی………………………………………67
آزمون کولموگروف-اسمیرونف برای نرمال بودن………………………………………67
آزمون فرضیه های پژوهش …………………………………………..70
نتایج آزمون یومان-ویتنی در الگوی دویدن………………………………………72
نتایج آزمون یومان ویتنی در الگوی پرش جفت………………………………………..74
نتایج آزمون یومان ویتنی در الکوی دریبل کردن……………………………………….76
نتایج آزمون یومان ویتنی در الگوی گرفتن………………………………………..77
فصل پنجم:بحث و نتیجه گیری………………………………………..78
خلاصه تحقیق………………………………………..78
نتایج و یافته های تحقیق………………………………………..81
بحث و نتیجه گیری………………………………………..83
پیشنهادات……………………………………87
پیشنهاد کاربردی ……………………………………………87
پیشنهاد پژوهشی…………………………………….….87
چکیده:
هدف از این تحقیق مقایسه الگوهای بنیادی دختر و پسر 7 و 8 ساله در شهر و روستا بود. در این تحقیق 50 دانش آموز دختر و 55دانش آموز پسر در شهر و 45 دانش آموز دختر و 50 دانش آموز پسر در روستا و مجموع 200 دانش آموز به صورت نمونه آماری انتخاب شدند.
محقق 4 مدرسه را 2تا در شهر و 2 مدرسه در روستا را انتخاب نموده و تعداد 100 دانش آموز پسر ودختر از روستاهای شهرستان ملایر منطقه سامن و 100 دانش آموز پسر و دختر از شهرستان ملایر مورد ارزیابی رشد حرکتی قرار گرفته داده شده است.ابزار ارزیابی این مطالعه شامل آزمون رشد حرکتی اولریخ بود که جهت ارزیابی مهارت های جابجایی و کنترل شی مورد استفاده قرار می گیرد.
اطلاعات پژوهش از طریق فیلمبرداری مهارتهای مورد نظراز سه زاویه رو به رو – پهلو و پشت جمع آوری شد. الگوی دویدن- پرش جفت – دریبل کردن و دریافت کردن با توجه به نتایج آزمون یومان ویتنی ارزیابی شد.
نتایج تحقیق نشان داد که رشد الگوهای بنیادی در پسران پیشرفته تر از دختران است و کودکان روستایی در مهارت دویدن در مقایسه با کودکان شهری توانایی حرکتی بالاتری دارند.(0.05p≤)
لغات کلیدی: رشد حرکتی-مهارتهای بنیادی- مهارتهای جابجایی- مهارتهای دستکاری
فصل اول
مقدمه و معرفی
مقدمه
در حقیقت رحمت یک جنبه حیاتی در زندگی است بدون مرحمت نمی توانیم غذا تهیه کنیم وزنده بمانیم بدون دانستن توانایی حرکت به زندگی کردن برای ما غیر ممکن می شود ظرفیت حرکت مسافر امر از راه رفتن ، بازی کردن ویا دستکاری اشیاء است حرکت جنبه اصلی رشد تکاملی ما است حرکت جنبه اصلی رشد تکاملی ما است اهمیت آن کمتر از تکامل توانایی های عقلانی وعاطفی نیست توانایی شناختی ورشد آن به ما کمک می کند تا برای بقا حرکت لازم را (ساختن سر پناه ساختن ابزار ووسایل ایجاد ارتباط )انجام دهیم تکالیف حرکتی حالتهای مختلفی دارند ،برخی ازآنها انواع حرکات منشاء ژنتیکی (ارثی یا طبق نظر بیولوژیستهای رشد خود متمایز شد ه )دارند مانند به دست آوردن کنترل اندام بدن در انسانها و یا به دست آوردن تواناییدر هزارپا برای به حرکت در آوردن همزمان پاهایش
(اسمیت – لی 20050)
حرکت زندگی است ما را وارادار می کند از رختخواب بیرون آمده به محل کار برویم بازی کنیم بخوریم ونفس بکشیم. شناخت فرایندهایی که باعث هماهنگی و کنترل حرکتی می شوند لازمه فهم چگونگی زندگی است. شناخت اولیه این فرایندها یا علوم پایه راه را برای به کارگیری صحیح و درمان های موثر جهت حل مشکلات هموار می کند. جنبه کاربردی علم رشد حرکتی مفیدترین راه است. مشکلات حرکتی ناشی از عوامل متعددی هستند که ممکن است ذاتی باشند مانند نوزادی که با ناتوانی حرکتی مثل اسپینا بیفیدا (نخاع دو شاخه) متولد می شود یا در اثر آسیبی شدید ویا به مرور زمان با بالا رفتن سن یا فشارهای مداوم به وجود آید نظیر مشکلات وضعیتی در نحوه نشتستن یا راه رفتن. یا می تواند صرفا در حین کسب یک مهارت جدید بروز کند. مثل اجرای حرکت آرابیسک (یا ضربه به توپ گلف).(گالاهو1-آزمون2 2006)
کنترل حرکتی مطالعه عوامل عصب فیزیولوژیکی است که بر روی حرکت انسان تاثیر گذار است. عصب فیزیولوژیکی به عملکرد بدن انسان علی الخصوص در رابطه با سیستم عصبی اشاره دارد. سیستم عصبی اهمیت خاصی در ایجاد حرکت انسان دارد. زیرا سلولهای عصبی موجب تحریک فیبرهای عضلانی می شوند تا حرکت دلخواه را ایجاد کنند. رشد حرکتی هم به عنوان فرایند رشد در طول حیات انسان قرار گرفته است. در انسان رشد حرکتی چگونگی توسعه حرکت های انسان را از شکل بازتابی و ابتدایی تا رسیدن به شکل ارادی و پیشرفته بررسی می کند. دلایل مختلف مطالعه رشد حرکتی چیست ؟ چرا باید رشد حرکتی را مطالعه کنیم؟ 1. رشد انسان چندین جنبه دارد. علاوه بر تغییرات حرکت انسان تغییرات هوشی اجتماعی و عاطفی نیز رخ می دهد
2.مطالعه روشهای مختلف رشد حرکتی به ما کمکمی کند تا نابهنجاری را شناسایی و آنها را مداوا کنیم
3.دانش رشد حرکتی انسان امکان برقراری و ارائه فعالیت های مناسب رشدی که یادگیری و آموزش بهینه مهارتهای حرکتی را برای افراد تمام سنین و سطوح توانایی ممکن می سازد به وجود می آورد.
(پاینه3- ایساکس4 2002)
مرحله نخست زندگی با کنترل بدن و مهارتهای چنگ زدن به اشیا شروع می شود وبا اکتساب مهارتهای انتقالی و دستکاری مانند پرتاب کردن اشیا ادامه می یابد. مهارتهای اساسی در دوره کودکی پالایش یافته در توالی ترکیب می شوند تا مهارتهای پیچیده را بوجود آورند. نوجوانان به کسب توالی حرکات ادامه داده قابلیتهای خود را برای سازگاری و انطباق مهارتهای حرکتی با اهداف مورد نظر و شرایط محیطی ارتقا می بخشند. بدن انسان در دوران طفولیت کودکی و نوجوانی در حال رشد وبالیدگی است. درک او از جهان اطرافش عمیقتر شده ظرفیت ذهنی اش با افزایش مهارتهای روانی بیشتر می شود. همچنین با تشکیل روابط جدید مهارتهای اجتماعی تازه ای آموخته می شوند. عملکرد مهارتهای حرکتی بایدبا همه این تغییرات تطبیق یافته شکل پیدا کند. مهارتهای حرکتی به طور معمول در اواخر دوره نوجوانی و در دوره جوانی کامل می شوند.ورزشکاران نخبه عالی نمونه های عالی رشد مهارتهای حرکتی هستند. (هی وود5 1383).
وقتی کودکان به سن دو سالگی می رسند یا نزدیک می شوند نزدیک می شوند تغییرات قابل توجهی در چگونگی ارتباط آنها با محیط اطراف را می توان مشاهده کرد. آنها در اواخر دو سالگی در توانایی های حرکتی مقدماتی دوران کودکی تبحر پیدا می کنند. این توانایی های حرکتی اساس رشد حرکتی هر کودک را شکل داده یا الگوهای حرکتی بنیادی اوایل کودکی و مهارتهای حرکتی تخصصی اواخر کودکی و نوجوانی را پالایش می کنند. کودکان به دلیل ناتوانایی های اساسی خود در حرکت آزادانه یا به خاطر محدودیت های مربوط به استفاده از تخت خواب یا اسباب بازی به مدت طولانی بدون حرکت باقی می مانند. اکنون آنها می توانند پتانسیل های حرکتی بدن خود را از طریق حرکت در فضا شناسایی کنند (جابجایی). آنها مجبور نیستند تلاش مداومی در برابر نیروی جاذبه داشته باشند بلکه کنترل فزاینده ای در عضلات خود برای مقابله با نیروی جاذبه کسب می کنند (پایداری). آنها مجبور نیستند حرکات زمخت و بدون تاثیر دسترسی گرفتن و رها کردن اشیاء را که از ویزگی های طفولیت است انجام دهند بلکه توانایی تماس کنترل شده و دقیق با اشیای موجود در محیط پیرامون را به سرعت توسعه می دهند (دستکاری).
کودکان کم سن درگیر فرایند رشد و اصلاح مهارتهای حرکتی بنیادی در گستره وسیع حرکات پایداری جابجایی و دستکاری هستند. به این معنی که آنها باید درگیر یک سری تجارب رشدی هماهنگی شوند که برای افزایش آگاهی از بدن و پتانسیل حرکتی طراحی شده اند. عناصر اساسی یک حرکت بنیادی در تمام کودکان یکسان است. رشد مهارتهای حرکتی بنیادی اساس رشد حرکتی کودکان است. مجموعه وسیعی از تجارب حرکتی اطلاعات ارزشمندی را برای کودکان فراهم می کنند که اساس درک آنها از خود و دنیا را تشکیل می دهند. (گالاهو –ازمون 2006)
آموزش حرکات بنیادی یکی از متاداول ترین الگوهای قدیمی وسنتی در برنامه ریزی درسی تربیت بدنی است . این الگو ، محتوای تربیت بدنی را در مجموعه حرکاتی تعریف می کند که استفاده ازاین حرکات یادگیری راسرعت می بخشد .هدف آن تمرین حرکات روزمره ونیزکسب مهارت برای حفظ این حرکات است .
انسان ها چگونه حرکت می کند؟ انسان ها چرا حرکت می کند ؟ در جستجو برای اینکه چطور می توان محتوای تربیت بدنی را طراحی کرد پاسخ به دو سوال فوق محتوای الگوی حرکات بنیادی را تشکیل می دهد . در این الگو ، سطوح اصلی مرتب شده حرکات بویژه در دوره ابتدائی در نظر گرفته می شود .
موضوعاتی شامل : نقش بدن ورابطه آن با فضا ، زمان ، نیرو و حرکت برای طراحی این الگو استفاده می شود . تاکید در این الکو برکشف مهارتهای حرکتی مختلف در حوزه های از قبیل حرکات ریتمیک (رقص)، بازی و ژیمناستیک است .
در این الگو ازروش اکتشاف ، راهنمایی شده حرکات حل مساله استفاده می شود . دانش آموزان راه هایی را برای استفاده از بدنشان را خلق می کنند تا به نتایج معینی دست یابند
طبق الگوی آموزش حرکات بنیادی،برنامه درسی حول پرسشهای زیرطراحی می شود:
در چه جهت هایی می تواند حرکت کند ؟(فضا)
1چگونه می توانید حرکت کنید ؟ (نیرو ، تعادل ، انتقال وزن)
2چه چیزی را می توانید حرکت دهید ؟ (آگاهی از بدن)
3در چه جهاتی می توانید حرکت کنید ؟ (فضا)
چگونه می توانیدبهتر حرکت کنید ؟(زمان ، حرکت)
گرچه الگو ها ی مذکور بطور وسیعی در تربیت بدنی استفاده شده است ، اما چنین بنظر می رسد که بیشترین کاربرد آن در دبستان می باشد . در این الگو کودک یادمی گیرد چگونه حرکت کند و درانجام حرکات متنوع چگونه از بدن و فضای اطراف بهره مند گردد .
چارچوب آن را آگاهی های بدن ، شناسایی فضایی و کیفیت های حرکتی ، که شامل : قدرت ، سرعت و انعطاف پذیری می باشند تشکیل می دهند .
ماهیت این الگو چنان است که همه کودکان را به حرکت و فعالیت تشویق می کند.ازاینرو،درک صحیح ازچارچوب این الگو برای مربیان ضروری است
حرکات بنیادی مجموعه ای از این حرکات است : پریدن –حس کردن –یورتمه رفتن-ضربه زدن -دراز کشیدن ، نشستن ، ایستادن ، راه رفتن ، دویدن ، لی لی کردن ، پاس دادن ، دریافت کردن ، حرکات انتقالی و غیر انتقالی و … که هرکدام ازاینهابصورتتجربیدرزندگیدانشآموزانبوقوعمیپیونددواینکهمادرغالبیککلاسرسمیوآموزشیبخواهیمبهآنهاآموزشدهیمبهطورچشمگیرینمیتواندجذابیتوپذیرشازسمتدانشآموزانداشتهباشد .
2) بیان مسأله:
تغیرات فرهنگی چند سال گذشته بسیار ناراحت کننده و تاسف آور است
دگرگونی فرهنگی 40 سال گذشته بسیار دردناک و تاسف آور است مردمی که خیلی از این فعال و با نشاط بود، دیگر انگیزه چندانی به فعالیت های بدنی ندارد. جامعه بر محور ماشین و اتومبیل می چرخد. از سال 1977 تاکنون طرفداران پیاده روی و دوچرخه سواری کاهش چشمگیر یافته اند ، این فعالیت ها در کودکان و نوجوانان 5 تا 15 ساله 7 تا 50 درصد کاهش یافته است. فن آوری نوین- با وجود تمام دستاوردهای مثبت- در خدمت کم تحرکی کودکان قرار گرفته است. تلویزیون، ماهواره، کامپیوتر و بازیهای ویدئویی بیداد می کنند. سندرز می گوید: دانش آموزان مدارس را به یادگیری مفاهیم ریاضی و علوم اجتماعی تشویق می کنند، اما ورزش و تربیت بدنی را از آنها دریغ می کنند کودکانی که در مهارت های حرکتی بنیادی به رشد و تکامل لازم نرسیده اند همان هایی هستند که به تدریج از محیط بازی با دوستان و همسالان خود بیرون می روند و شاید هیچ گاه به آن بازنگردند در تمام طول زندگی، کم تحرک و غیرفعال باقی بمانند.
همه می دانند که برای یادگیری خواندن باید خواند و برای آموختن ریاضی باید ریاضی تمرین کرد، اما چگونه است که نمی دانند برای یاگیری پرتاب کردن یا دریافت کردن باید آنها را نیز تمرین کرد؟ شاید می اندیشند که آنها نیازی به آموزش و تمرین ندارند و به خودی خود فرا گرفته می شوند اکنون چگونه از کودکی که پریدن یا پرتاب کردن را به درستی آموزش ندیده و تمرین نکرده است، توقع داریم که تعداد زیادی از مهارت های ظریف و پیچیده را با موفقیت انجام دهد. مگر می شود بدون یادگیری مهارت بنیادی «پرتاب از بالای شانه»، سرو تنیس یا پرتاب نیزه را به درستی انجام داد پژوهش های( سنای استرالیا و مدارس استرالیای غربی) تامسون و همکاران (1995)، واکلی و همکاران (1993)، ون بیوردن و همکاران (2002)درباره کودکان استرالیایی، پژوهش های هالند (1986)، کلی و همکاران (1989) و اولریخ (1985) درباره کودکان آمریکایی از ضعف مهارت های حرکتی بنیادی در آنها حکایت داشت. یافته های ایالت (نیوساوت ولز) استرالیا در 1997 نشان داد که میزان مهارت های حرکتی بنیادی در دانش آموزان بیشتر از 40 درصد نبود این مهارت ها شامل دویدن، پرش عمودی، دریافت، پرتاب از بالای شانه و ضربه زدن با دست و پا می شد. اسمیت و اوکیف (2000) دریافتند که مهارت های حرکتی در دانش آموزان ایرلندی ضعیف بود و آنها به همین صورت دوره ابتدایی را ترک می کردند اگرچه به عقیده اوکلی ورایت (1997) اصل بی طرفی و بی غرضی در پژوهش هایی که تأثیر جنسیت در یادگیری مهارت های حرکتی بنیادی را بررسی می کند رعایت نشده است، اما نتیجه یک پژوهش نشان داد که مهارت دختران دانشجو در الگوی پرتاب از بالای شانه در حد کودکان 4 یا 5 ساله بوده پژوهش کریگ نیز نشانگر ضعف پرش جفت طولی در دختران دانشجو ومهارت های حرکتی بنیادی ، پرش طولی جفتی و لی لی کردن آنها بوده است (محمدزاده6، قربانی7، اشتری8 2008 )
بنابر عواملی که در پارگراف های پیشین از آنها سخن رفت و با توجه به تغییراتی که تکنولوژی بر زندگی شهری و روستایی داشته محقق به بررسی و ارزیابی نموده که آیا رشد مهارت های حرکتی بنیادی در کودکان پسر 7 تا 12 سال شهر تفاوت دارد یا خیر.
3)ضرورت و اهمیت تحقیق:
باوجودتحقیقاتبسیاردررشدمهارتهایبنیادیوتأثیرعواملمختلف،تحقیقی جامع در خصوصارزیابی رشد الگوهای حرکتی بنیادی دختران و پسران شهر نگرفته است. مطالعه و ارزیابی بر مهارت های حرکتی بنیادی، حیطه مهمی از تحقیقات مربوط به رشد و تکامل حرکتی و جسمانی است. با توجه به اهمیت مطالعات در زمینه مقایسه میان مهارت های حرکتی بنیادی و محل زندگی در کودکان، انجام چنین تحقیقاتی بسیار ضروری به نظر می رسد تا نتایج حاصله بتواند راهگشای مسئولین امر در جهت هرچه کیفی تر کردن رشد حرکتی و سلامت افراد در سنین حساس کودکی باشند.و همچنینبا توجه به پیشرفت سریع فناوری از یک سو و کم تحرکی که یکی از اثرات جانبی آن می باشد به نظر می رسد بررسی این موضوع آیا رشد مهارت های بنیادی کودکان شهر نیز تحت اثر چنین تغییرات سریع قرار گرفته بدست آوردم فرم استتاردی در این زمینه ضروری به نظر می رسد.
4)اهداف تحقیق
هدف کلی:هدف کلی تحقیق حاضر بررسی وارزیابی الگوهای بنیادی کودکان پسر شهر ملایربود.
اهداف اختصاصی یا جزیی:
1.آگاهی ومقایسه و ارزیابی تفاوتهای رشدی الگوهای بنیادی دویدندر پسران شهری
2.آگاهی ومقایسه و ارزیابی تفاوتهای رشدی الگوهای بنیادی یورتمه دویدندر پسران شهری
3.آگاهی ومقایسه و ارزیابی تفاوتهای رشدی الگوهای بنیادی لی لی کردن در پسران شهری

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

4.آگاهی ومقایسه و ارزیابیتفاوتهای رشدی الگوهای بنیادی پرش جفت پسران شهری
5.آگاهی ومقایسه و ارزیابی تفاوتهای رشدی الگوهای بنیادی جهش کردن پسران شهری
6.آگاهی ومقایسه و ارزیابی تفاوتهای رشدی الگوهای بنیادی سر خوردن پسران شهری
7..آگاهی ومقایسه و ارزیابی تفاوتهای رشدی الگوهای بنیادی دریبلپسران شهری
8.آگاهی ومقایسه و ارزیابی تفاوتهای رشدی الگوهای بنیادیضربه زدن به توپ ثابتپسران شهری
9.آگاهی ومقایسه و ارزیابی تفاوتهای رشدی الگوهای بنیادی هل دادن توپپسران شهری
10.آگاهی ومقایسه وارزیابی تفاوتهای رشدی الگوهای بنیادی گرفتند پسران شهری
11.آگاهی ومقایسه وارزیابی تفاوتهای رشدی الگوهای بنیادی گرفتند پرتاب بالای شانه پسران شهری
12.آگاهی ومقایسه وارزیابی تفاوتهای رشدی الگوهای بنیادی گرفتند هل دادن توپ پسران شهری
5) فرضیه های تحقیق:
1.بین رشد الگوهای بنیادی دویدن در پسران شهر تفاوت معنی داری وجود دارد.
2.بین رشد الگوهای بنیادییورتمه رفتن در پسران شهر تفاوت معنی داری وجود دارد.
3.بین رشد الگوهای بنیادی لی لی کردن در پسران شهر تفاوت معنی داری وجود دارد.
4.بین رشد الگوهای بنیادی پرش جفت در پسران شهر تفاوت معنی داری وجود دارد
5 بین رشد الگوهای بنیادی……در پسران شهر تفاوت معنی داری وجود دارد
6 بین رشد الگوهای بنیادیسر خوردن در پسران شهر تفاوت معنی داری وجود دارد
7. .بین رشد الگوهای بنیادی دریبل کردن در پسران شهر تفاوت معنی داری وجود دارد.
8 بین رشد الگوهای بنیادی ضربه زدن به توپ ثابت کردن در پسران شهر تفاوت معنی داری وجود دارد
9 بین رشد الگوهای بنیادیضربه زدن با پا کردن در پسران شهر تفاوت معنی داری وجود دارد
10-.بین رشد الگوهای بنیادی گرفتن در پسران شهر تفاوت معنی داری وجود دارد.
11 بین رشد الگوهای بنیادیپرتاب بالای شانه در پسران شهر تفاوت معنی داری وجود دارد.
12 بین رشد الگوهای بنیادی حل دادن توپ با پا در پسران شهر تفاوت معنی داری وجود دارد.
پیش فرضهای تحقیق
پیش فرض‌های تحقیق حاضر عبارتند از:
شرکتکنندگان از انگیزه لازم برای اجرای مهارت برخوردار هستند.
شرکتکنندگان در حین اجرای مهارت خستگی جسمی و ذهنی ندارند.
شرکتکنندگان از توزیع توانایی آموزش پذیری حرکتی عمومی طبیعی برخوردار هستند.
قلمرو و محدودیت‌های تحقیق
بدون تردید در تمام مطالعات انسانی رویدادهای به وقوع می‌پیوندد که در مواردی قابل کنترل بوده و در سایر موارد امکان کنترل آن‌ها به طور کامل وجود نداشته، و ممکن است بر نتایج تحقیق اثرگذار باشد.
قلمرو تحقیق
محدودیت های قابل کنترل:
آزمودنی ها از مدارس پسرانه شهر انتخاب شده اند.
دامنه سنی شرکت کنندگان بین 7 تا12 سال بود. آزمودنی ها در صحت و سلامت بوده اند.
2مهارت دستکاری و جابجایی انتخاب شده است.
محدودیت های غیر قابل کنترل:
عدم کنترل هیجان و اضطراب آزمودنی ها به خصوص مقابل فرد ناشناس دوربین
تفاوت فردی آزمودنی ها از نظر انگیزه شرکت در تحقیق بازیگوشی های آزمودنی ها
آب و هوا
تعریف نظری واژه‌ها
رشد حرکتی : عبارت است از مطالعه تغییرات رفتار حرکتی در طول عمر فرایندهایی که زیر ساز این تغییرات هستند و عواملی که روی آنها اثر می گذارند.(گالاهو-ازمون 2006)
1مهارتهای بنیادی: عبارت است از عبارت است از یک فعالیت حرکتی که دارای هدف معینی باشد.مهارتهای بنیادی در واقع پایه واساس فعالیت حرکتی پیشرفته و پیچیده تر مراحل بعدی هستند (هی وود).
مهارتهای جابجایی: مهارتهایی که در تغییر محل بدن و حرکت آن در فضا استفاده می شوند. (هی وود 1383).
مهارتهای دستکاری: توانایی تماس کنترل شده و دقیق با اشیای موجود در محیط یا حرکاتی که از طریق انگشتان یا از طریق اندام فوقانی در دست جابجا می شود.(پاینه-ایساکس2002).
تعاریف عملیاتی:
1 مهارت بنیادی دویدن: دویدن مهارت حرکتی پیشرفته تری نسبت به راه رفتن است اما بسیاری از ویزگی های برجسته هر دو با هم مشابه است. بنابر تعریف دویدن دارای یک مرحله پرواز است که طی آن هیچ یک از پاها با زمین در تماس نیستند در حالی که در مهارت راه رفتن یکی از پاها دائما با زمین تماس دارد. کودکان در حدود 6 الی 7 ماه پس از شروع راه رفتن به این مرحله (پرواز ) می رسند.
2 مهارتبنیادی دریافت کردن: هدف از دریافت حفظ مالکیت یک شیئ پس از دریافت است. دریافت یک شی با دستها بهتر از دریافت آن به کمک بدن است زیرا به این ترتیب فرد می تواند به طور سریع توپ را با دستها برای هر موقعیت دیگری که بخواهد آماده کند. معمولا پس از دریافت عمل پرتاب انجام می گیرد. (هی وود1383 (
5مهارت بنیادی جهش عمودی :پریدن یک حرکت اساسی است که هنگامی اتفاق می افتد که بدن به وسیله نیروی تولید شده توسط یک یا دو پا به هوا پرتاب می شود و روی یک یا دو پا فرود می آید. جهش کردن- لی لی کردن- پریدن از روی موانع و انواع دیگر پریدن در طبقه مشخصی از مهارتها به نام پریدن قرار دارند. عمل پرش در این مهارتها توسط نیرویی که با یک یا هر دو پا به زمین وارد می شود انجام می گیرد. در نتیجه این نیرو بدن از زمین کنده شده به جلو و بالا حرکت می کند.
مهارت بنیادی دریبل کردن:دریبل کردن یک توپ با استفاده از دست یکی از الگوهای حرکتی بنیادی است ( پاین و ایساکس – 2005 ویکاستروم 1983 ویلیامز 1983) . دریبلکردن یکتکلیف پیچیده ای است که نیازمند تنظیم دقیق فاصله اشیاء نیرو و مسیر حرکت آنها است. دریبل کردن پس به زمین زدن و گرفتن توپ ظاهر می شود. علاوه بر این دریبل کردن موثر نیازمند ادراک خوب شکل- زمینه و عمق است.
2- یورتمه رفتن
یورتمه رفتن و سر خوردن نمو گیر از دوحرکت گام و جهش باپای هدایت کننده جهت حرکت است هنگامی که اجرا کننده جهت حرکت است سر خوردن نامیده می شود گالاهو-آزمون( 2006)
3- لی لی کردن
لی لی کردن بیشه یوش افقی و عمودی است با این تفاوت که در آن جدا شدن از زمین و فرود با یک پا انجام می شود به عبارت دیگر پرش با یک پا و فرود با همان پا است گالاهو-آزمون( 2006)
4-جهش کردن
جهیدن همانند دویدن است که در ان با یک مرحله انتقال وزن بدن از یک پا ی دیگر وجود دارد با این تفاوت که جدا شدن از سطح تماس بصورت مداوم و بر وقفه بودن ومیزان جا به جایی عمودی وافقی در جهیدن بیشتر از دویدن است جهیدن شامل استفاده از نیروی قوی تر برای تولید جا به جایی عمودی و افقی بیشتر نسبت به دویدن است . گالاهو-آزمون( 2006)
5-پرش عمودی
6-سر خوردن
ترکیبی از دوحرکت بنیادی گام وجهش با پای هدایت کننده جهت حرکت است
درزمانی که در طرفین …می جهند سر خوردن نامیده می شود گالاهو-آزمون( 2006)
7ضربه زدن با پا
ضربه زدن پا با یکی از انواع ضربه زدن است که در آن از پا برای اعمال نیرو به یک جسم استفاده می شودحالت های دقیق ضربه زدن با پا ممکن است با تنظیم پا ی ضربه زننده ودر گیر شدن دستها و تنه در حرکت انجام
می شود گالاهو-آزمون( 2006)
8 ضربه زدن با یک روش ثابت
اولین حرکات ضربه زدن با دست در کودکان زمانی ظاهر می شود که آنها بتوانند با یک روش به اشیا ضربه بزنند ضربه نوسانی با یک چوب به توپیکه روی زمین یا در حال پرواز است اعمال آشنایی برای اکثر کودکان است گالاهو-آزمون( 2006)
9 پرتاب بالای شانه
در چند دهه گذشته پرتاب بالای شانه با تاکید بر شکل ،دقت و فاصله پرتاب به طور گسترده مطالعه شده و با توجه به این سه عامل که پرتاب کننده لحاظ می کند و با توجه به وضعیت پر جرا ء پرتاب معتبر خواهد بود
10 غلتاندن یا هل دادن توپ
غلتاندن توپ یکی دیگر از الگوهای حرکتی بنیادی است توانایی غلتاندن توپ اغلب به وسیله دقت هدف گیری و بر خورد مورد مطالعه قرار می گیرد تا فاصله و ساخت غلتاندن . الگوی حرکتی هر غلتاندن در
ورزشها و فعالیت ها تفریحی زیادی استفاده می شود در بولینگ برای تاپ دادن و هل دادن و قل خوردن ودر سافت بال برای دریافت کردن از پایین از الگوهای غلتاندن استفاده می شود
فصل دوم:
مبانی نظری و پیشینه تحقیق
مقدمه
مهارتهای حرکتی بنیادی
مهارت های حرکتی بنیادی امیل کودکی،حاصل مرحله حرکت مقدماتی دوره نوزادی است این مرحله ازرشدحرکتی،زامانی رامیدهدکه کودک مراآن به طورفعال نه درگیرجستجووآزمایش به کمک توانایی های حرکتی خودهستنددراین مرحله کودک می آوزدکه چگونه انواع متفاوتی ازحرکات متعادلی،انتقالی ودستکاری باابتدابه طورجداگانه وسپس باترکیب بایکدیگراجراکند.کودکانی که درمرحله ی رشدالگوهای حرکتی بنیادی قراردارند،درحال یادگیری این مطلب هستندکه چگونه باحرکات ماهرانه وکنترل شده به انواع محرک هاواکنش نشان می دهند.الگوهای حرکت بنیادی،الگوهای پایه وقابل مشاهده دررفتارهستند،فعالیت های انتقالی مثل دویدن وپریدن فعالیت های رستگاری مثل پرتاب ودریافت وفعالیت های تعادلی مثل راه رفتن روی چوب موازنه ویا تعادل روی یک پامثالهایی ازحرکات بنیادی هستندکه بایدطی سال های اولیه کودکی توسعه یابددرادامه بایدگفت که مهارت های بنیادی عبارت است ازیک فعالیت حرکتی که دارای هدف معینی باشد،مهارت های بنیادی درواقع پایه واساس فعالیت های حرکتی وپیچیده ترمراحل بعدی هستند.عوامل فراهم سازی ومحدودکننده های موجوددرتکلیف حرکتی،بیولوژی فردوشرایط محیط یادگیری، تأثیربسزایی درکسب مهارت های حرکت بنیادی تکامل یافته دارند(گالاهو-آزمون2006)
یک مهارت ورزشی در اصل از ترکیب دو یا چند مهارت بنیادی به وجود می آید.دشواری آن نیز بیشتر به علت ترکیب چند مهارت بنیادی وهماهنگی آنها در قالب مهارت ورزشی است.کودکان معمولا تمایل به حرکات بنیادی به زنجیره ای ازمراحل پی درپی وقایع شناسایی تقسیم شده است که براساس اهداف الگوی خودحرکات بنیادی درسه سطح جداگانه(اولیه،مقدماتی وپیشرفته)قرارمی گی رندکه به طور مختصر به توصیف آنهامی پردازیم.
سطح اولیه
سطح اولیه یاآغازین مرحله حرکت بنیادی،اولین تلاشهای هدف دارکودک دراجرای یک مهارت بنیادی رانشان می دهدوویژگی های این سطح انجام نامناسب بخ شهایی ازحرکت استفاده ی خیلی کم یابیش ازحدازبدن وضعف درهمانگی واجرای موردآن است تلفیق جنبه های مکانی وزمانی حرکت ضعیف است،معمولاًحرکات انتقالی،دستکاری وتعادلی یک کودک دوساله درسطح اولیه قرارداردوبعضی ازکودکان ممکن است دراجرای برخی ازالگوهای حرکتی،فراترازاین سطح باشند،ولی اکثرآنهادرمرحله ی اولیه قراردارند.
سطح مقدماتی
سطح مقدماتی شامل کنترل،هماهنگی وآهنگ بهتراجرای حرکات بنیادی است،هماهنگی عنصرزمانی ومکانی حرکت بهبودیافته،اما الگوهای حرکتی درعین هماهنگی بیشتر،هنوزهمعموماًمحدودیااقراق آمیزهستند،کودکانی که دارای هوش وعملکردبدنی طبیعی هستند،تمایل دارندسطح مقدماتی راازطریق فرایندبالیدگی باپیشرفت وطرقی طی کنند،مشاهده ی یک کودک 3یا4ساله،انواع حرکات بنیادی درسطح مقدماتی رانشان می دهد،بسیاری ازافرادبزرگ سال وهمچنین کودکان می توانند،اغلب الگوهای حرکتی رافراترازسطح مقدماتی اجراکنند.
سطح بالیدگی
سطح بالیدگی رامی توان ازطریق اجراهای هماهنگ کنترل شده ودارای کارایی مکانیکی بیشترشناسایی کرد،اکثراطلاعات موجود درموردکسب مهارت های حرکتی بنیادی حاکی ازآن است که که کودکان تاسن5یا6سالگی دراکثرمهارت های بنیادی مهارت دارند،دراصل بایددرمرحله ی بالیدگی باشند،مهارت های دستکاری که نیازمنددنبال کردن باجسم وگرفتن اشیای متحرک است.(ضربه،دریافت،ضربه های رالی یاپی درپی)به دلی نیازهای پیچیده حرکتی-بصیری این تکالیف دیرترتوسعه می یابد.حتی نکاهی سطحی واجمالی به حرکات کودکان وبزرگسالن این مطلب رانشان می دهدکهاکثر آنها ممکن است درمهارت های بنیادی خودتاسطح بالیدگی رشدنکرده باشندگرچه بعضی ازکودکان ممکن است بیشترازطریق بالیدگی وباکمترین تأثیرمحیط به این مرحله برسند،ولی اکثرآنهانیازمندفرصت های تمرینی،تشویق وآموزش درمحیط هستندکه باعث طرقی یادگیری شود.
مرحله حرکات تخصصی

مهارت های حرکات تخصصی درادامه مرحله حرکات بنیادی هستند،طی مرحله تخصصی حرکات تبدیل به ابزاری کاربردی جهت انجام فعالیت های حرکتی پیچیده درزندگی روزمره وفعالیت های تفریحی وورزشی می شود.این مرحله،مرحله ای است که مهارت های انتقالی،دستکاری وتعادلی بنیادی به طورپیشرفته ای اصلاح،وترکیب شده وبرای استفاده درواقع موردنیازبه طورفزاینده ای تکامل یافته اند،برای مثال دراین مرحله حرکات بنیادی لی لی کردن وپریدن ممکن است درفعالیت های طناب بازی،رقص های محلی واجام پرش سه گانه در شرکت در ورزشهایی را دارند که مهارتهای بنیادی مورد نیاز آنها را کسب کرده باشند. متاسفانه این فرصتها برای فراگیری مهارتهای بنیادی به موقع به کودکان داده نمیشود.در مقابل اخیرا تمایل به شرکت دادن آنها در مهارتهای ورزشی قبل از کسب مهارتهای بنیادی تا اندازه ای رایج شده است. به این ترتیب ممکن است هر مهارت بنیادی به شکل ناقص و تکامل نیافته به حوزه مهارتهای ورزشی انتقال یابد و موقتا هم که شده به عنوان بخشی از مهارت ورزشی مورد استفاده قرار گیرد. به نظر مشاهدات مک گرا نشان داد که دادن فرصتهای حرکتی لازم به کودکان در دو سال اول زندگی آنها هماهنگی خوبی در رفتارهای حرکتی آنان ایجاد می کند که اثرات آن در سالهای بعدی هم دیده خواهد شد.
مهارت های حرکتی پایه مانند دویدن ، پریدن و پرتاب کردن مهارت هایی هستند که در زندگی روزمره به کار می روند و انسان برای حفظ و بقای خود به آنها نیاز دارد . مهارت های ورزشی شکل پیچیده و نسخه تکامل یافته مهارت های پایه هستند که در فعالیت های بدنی رشته های ورزشی گوناگون به کار می روند . مهارت های حرکتی پایه را درست مانند آجرهای ساختمانی مهارتهای ورزشی می دانند که پیشرفت و موفقیت در فعالیت های بدنی و ورزشی بدون آنها امکان پذیر نیست (گالاهو و آزمون ، گابارد ) . بسیاری از پژوهشگران ، از جمله پروفسور گالاهیو مراحل یادگیری و تکامل حرکتی را چون یک رشته زنجیر میدانند که حلقه های آن پی در پی و به دنبال هم قرار گرفته اند به عقیده او پیشرفت مهارت ها از ساده به پیچیده است مهارت بر روی مهارت ساخته می شود یعنی یادگیری یک مهارت ، مقدمه و لازمه یادگیری مهارت دیگر است . بنابراین ، پیش از کسب مهارت های پیچیده ورزشی باید در حرکات پایه مهارت یافت . او در نوشته های دیگر خود ، این فرایند را به یک هرم و ساعت شنی تشبیه کرد نظریه رشد و تکامل حرکتی گالاهیو نظریه سلسله مراتب و تقدم نیازهای مزلو را نیز به خاطر می آورد
اوایل کودکی و اهمیت آن در یادگیری مهارتهای بنیادی
دوران کودکی معمولا از یک سالگی شروع ودر آغاز دوران بلوغ خاتمه می یابد. روانشناسان تکاملی اکثرا دوران کودکی را به سه دوره تکاملی کوچکتر تقسیم میکنند. این سه دوره عبارتند از:
1-اوایل کودکی (1تا5سالگی)
2-اواسط کودکی(5تا8سالگی)
3-اواخر کودکی(8سالگی تا شروع دوران بلوغ)
اوایل کودکی با مشکلات حرکت روی دو پا شروع میشود وبا مجهز شدن به مهارتهای بنیادی پایان می یابد. مهارتهای بنیادی که کودک در این دوره به آنها مجهز می شود عبارتند از راه رفتن –دویدن-پرتابکردن-گرفتنبادستها(دریافتکردن) –ضربه زدن بادست وپا که بتدریج با توجه به سطح مشکلی آنها و تکامل جسمانی کودک توسعه می یابند. البته نقش تفاوتهای فردی در شروع تواناییهای بالا در کودکان نباید فراموش شود. به طور کلی کودکان زودرس احتمالا زودتر از کودکان دیررس هر یک از تواناییهای فوق را کسب می کنند (هی وود9– لافری10)
مهارتهای بنیادی شامل حرکات دستکاری و حرکات جابجایی میشود
مهارتهای جابه جایی عبارتند از: راه رفتن دویدن، یورتمه رفتن، لی لی، گام کشیده، پرش افقی و سرخوردن و سکسه دویدن می باشد. مهارت های دستکاری نیز عبارتند از: ضربه زدن به توپ ثابت، دریبل درجا، گرفتن (دریافت)، پرتاب کردن.
انتقال های رشدی درمهارت های جابه جایی
انتقال های رشدی درمهارت های جابه جایی.عواملی راکه ممکن است منجربه مهارت هایی چون چهاردست وپارفتن وراه رفتن شودموردبررسی قراردادیم.حال آنچه راموجب شروع مهارت های جابه جایی دویدن؛یورتمه رفتن،لی لی کردن وسکسکه دویدن می شوددرنظرمی گیریم.بدین منظوراستفاده ازدیدگاه سیستم های پویامفیدخواهدبود.مطابق سیستم های پویا،ظهورالگوهای جدیدممکن است نتیجه ی افزایش برخی ازعوامل مانندسرعت باشد.تعدادکمی ازمحققان به منظوررشدمهارت های جابه جایی درمراحل بعدی شناسایی این عوامل پرداخته اند،اماکلارک وویتال(1989)درمورداینکه این عوامل چه هستندحدس هایی به شرح ذیل زده اند:
1-درهردوردویدن یک لحظه ی معلق درفضاوجودداردکه بدین منظورفردبایدبتواندنیروی کافی راتولیدوآن باپنجه به زمین واردکندتابانیروی عکس العملی بدن به بالارانده شود.عامل کنترل دردویدن ممکن است توانایی واردآوردن نیروی کافی به زمین باشدکه این نیزمی تواندناشی ازافزایش توده ی عضلانی یا بهبودکنترل عضلع توسط سیستم عصبی درواردآوردن نیروی بیشتربه زمین باشد.به یادمی آوریدکه دویدن6تا 7ماهه پس از راه رفتن شروع می شود.سیستم قامت نیز باید به گونه ای باشدکه بتواندبه منظورواردآوردن نیروی بیشتردرلحظه ی کندن اززمین بدن راراست نگه دارد.
2-انتقال ازمهارت دویدن به حرکت یورتمه زمانی امکان پذیراست که سیستم عصبی-عضلانی بتواندسطوح مختلفی ازنیرورابه هراندام واردآورد.می دانیددرحرکت یورتمه یک پاگام برمی دارد،درحالی که پای دیگر عمل جهش-گام راانجام می دهدوبه این ترتیب پاهابه سطوح مختلفی ازنیروی عکس العمل نیازدارند.بعلاوه دستگاه اسکلتی بایدبتواندنیازهای تعادلی حرکت یورتمه رافراهم سازد.درهردومورد،حداقل شش ماه پس ازآنکه فردسیستم کنترل میزان سرعت دردویدن رابه دست می آورد،حرکت یورتمه فرصت رشدمی یابد.
3-مهارت لی لی احتمالاًبه توانایی سیستم عصبی درتعادل بدن روی یک پاهنگام انجام لی های متوالی بستگی دارد.هنچنین فردبایدبتواندنیروی کافی برای کندن بدن اززمین بایک پاراتولیدکند،مجدداًبه حالت اول برگرددوسریعاًنیروی لازم برای انجام لی بعدی راتولیدکند(تکرارحرکت).چنانچه زمان برگشت به حالت اولیه دراجرای مهارت لی لی طولانی ترازحدمعمول باشد،یک عامل محدودکننده برای تکرارخرکت محسوب می شود.
4-به نظرنمی رسدظهورالگوی سکسکه دویدن باتولیدنیروبرای لی لی محدودشود؛زیراکودکان پیش ازسکسکه دویدن،لی لی راشروع می کنند.همچنین،حفظ تعادل نمی تواندمحدودیتی برای ظهورسکسکه دویدن باشد؛زیراحفظ تعادل درلی لی بسیارمشکل ترازحفظ آن درسکسکه دویدن است.همانطورکه قبلاًهم اشاره شد،درهرحال،سکسکه دویدن پیچیده ترین الگوی حرکت جابه جایی است.تازمانی که سیستم عصبی-عضلانی فردنتواندحرکت پاهاراکه هریک الگوی پیچیده ای راانجام می دهدهماهنگ کند،الگوی سکسکه دویدن ممکن است مشاهده نشود.
امیداست متخصصان رشد،به زودی حدس هایافرضیه های کلارک وویتال رابه بوته ی آزمایش بگذارند.درک کنترل کننده های میزان جابه جایی به فهم این مطلب که اجراکنندگان چگونه مهارت های پیچیده تری رابدست می آورندکمک میکند.
مهارت بتیادی دویدن
مهارت بنیادی دویدن دویدن مهارت حرکتی پیشرفته تری نسبت به راه رفتن است اما بسیاری از ویزگی های برجسته هر دو با هم مشابه است. بنابر تعریف دویدن دارای یک مرحله پرواز است که طی آن هیچ یک از پاها با زمین در تماس نیستند در حالی که در مهارت راه رفتن یکی از پاها دائما با زمین تماس دارد. کودکان در حدود 6 الی 7 ماه پس از شروع راه رفتن به این مرحله (پرواز ) می رسند. تلاشهای کودکان برای دویدن تا قبل از کسب تواناییهای لازم آن احتمالا نوعی راه رفتن سریع است.
گاهی تلاشهای کودک برای نمایش مهارتهای پیچیده تر در مقایسه با مهارتهای ساده موجب اجرای الگوهایی می شود که دارای سطح کیفی پایین تری است برا ی مثال اگر چه کودک قبلا الگوهای حرکتی را با کارایی کمتر در راه رفتن پشت سر گذاشته است مشاهده کنندگان غالبا به نمونه هایی از بازگشت به این الگوها به هنگام اولین تلاشهای کودک برای دویدن اشاره کرده اند(بورنت و جانسون 1971.) کودک در شروع دویدن دارای سطح اتکای وسیع- فرود با استفاده از تمام کف پا- باز کردن مفصل زانو در وضعیت نیمه اتکا و وضعیت دفاعی دستها در بالاست. این نزول احتمالا نشان می دهد که کودک در تلاش برای ساده کردن برخی از بخشهای مهارت مانند تاب دادن دستهاست تا به این ترتیب تجربه بیشتری کسب کند. همچنان که کودک دویدن را تمرین و تجربه می کند تعادل مورد نیاز را به دست می آورد و تاب دادن دستها به عقب را در الگوی حرکت خود قرار می دهد. (هی وود 1383).
دویدن شکل پیچیده ای از مهارت بنیادی راه رفتن است. در هر دور شکل پیشرفته راه رفتن لحظه ای وجود دارد که هر دو پا با زمین تماس دارند. در صورتی که در هر دور مهارت بنیادی دویدن لحظه ای هست که در آن بدن بدون اتکا به هیچ یک از پاها در فضا معلق است.دویدن عبارت است از یک سری پرشهای نرم و هماهنگ که هنگام اجرای آنها وزن بدن به ترتیب روی یک پا معلق در فضا روی پای دیگر و مجددا معلق در فضا قرار میگیرد.
دویدن بعضی مواقع به اکستنشن طبیعی راه رفتن اشاره دارد. مشخصه این شکل از جابجا شدن انسان تناوب یک مرحله اتکاء و یک مرحله به هوا خاستن یا مرحله پرواز می باشد. این مرحله پرواز ساده ترین چیزی است که راه رفتن را از دویدن متمایز می سازد.
کودکان همچون راه رفتن پیش از اینکه قادر باشند مشخصه های مربوط به حداقل شکل دویدن را نشان دهند باید از موانع متعددی بگذرند. اولین وشاید مهم ترین مورد این است که کودکان هنگامی که پای پرواز به سطح اتکاء ضربه می زند هم برای جلو بردن خود در هوا و هم به کار بردن نیروی اضافی نیاز به قدرت کافی در اندام پایینی دارند. مقدار این ضربه می تواند بالغ بر سه برابر وزن بدن کودک باشد. دوم اینکه کودک برای کنترل پاهای خود که به سرعت حرکت می کند نیاز به هماهنگی حرکتی افزایش یافته دارد.
در ابتدا دویدن بسیاری از مشخصه های راه رفتن نابالیده را شامل می شود مثل سطح اتکای عریض- قرار گرفتن بازوها در وضعیت گارد بالا و تماس تمام کف پا باسطح اتکا. کودک هنگامی که در اجرای این حرکت جدید اعتماد کسب می کند شیوه بهبود موقتی تعادل وی برگشت به عقب و به الگوهای نابالده ذکر شده می باشد.
به طور میانگین اکثر کودکان بین 6 تا 12 ماه پس از آغاز راه رفتن مستقل حداقل شکل دویدن را نشان می دهند- به بیانی دیگر بین هجدهمین و بیست و چهارمین ماه زندگی. وقتی کودکان افزایش قدرت اندام تحتانی- توسعه تعادل- و نهایتا توسعه کنترل حرکتی را کسب می کنند الگوی راه رفتن آنها بیشتر شبیه بزرگسالان به نظر می رسد.
دویدن ماهرانه
همانندشکلهای ابتدایی راه رفتن،الگوهای حرکتی که کودک دردویدن به کارمی گیرد،ازنظرکیفی باالگوهای فردبزرگسالان متفاوت است.باکاربرداصول مکانیکی موردبحث درفصل های پیش،می توان تغییرات رشدی موردنیازرابرای بهینه کردن اجراء کودکان شناسایی کردهمان طورکه درتصویرزیرمشاهده می کنید:
طول گام به منظورواردآوردن نیروی بیشترتوسط دونده بایدافزایش یابد.هرچه ازنیروی بیشتری استفاده شود،ویژگی های متعددشکل پیشرفته ی دویدن پدیدارمی گردد:پای عقب هنگام فشارآوردن به زمین کاملاًکشیده می شود؛همزمان باپرتاب ران به عقب وجلوباشتاب زیاد،پاشنه ی پابه باسن نزدیک می شود؛قبل ازآنکه قسمت پایینی پابه کاملاًکشیده درآیدوپاشنه ی آن آماده ی تماس بازمین شود،ران دروضعیت تقریباًموازی قرارمی گیرد.وقتی پادرموقع برگشت بایک وضعیت خمیده به جلوحرکت کند،تلاش دونده به گونه ای محافظ کارانه خواهدبود.
-دونده بایدحرکات جانبی پاراحفظ کندتانیروهادرصفحه ی سهمی(جلوی-عقبی)حفظ شوند.
-برای ادامه دویدن،ابتدابایدپاشنه وسپس پنجه بازمین تماس حاصل کند،یاتماس بازمین تقریباًباکف پاانجام گیرد.
-دونده بایدقراردادن پنجه هابه طرف داخل،سطح اتکاءخودراکاهش دهد.
-پای اتکاءدونده درلحظه ی تماس بازمین وتحمل وزن بدن بایددرمفصل زانو خم شود.
-به منظورافزایش طول گام هابایدحرکت دست وپای مخالف بهترشودوچرخش تنه افزایش یابد.همچنین تنه بادکمی به جلوخم شود.

دسته بندی : پایان نامه ارشد

دیدگاهتان را بنویسید