دانشگاهآزاداسلامی
واحدعلوموتحقیقات
تعهدنامهاصالترسالهیاپایاننامه
اینجانب زهرا خسروتاج دانشآموختهمقطعکارشناسیارشدناپیوسته دررشتهکشاورزیکهدرتاریخ ازپایاننامهخودتحتعنوان “تاثیر مصرف سالیسیلیک اسید و کودهای زیستی بر عملکرد و اجزاء عملکرد نخود در شرایط آبیاری تکمیلی”باکسبنمرهودرجهدفاعنمودهامبدینوسیلهمتعهدمیشوم:
1 ) اين پايان نامه / رساله حاصل تحقيق و پژوهش انجام شده توسط اينجانب بوده و در مواردي كه از دستاوردهاي علمي و پژوهشي ديگران ( اعم از پايان نامه، كتاب، مقاله و …) استفاده نمودهام، مطابق ضوابط و رويه موجود، نام منبع مورد استفاه و ساير مشخصات آن را در فهرست مربوطه ذكر و درج كردهام.
2 ) اين پايان نامه/ رساله قبلاً براي دريافت هيچ مدرك تحصيلي ( هم سطح، پائين تر يا بالاتر ) در ساير دانشگاهها و موسسات آموزش عالي ارائه نشده است.
3 ) چنانچه بعد از فراغت از تحصيل، قصد استفاده و هرگونه بهره برداري اعم چاپ كتاب، ثبت اختراع، و… از اين پايان نامه را داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشي واحد مجوزههاي مربوطه را اخذ نمايم.
4 ) چنانچه در هر مقطع زماني خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشي از آن را مي پذيرم و واحد دانشگاهي مجاز است با اينجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرك تحصيليام هيچگونه ادعايي نخواهم داشت.
نامونامخانوادگی:
زهرا خسروتاج
تاریخوامضاء:
دانشگاهآزاداسلامی
واحدعلوموتحقیقات
دانشکده: کشاورزی گروه:زراعت
پایاننامهبرايدریافتدرجهکارشناسیارشددررشته کشاورزی(M.Sc)
گرایش: زراعت
عنوان:
تاثیر مصرف سالیسیلیک اسید و کودهای زیستی بر عملکرد و اجزاء عملکرد نخود در شرایط آبیاری تکمیلی

استادراهنما:
دکتر محمد میرزایی حیدری
استادمشاور:
دکتر عباس ملکی
نگارش:
زهرا خسروتاج
شهریور 1393
• قدرشناسی و امتنان خود را از استادان علم و ادب جناب آقای دکتر عباس ملکی و جناب آقای دکتر محمد میرزایی حیدری که با وجود مشغله کاری با دیدگاه ها و نظرات ارزشمندشان گره گشای مشکلات من بودند اعلام می نمایم.
تقدیم به والاترین و با ارزشترین واژه های زندگیم
جناب آقایدکتر تابنده ،پدر و مادر عزیزم
تا هدیه کوچکی باشد به پاس محبت ها و فداکاری هایشان در راه موفقیتم
فهرست مطالب
عنوان شماره صفحه
چكيده..1
فصل اول : کلیات تحقیق
1-1- مقدمه3
1-2 بیان مسأله4
1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش7
1-4 اهداف پژوهش9
1-5 فرضیات پژوهش10
فصل دوم: مروريبرادبیاتتحقیقوپیشینهتحقیق
2-1 تاريخچه12
2ـ2 اهميت اقتصادي نخود13
2-3 مشخصات گياهشناسي نخود15
2-4 مورفولوژي نخود15
2-4-1ريشه16
2-4-2 ساقه16
2-4-3 برگ17
2-4-4 گل18
2-5 رشد و نمو18
2-5-1 جوانه زني و استقرار گياهچه19
2-5-2 رشد و توسعه سطح برگ20
2-5-3 تجمع ماده خشك و توزيع آن21
2-5-4 گلدهي22
2-5-5 نمو دانه22
2-6 تنش خشکی23
2-6-1 تنش خشکي و انواع آن23
2-6-2 چگونگی درک خشکی توسط گیاهان24
2-6-3 مکانیسم های مقاومت به تنش خشکی25
2-6-3-1 تنش خشکی و مراحل مختلف رشد گیاه28
2-6-3-1-1تنش خشکی در مرحله ی جوانه زنی28
2-6-3-1-3 تنش خشکی در مرحله رشد زایشی29
2-7 تأثیر تنش خشکی بر گیاهان32
2-8 تعریف سالیسیلیک اسید35
2-8-1سالیسیلیک اسید بعنوان تنظیم کننده35
2-8-3 نقش سالیسیلیک اسید در تنش35
2-8-4 نقش سالیسیلیک اسید در فیزیولوژی و تغییرات گیاهی36
2-8-5 بررسی تأثیر سالیسیلیک اسید بر خصوصیات رشدی گیاهان36
2-9 – بررسی تأثیر باکتری های محرک رشد بر خصوصیات رشدی گیاهان41
2-10 – تأثیر ازتوباکتر بر عملکرد و اجزاء عملکرد گیاهان زراعی41
2-11 – تاثير سودوموناس بر عملكرد و اجزاء عملکرد گياهان زراعي44
2-11- اثرات توأم باکتری های محرک رشد بر عملکرد و اجزاء عملکرد گیاهان زراعی46
فصل سوم : روش اجرای تحقیق
3-1 محل آزمایش50
3-2 آزمایش خاک50
3-3 مشخصات طرح آزمایش50
3-4 عملیات زراعی51
3-5 نمونه برداری51
3-6 تجزیه و تحلیل داده ها52
فصل چهارم : تجزیه و تحلیل داده ها
4-1- ارتفاع بوته54
4-2- تعداد شاخه جانبی56
4-3 طول دوره گلدهی57
4-4 طول دوره پر شدن دانه58
4-5 تعداد روز تا رسیدگی58
4-6 تعداد غلاف در بوته59
4-7 تعداد دانه در بوته60
4-8 وزن صد دانه61
4-9 عملکرد دانه62
4-10 عملکرد بیولوژیک67
4-11 شاخص برداشت71
4-12 پروتئین دانه71
فصل پنجم : نتیجه گیری و پیشنهادات
5-1 بحث76
5-2 نتیجه گیری93
5-3 پیشنهادات94
منابع95
چکیده انگلیسی117
طرح روی جلد به زبان انگلیسی
فهرست جداول
عنوان شماره صفحه
جدول 4-1: تجزیه واریانس اثر تیمارهای آزمایش بر برخی از صفات مورد بررسی..54
جدول 4-2: مقایسه میانگین اثر اصلی اثر تیمارهای آزمایش بر برخی از صفات مورد بررسی..55
جدول 4-3- مقایسه میانگین اثرات متقابل تیمارهای آزمایشی بر ارتفاع بوته (سانتیمتر)..56
جدول 4-4: تجزیه واریانس اثر تیمارهای آزمایش بر برخی از صفات مورد بررسی..62
جدول 4-5- مقایسه میانگین اثرات متقابل تیمارهای آزمایشی بر عملکرد دانه (کیلوگرم در هکتار)..66
جدول 4-6- مقایسه میانگین اثرات متقابل تیمارهای آزمایشی بر عملکرد بیولوژیک (کیلوگرم در هکتار)..68
جدول 4-7- مقایسه میانگین اثرات متقابل تیمارهای آزمایشی بر پروتئین دانه (درصد)..72
فهرست اشکال
عنوان شماره صفحه
شکل 4-1: اثر مقابل سالسیلیک اسید و باکتریهای محرک رشد بر تعداد شاخه جانبی..57
شکل 4-2: تاثیر تنش بر تعداد غلاف در بوته..60
شکل 4-3: تاثیر سالیسیلیک اسید بر تعداد غلاف در بوته..60
شکل 4-4: تاثیر باکتری های محرک رشد بر تعداد غلاف در بوته..60
شکل 4-5: تاثیر تنش بر تعداد دانه در بوته..62
شکل 4-6: تاثیر سالیسیلیک اسید بر تعداد دانه در بوته..62
شکل 4-7: تاثیر باکتری های محرک رشد بر تعداد دانه در بوته..63
شکل 4-8: تاثیر تنش بر وزن صد دانه..64
شکل 4-9: تاثیر سالیسیلیک اسید بر وزن صد دانه..64
شکل 4-10: تاثیر تنش بر عملکرد دانه..65
شکل 4-11: تاثیر سالیسیلیک اسید بر عملکرد دانه..66
شکل 4-12: تاثیر باکتری های محرک رشد بر عملکرد دانه..66
شکل 4-13: تاثیر تنش بر عملکرد بیولوژیک..68
شکل 4-14: تاثیر سالیسیلیک اسید بر عملکرد بیولوژیک..68
شکل 4-15: تاثیر باکتری های محرک رشد بر عملکرد بیولوژیک..69
شکل 4-16: اثر مقابل سالسیلیک اسید و باکتری های محرک رشد بر عملکرد بیولوژیک..70
شکل 4-17: تاثیر تنش بر پروتئین دانه..72
شکل 4-18: تاثیر سالیسیلیک اسید بر پروتئین دانه..72
شکل 4-19: تاثیر باکتری های محرک رشد بر پروتئین دانه..73
شکل 4-20: اثر مقابل سالسیلیک اسید و باکتری های محرک رشد بر پروتئین دانه..74
چکیده:
اين آزمايش به صورت اسپلیت فاکتوریل در قالب بلوك‎هاي كامل تصادفي در 3 تكرار در شهرستان کرج (شهرک مهندسی زراعی) در اواخر اسفند ماه 1392 در کرج اجرا شد. اين آزمايش شامل 3 فاكتور، آبیاری در 2 سطح (شرایط دیم و آبیاری تکمیلی در مرحله غلاف بندی)، باکتری‎های محرک رشد در 4 سطح (ازتوباکتر، سودوموناس، تلقیح توأم ازتوباکتر و سودوموناس و شاهد (بدون تلقیح)) و سالیسیلیک اسید نیز در 2 سطح (عدم مصرف و بذرمال با غلظت 1 میلی مولار) بود. نتایج این بررسی نشان داد که اثر تنش بر تمام صفات مورد بررسی به غیر از طول دوره پر شدن دانه، وزن صد دانه و شاخص برداشت معنی‎دار بود. سالیسیلیک اسید نیز تاثیر معنیداری بر تمام صفات مورد بررسی به غیر از طول دوره پر شدن دانه، تعداد روز تا رسیدگی و شاخص برداشت داشت. باکتری‎های محرک رشد نیز تاثیر معنیداری بر تمام صفات مورد بررسی به غیر از طول دوره پر شدن دانه، طول دوره گلدهی و شاخص برداشت داشت. نتایج نشان داد که اثر سالیسیلسک اسید، تنش و باکتری بر پروتئین دانه معنی دار بود. در حالت تلقیح بذر با ازتوباکتر، مصرف سالیسیلیک اسید و آبیاری تکمیلی پروتئین دانه به مقدار 3/28 درصد به دست آمد که در مقایسه با تیمار عدم تلقیح بذر با باکتری، عدم مصرف سالیسیلیک اسید و شرایط دیم (پروتئین دانه به مقدار 8/19 درصد) معنی دار گردید. در حالت تلقیح بذر با ازتوباکتر، مصرف سالیسیلیک اسید و آبیاری تکمیلی عملکرد دانه به مقدار 880 کیلوگرم در هکتار به دست آمد. در اين تحقيق، اثرات متقابل سه گانه بر پروتئین دانه، عملکرد بیولوژیک و عملکرد دانه معنی‎دار گردید.

کلمات کلیدی: نخود، تنش، سالیسیلیک اسید، باکتری.
فصل اول
کلیات تحقیق
1ـ1 مقدمه
در دنياي امروز توليد مواد غذايي از مهمترين مسايل بشري به حساب مي‌آيد و در بسياري از كشورهاي در حال توسعه غذاي توليدي تكافوي مصرف را نمي‌كند. رشد فعلي جمعيت در جهان در حدود 5/2 تا 3 درصد بوده و در سال 2150 حدود 10 ميليارد نفرپيش بيني شده است (رستگار، 1377). اكثر كشورهاي آسيايي، آمريكايي جنوبي و مركزي و تقريباً كل قارة آفريقا با كمبود مواد پروتئيني در غذاي روزانه خود روبرو هستند. انسان براي رشد متعادل خود به ازاي هر كيلوگرم وزن بدن، يك گرم پروتئين لازم دارد و روزانه 25 تا 40 گرم حداقل ميزان پروتئيني است كه براي اعمال حياتي بدن لازم است (پور نجف، 1385).
حبوبات به علت اين ويژگي خاص يعني وجود باكتري‌هاي تثبيت كنندة نيتروژن اتمسفري در ريشة آن ها، در حاصلخيزي خاك موثرند و هر ساله مقادير زيادي نيتروژن بعد از برداشت اين محصولات به خاك افزوده ميشود. ساير قسمتهاي بعضي از گياهان لگوم مثل برگها، ساقه‌ها، گلها، غلافهاي نارس، غده به اضافه بذور جوانه زده، بعنوان غذاي انسان، دام و كود سبز براي تقويت و بهبود وضع فيزيكي زمين مي‌توانند مورد استفاده قرار بگيرند (مجنون حسینی، 1372).
در بين حبوبات نخود با سطح زير كشت حدود 11 ميليون هكتار و توليد حدود 650 كيلوگرم در هكتار از نظر سطح زير كشت و توليد پس از لوبيا و عدس در مقام سوم قرار دارد و مقام نوزدهم را در بين گياهان زراعي دارد (کوچکی و بنایان اول، 1373).
طبق آمار موجود در بين حبوبات در كشور نخود (Cicer arietinum) با سطح زير كشت 650000 هكتار و توليد تقريبي 340000 تن نسبت به ساير حبوبات از سطح زير كشت، توليد و اهميت بيشتري برخوردار است. به علاوه به نظر مي‌رسد كه اين گياه نسبت به ديگر حبوبات سازگاري بيشتري با شرايط اقليمي كشور داشته و با توجه به محدوديتهاي موجود در تامين پروتئينهاي حيواني، مي‌تواند بخشي از پروتئين مورد نياز كشور را تامين كند (باقری و همکاران، 1376).
عملكرد نخود تحت تأثير عوامل مختلفي از قبيل شرايط آب و هوايي، حاصلخيزي خاك، رطوبت قابل دسترس، تراكم بوته، ميزان رشد و طول مراحل مختلف رشد، زودرس و ديررس بودن گياه قرار دارد (مجنون حسینی، 1372). از طرفي رشد گياه خود مجموعه‌اي از فرايندهاي بيوشيميايي و فيزيولوژيكي خاص است كه بر يكديگر اثرات متقابل داشته و تحت تأثير كليه عوامل محيطي و ژنتيكي قرار مي‌گيرد (پور نجف، 1385).
1-2 بیان مسأله
افزايش روز افزون جمعيت و گران تمام شدن پروتئين حيواني و پايين بودن ميزان پروتئين غلات، توجه عموم را به مصرف حبوبات به عنوان يك منبع مهم در تامين پروتئين مورد نياز انسان جلب كرده است (پور نجف، 1385). حبوبات پس از غلات دومين منبع مهم غذايي بشر به شمار مي‌روند. حبوبات دانه‌هاي خشك خوراكي هستند كه به خانواده بقولات تعلق دارند بذور رسيده و خشك حبوبات داراي ارزش غذايي زياد و قابليت نگهداري خوبي هستند و يكي از مهمترين منابع غذايي سرشار از پروتئين مي‌باشند. طبق مطالعات انجام شده، تركيب مناسبي از پروتئين حبوبات با غلات مي‌توانند سوء تغذيه و كمبود اسيدهاي آمينه را برطرف سازد. از طرف ديگر با توجه به توانايي تثبيت نيتروژن در اين گياهان، قرار دادن آن ها در تناوب به پايداري سيستم هاي زراعي كمك مي‌كند (باقری و همکاران، 1376).
در کشاورزی، مقاومت به خشکی عبارت است از توانایی یک گیاه زراعی برای تولید محصول اقتصادی با حداقل کاهش عملکرد در شرایط تنش نسبت به شرایط بدون تنش (میترا، 2001). برای این که متخصص ژنتیک بتواند ژنوتیپ های برتر را از طریق روشهای متداول اصلاح نباتات و یا با استفاده از بیوتکنولوژی اصلاح نماید لازم است درک درستی از اساس ژنتیکی مقاومت به خشکی داشته باشد. از نظر ژنتیکی، مکانیزم های مقاومت به خشکی را میتوان به سه دسته تقسیم کرد که عبارتند از فرار از خشکی، اجتناب از خشکی و تحمل به خشکی (میترا، 2001). با این وجود، گیاهان زراعی معمولا بیش از یک مکانیزم را برای مقاومت در برابر خشکی بکار می گیرند. اجتناب از خشکی عبارت است از توانایی یک گیاه برای کامل کردن چرخه زندگی خود قبل از گسترش تنش کمبود آب در خاک و گیاه. این مکانیزم شامل توسعه سریع فنولوژیک (زود گلدهی و زود رسی)، انعطاف پذیری نموی (تنوع در طول دوره رشد بسته به شدت تنش کمبود آب) و انتقال فراورده های فتوسنتزی ما قبل گلدهی به دانه.
اجتناب از خشکی عبارت است از توانایی گیاه برای حفظ پتانسیل آب نسبتا بالا در بافت ها علیرغم وجود کمبود رطوبت در خاک. تحمل به خشکی عبارت است از توانایی گیاه برای مقابله با کمبود آب با پایین آوردن پتانسیل آب بافت ها. اجتناب از خشکی از طریق مکانیزم های بهبود جذب آب، ذخیره سازی آب در سلول های گیاهی و کاهش از دست رفتن آب تحقق مییابد. واکنش گیاهان در برابر تنش کمبود آب تعیین کننده میزان تحمل به خشکی آنهاست. به عنوان مثال، برخی ژنوتیپ های چغندر قند که ریشه های عمیق تری دارند قادر به جذب آب بیشتری بوده و دیرتر پژمرده می شوند و در شرایط خشکی تنوع ژنتیکی برای میزان پژمردگی، سرعت رشد برگ، تنظیم اسمزی و هدایت روزنه ای در واریته های مختلف چغندر قند مشاهده شده است (نوروزی، 1383).
اجتناب از خشکی با دو روش صورت میگیرد: ۱) حفظ آماس با افزایش عمق ریشه، سیستم ریشه ای کارآمد و افزایش هدایت هیدرولیکی، ۲) کاهش هدر رفتن آب با کاهش هدایت اپیدرمی (روزنه ای و عدسی)، کاهش جذب نور از طریق لوله ای شدن یا تاخوردن برگها، و کاهش سطح برگ برای پایین آوردن میزان تبخیر (باسرا، 1997). در شرایط تنش خشکی، گیاهان با متعادل کردن حفظ آماس و کاهش هدر رفتن آب زنده می مانند. مکانیزمهای تحمل به خشکی عبارتند از حفظ آماس از طریق تنظیم اسمزی (فرایندی که باعث تجمع مواد محلول در سلول می گردد)، افزایش اتساع پذیری سلول، کاهش اندازه سلول و تحمل در برابر آب کشیدگی از طریق مقاومت پروتوپلاسمی (نوروزی، 1383).
درسيستمهايکشاورزيفشرده،موادآليو در پیآنعناصرغذايي خاکبه سرعتتخليهميشوند.به همین دلیل جهتدستیابی بهعملکردمطلوبنيازبهجايگزينيعناصرغذايي ميباشد.مطالعاتبلندمدتنشاندادهکهاستفاده مفرطازکودهايشيمياييعملکردگياهانزراعيرا کاهشميدهد. اينکاهش عملکردنتيجهاسيديشدنخاک، کاهشفعاليتهايبيولوژيک خاک،افتخصوصياتفيزيکي خاکوعدموجودعناصرغذاييميکرودرکودهاينيتروژِن،فسفروپتاسيمميباشد (آددیران و همکاران، 2004؛ صباحی، 2006). به نظر بسیاری از محققان از گزینه های مناسب که میتواند بدون تخریب محیط زیست، باروری خاک و نهایتاً افزایش عملکرد گیاهان را تضمین کند استفاده از کودهای بیولوژیک است. در دنیا مطالعات زیادی در زمینه جبران کمبود نیتروژن از راه هایی غیر از کاربرد کودهای شیمیایی؛ مانند آغشته کردن بذور با میکروارگانیسم هایی همچون ازتوباکتر صورت گرفته است (فصیحی و همکاران، 1385).
تنش،نتیجهروندغیرعاديفرایندهايفیزیولوژیکاستکهازتأثیریکیاترکیبیازعواملزیستی ومحیطیحاصلمی‌شود. تنشدارايتوانآسیبرسانیمی‌باشدکه بهصورتنتیجهیکمتابولیسمغیرعاديرويدادهوممکناستبهصورت کاهشرشد،مرگگیاهویا مرگبخشیازگیاهبروزکند. تولید محصول توسط تنشهای محیطی محدود میشود، براساس برآورد محققان مختلف، فقط 10 درصد از اراضی قابل کشت دنیا عاری از هرگونه تنش است، بهطور کلی، عامل عمده در اختلاف موجود بین عملکرد واقعی و عملکرد بالقوه، تنشهای محیطی هستند (مومنی، 1390).
دولت آبادیان و همکاران (2008) بیان کردند که ساليسيليكاسيد میتواندنقشمهميدرايجادمقاومتبهتنشهايمحيطيایفا کند. ساليسيليكاسيديكتنظيمكنندهيرشددروني ازگروهتركيباتفنليطبيعيميباشدكهدرتنظيم فرآيندهايفيزيولوژيكيگياهنقشدارد.القايگلدهي، رشدونمو،سنتزاتيلين، تأثيردربازوبستهشدنروزنهها وتنفسازنقشهايمهمساليسيليكاسيدبشمارميرود.ساليسيليكاسيد سببافزايشمقاومتبهخشکیدرگياهچههايگندم و همچنینسببايجاد تحمل به تنشخشکیدردولپهايها از جمله لوبیا نیز میگردد. ساليسيليكاسيدباعثطويلشدنسلولهاوهمچنين تقسيمسلوليميشودكهاينفرآیند با همکاریسايرتنظيم كنندهها ازجملهاكسينانجامميشود.

1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش
درتاميننيازهايروزافزونجمعيتدرحالرشد، بكارگيريروشهاينوينعلمي،امريضرورياست.بر ايناساسمديريتنظامهايكشاورزيبايدموردبازنگري جديقراربگيردونظامهاينوينيطراحيشوندكه اولويتآن هاپايداريدرازمدتو درعينحفظتوليددر كوتاهمدتباشد. از جمله این روش های نوین علمی، کشاورزی اکولوژیک می باشد، کهيكسيستمكشاورزيتلفيقي مبتنيبر اصولاكولوژيكيبوده ودرآن كيفيتمحصولاتمهمترازكميتآن هاست.نظامهاي كشاورزي اكولوژيكوكمنهادهميتوانندبهعنوانجايگزينيبراي سيستمهايرايجدرنظرگرفتهشدهوباعثتوسعه كشاورزيپايداروحفظسلامتمحيطزيستگردند (خرم دل و همکاران، 1387).
از زمان جنگ جهانی دوم کاربرد کودهای شیمیایی انقلابی در تولید محصولات زراعی به وجود آورد. افزایش تولید کودهای تجاری با قیمت کم، مصرف هر چه بیشتر این کودها را به ویژه در کشورهای در حال توسعه گسترش داد. از آن زمان تاکنون از این کودها به عنوان وسیله ای برای دستیابی به حداکثر عملکرد در واحد سطح استفاده میشود و کشاورزان به صورت مداوم سعی میکنند با رفع کمبود عناصر غذایی و استفاده از مدیریت صحیح، تولید محصول را به حد بالقوه ژنتیکی نزدیک کنند ولی مشکلات اقتصادی ناشی از افزایش رو به رشد هزینه کودهای شیمیایی از یک سو و مسائل زیستی محیطی مرتبط با مصرف غیراصولی این کودها از سوی دیگر تفکر استفاده از شیوه های زیستی تثبیت نیتروژن برای تقویت رشد گیاهان را قوت بخشیده است (عموآقایی و همکاران، 1382).
گرچهاستفادهازكودهايبيولوژيكدركشاورزي قدمتزياديداردوليبهرهبرداريعلميازاينگونهمنابع سابقهچندانيندارد.با وجود آن کهكاربرداينكودهادرچنددهه اخيركاهشيافتهولي امروزهباتوجهبهمشكلاتيكه مصرفبيرويهكودهايشيمياييبهوجودآورده اند، استفادهازآن هادركشاورزيمجددامطرحشدهاست و سعيبرآناستتاازپتانسيلارگانيسمهايخاكومواد آليبهمنظوربه حداکثر رساندنتوليددرضمنتوجهبهكيفيتخاك ورعايتبهداشتوايمنيمحيطزيستاستفادهگردد (فلاحی و همکاران، 1388). کاربردکودهايبیولوژیکبرايحفظتوازنبیولوژیکحاصلخیزيخاكبهمنظوربهحداکثررساندنروابط بیولوژیکمطلوبسیستمازاهمیتویژهايبرخورداراست.کودهايبیولوژیکبهموادجامد،مایعیانیمهجامدی اطلاق میشودکهدارايیکیاچندریزجاندارمفیدیامتابولیتهايآن هابودهوبهمنظور تأمینعناصرموردنیاز گیاه،حفظ سلامتگیاهویابهبودویژگی هايفیزیکیوشیمیاییخاكمورداستفادهقرارمی گیرند (توحیدی مقدم و همکاران، 1386). در ايران در سال‌هاي اخير و با تشكيل شوراي عالي توسعه كاربرد مواد بيولوژيك و استفاده بهينه از كود و سم و تأسيس بخش تحقيقات بيولوژيك خاك در مؤسسه تحقيقات خاك و آب كشور با هدف استفاده از ريز جانداران مفيد در جهت بهبود وضعيت تغذيه‌اي گياهان زراعي و باغي در سال 1374، همچنين تأمين اعتبارات تحقيقات در اين زمينه توسط آن شورا زمينه توسعه پژوهش، توليد و مصرف كودهاي زيستي در كشور فراهم شده است (صالح راستين، 1384).
از نظر اهميت، تنش خشكي دومين تنش غير زيستي است كه گياه نخود را تحت تأثير قرار مي‌دهد. كمبود آب، رشد رويشي و عملكرد را از طريق كاهش سطح برگ و فتوسنتز كاهش مي‌دهد و اين امر منجر به كاهش فتوسنتز جامعه گياهي مي‌گردد، اين كاهش به شدت تنش بستگي دارد (پور نجف، 1385). وقتي عملكرد دانه مد نظر است زمان بروز تنش از اهميت ويژه‌اي برخوردار مي‌باشد. تنش آب در طول مرحله گلدهي، گرده افشاني و يا نمو دانه ممكن است تعداد دانه‌هاي تشكيل شده را به شدت كاهش دهد (سرمدنيا و كوچكي، 1373).
امروزه با افزايش جمعيت و نياز به غذا و محدوديت منابع آب، ارزش اين ماده حياتي بيش از پيش روشن شده است. بهطوري كه بيشتر از آنچه افزايش عملكرد در واحد سطح مد نظر باشد افزايش عملكرد در واحد حجم آب مصرفي اهميت يافته است (فرج نیا، 1382). گزارش گردیده که سالیسیلیک اسید اثرات مهارکنندگی ناشی از تنش خشکی و شوری را در گندم کاهش میدهد (دات، 1998). اثر سالیسیلیک اسید بر تنش وابسته به نقش آن در مهار اتیلن است. تحقیقات نشان داده که احتمالاً اسید سالیسیلیک از طریق اثر بر بیوسنتز اتیلن باعث مقاومت گیاه به تنشهای محیطی میگردد (شاکیروا، 2003). گزارشات متعددی مبنی بر نقش اسید سالیسیلیک بر کاهش اثرات ناشی از تنشها وجود دارد. از جمله اسید سالیسیلیک با اثر بر روی آنزیم های آنتی اکسیدان مانند کاتالاز، سوپر اکسید دیسموتاز، پلی فنل اکسیداز، پراکسیدازها و متابولیتهایی مانند آسکوربیک اسید و گلوتاتیون، اثرات ناشی از تنش های خشکی، گرما و شوری را کاهش میدهد (الطیب، 2005). سنارانتا و همکاران (2002) نیز بیان کرد که اسید سالیسیلیک یک مولکول علامتی مهم برای میانجیگری پاسخ های گیاهان در برابر تنش های محیطی است.
بنابراین با توجه به مطالب ذکر شده اهمیت پژوهش در خصوص تاثیر مصرف سالیسیلیک اسید و کودهای زیستی بر عملکرد و اجزاء عملکرد نخود در شرایط آبیاری تکمیلی ضروری بهنظر میرسد.
1-4 اهداف پژوهش:
1-بررسی تاثیر سالیسیلیک اسید بر عملکرد و اجزای عملکرد نخود.
2-بررسی تاثیر باکتری بر عملکرد و اجزای عملکرد نخود.
3-بررسی تاثیر آبیاری تکمیلی بر عملکرد و اجزای عملکردنخود.
4-بررسی اثرات متقابل تیمارهای آزمایش بر عملکرد و اجزای عملکرد نخود.
1-5 فرضیات پژوهش:
1- سالیسیلیک اسید بر عملکرد و اجزای عملکرد نخود موثر است؟
2- باکتری بر عملکرد و اجزای عملکرد نخود موثر است؟
3- آبیاری تکمیلی بر عملکرد و اجزای عملکردنخود موثر است؟
4- اثرات متقابل تیمارهای آزمایش بر عملکرد و اجزای عملکرد نخود موثر است؟
فصل دوم
مروريبرادبیاتتحقیقوپیشینهتحقیق
2-1 تاريخچه
نخود در دنيا به اسامي مختلفي شناخته شده است در چندين ايالت هند به Chana خوانده مي‌شود. در انگلستان به نام‌هاي Bengal gram و Chick pea و در آمريكا به Garbanzo ياGarbanzo bean معروف است. در ايران نام‌هاي نخود زراعي، نخود سفيد، نخود ايراني و يا نخود به آن اطلاق مي‌شود (کوچکی و بنایان اول، 1373). به احتمال زياد نخود از نواحي جنوب شرقي تركيه و مناطق مجاور آن در سوريه منشأ گرفته است. در اين منطقه سه گونه وحشي يكساله از جنس Cicer يافت شده است كه ارتباط زيادي با نخود زراعي دارند. يكي از اين گونه Cicer reticulatum است كه مي توان آن را به عنوان جد نخود يا گونه‌اي كه با نخود داراي جد مشتركي‌بوده است در نظر گرفت (باقری و همکاران، 1376).

2ـ2 اهميت اقتصادي نخود
طبق آمار سازمان خواربار و كشاورزي (F.A.O) نخود در مقايسه با گندم از عملكرد كمتري برخوردار است ولي با وجود اين 2/1 درصد سطح زير كشت جهاني و 3 درصد از توليد جهاني را بخود اختصاص داده است و 15 درصد از سطح زير كشت جهاني و 13 درصد از توليدات جهاني كل حبوبات را بخود اختصاص داده است. در كشور نيز حبوبات با 1015000 هكتار سطح زير كشت، 89/9 درصد از اراضي زير كشت را دارا بوده و در اين ميان نخود 57/63 درصد سطح زير كشت حبوبات را به خود اختصاص داده است. از كل توليد حبوبات در كشور نخود با 16/43 درصد توليد در اين گروه محصولات در رتبه اول قرار گرفته است (اصغرزاده، 1375). از لحاظ تغذيه‌اي نيز نخود يك منبع پروتئيني ارزشمند در بسياري از نقاط شناخته شده است. گروه مشاوره پروتيئني آمريكا در سال 1973 طرح‌هاي اصلاح حبوبات را در زمره تحقيقات حياتي و مهم معرفي كرده است. برطرف كردن نقص پروتيئني غلات از طريق افزودن پروتئين حبوبات، يكي از بهترين راه حل‌هاي رفع كمبود پروتئين و كالري در كشورهاي در حال توسعه است. مقدار پروتئين نخود حدود 7/20% است و كيفيت تغذيه‌اي نخود به مقدار پروتئين و اسيدهاي آمينه سازنده و قابليت هضم آن بستگي دارد. علاوه بر موارد تغذيه‌اي نخود، حاصلخيزي ناشي از تشكيل گره و تثبيت نيتروژن مولكولي و ذخيره سازي آن در خاك براي محصول سال بعد بسيار حايز اهميت مي‌باشد (باقری و همکاران، 1376). حدود 92% از سطح زير كشت و 89% از توليد جهاني متعلق به كشورهاي مناطق گرمسيري نيمه خشك مي‌باشد. قاره آسيا با 13 كشور توليد كننده نخود از نظر سطح زير كشت 92% و از نظر توليد 89% از سطح زير كشت و توليد نخود در جهان را به خود اختصاص مي‌دهد. آفريقا تقريباً به ترتيب 4 و 5 درصد از سطح زير كشت و توليد نخود در جهان را به خود اختصاص مي‌دهد.

2-3 مشخصات گياهشناسي نخود
نخود از خانواده لگومينوزه (بقولات) و از جنس سيسر مي‌باشد كه در رده بندي جزء گياهان جنين‌دار و زير شاخة پيدازادان قرار مي‌گيرند. در تقسيم بندي دقيق‌تر آن ها در رده نهاندانگان طبقه دولپه‌ايها، زير طبقه جدا گلبرگ‌ها، راسته لگومينالز يا روزالز، تيره بقولات و زير تيره پروانه آسايان قرار دارند (واندرمیزن، 1987).
نخود ممكن است از پائين، يا وسط ساقه اصلي شاخه بدهد. البته ارقامي كه از پايه شاخه ‌مي‌دهند، پر محصولترند. ريشه نخود بسيار قوي است و بخوبي در خاك گسترش مي‌يابد. برگهاي نخود مركب فرد و داري 11ـ 9 جفت يا بيشتر برگچه بيضي شكل نوكدار با حاشيه مضرس است كه معمولاً برگچه‌ها دو به دو مقابل يكديگر قرار دارند. گل ها منفرد و در انتهاي شاخه‌هاي نازك بر روي دمگل نسبتاً بلندي قرار گرفته‌اند. رنگ گلها سفيد، آبي و يا بنفش كم رنگ است. نخود گياهي خود گشن است. ولي دگر گشني نيز بوسيله زنبور مشاهده شده است. عمل خودگشني 1 تا 2 روز قبل از باز شدن گل ها انجام مي‌گيرد. ميوه نخود بشكل نيام (غلاف) مي‌باشد، در وسط پهن و در طرفين باريك بوده و از كركهاي بسيار ريزي پوشيده شده است. كه محتوي يك يا دو دانه بذر نخود مي‌باشند. هر بوته نخود ممكن است بطور متوسط بين 50 تا 150 عدد نيام توليد كند. دانه در ارقام مختلف نخود به رنگهاي سفيد، كرم، سياه، قهوه‌اي، قهوه‌اي مايل به قرمز، سفيد مايل به زرد ديده مي‌شود. سطح دانه در بعضي از ارقام صاف و در بعضي ديگر چروكيده است. وزن يك صد دانه آن بين 40 ـ 9 گرم متغير بوده و هر قدر رنگ بذر روشنتر باشد، وزن آن بيشتر خواهد بود (باقری و همکاران، 1376).
از نظر اندازه، دانه نخود در ايران به ترتيب زير طبقه‌بندي مي‌شود:
نخود دانه درشت داراي وزن يكصد دانه 34 گرم، نخود دانه متوسط داراي وزن يكصد دانه 27 گرم، نخود دانه كوچك داراي وزن صد دانه 20 گرم، نخود خيلي دانه كوچك داراي وزن صد دانه 9 گرمي است.
نخود براساس اندازه بذر به دو گروه تقسيم مي‌شود. يكي ماكروكارپا و ديگري ميكروكارپا. ماكروكارپا بنام كابلي و ميكرو كارپا بنام دسي نيز خوانده مي‌شود. در نخود كابلي وزن صد دانه بيشتر از 25 گرم است. گلها سفيد رنگ مي‌باشد. و نخود كابلي را معمولاً در بهار مي‌كارند.
نخود دسي، بذر كوچك با شكل نامنظم و رنگ هاي مختلف دارد. معمولاً در هر غلاف آن 2 تا 3 بذر وجود دارد. و ارتفاع گياه كوتاه و حاوي آنتوسيانين است. گل ها به رنگ ارغواني بوده و نخود دسي را معمولاً در پاييز مي‌كارند (باقری و همکاران، 1376). بطور كلي مراحل مختلف رشد و نمو گياه، شامل جوانه زدن، رشد گياهچه، تشكيل گل و غلاف و رسيدن دانه مي‌باشد. مدت زمان هر يك از اين مراحل نسبت به رقم، طول مدت روز، درجه حرارت و رطوبت قابل دسترس فرق مي‌كند. در نخود توسعه رشد رويشي در زمان گلدهي و تشكيل غلاف، ادامه مي‌يابد. بنابراين يك رقابت بين قسمت هاي رويشي و مراكز زايشي گياه وجود دارد. در ايران نخود سفيد، بيشتر متعلق به گروه كابلي و نخود سياه، متعلق به گروه دسي است.
ارقام اصلاح شده نخود در ايران كه تاكنون معرفي شده‌اند، عبارتند از نخود جم، كوروش، البرز (در گروه كابلي) و ارقام دانه سياه كاكا و دانه قهوه‌اي پيروز (در گروه دسي) مي‌باشند (مجنون حسینی، 1372).

2-4 مورفولوژي نخود
از لحاظ شناخت ظاهري، گياه نخود داراي اندامهاي رويشي و زايشي با خصوصيات زير مي‌باشد.
2-4-1ريشه
ريشه‌هاي قوي و عميق اين گياه به عنوان اندامهاي ذخيره‌اي براي گياه محسوب مي‌شود. اگر چه نخود گياهي يك ساله است، اما از اين اندام ذخيره‌اي براي رشد خود در فصل خشك استفاده مي‌كند. يك ريشة بالغ، بافت محيطي خود را از ايپدرم تا آندودرم از دست مي‌دهد. لايه چوب پنبه‌اي و پوست ثانويه جايگزين آن مي‌شود. فعاليت كامبيوم تغييرات اساسي را بوجود مي‌آورد. شعاع‌هاي آوندي اوليه از شعاع‌هاي آوندهاي چوبي منشاء مي‌گيرند و اشعه‌هاي ثانويه آوندي كوتاهتر و باريكتر از شعاع‌هاي اوليه و از چوب ثانويه منشاء مي‌گيرند. اهميت استوانه مركزي در اين مرحله، از مرحله گياهچه‌اي بيشتراست. اين عضو فاكتور اصلي و موثر در ضخامت ريشه و محتويات استروئيدي احاطه شده است. ولي مقدار زيادي اسكلرانشيم، عامل توليد ريشه‌هاي قوي مي‌باشد. در مقايسه با مرحله گياهچه‌اي، بخش مركزي استوانة مركزي ريشه تقريباً بدون تغيير است. وجود چهار شعاع آوند چوبي و حفره مركزي تنها تفاوت موجود در جذب، بوسيله آوندهاي آبكشي است. ريشه‌ها، گره‌هاي ريزوبيومي را بوجود مي‌آورند (باقری و همکاران، 1376). بر طبق اظهارات Corby در سال 1981 داراي انشعاباتي از نوع Crotalorioid و انشعابات پهن جانبي و گاهي مواقع به شكل يك بادبزن مانند است. ريشه بخوبي منشعب مي‌شود و تا عمق 1 الي 2 متري خاك نفوذ مي‌كند (پورنجف، 1385).
ريشه نخود عمودي، قوي و پرپشت بوده و داراي ريشه‌هاي فرعي متعدد مي‌باشد (مجنون حسینی، 1372). عمق نفوذ ريشه اصلي از 15 تا 30 سانتي‌متر متغير بوده و داراي 4 رديف ريشه جانبي مي‌باشد (پورنجف، 1385). موقعی كه ناحيه سطحي خاك خشك است توسعه ريشه در آن ناحيه كم است. با وجود اين ريشه توسعة خود را تا لايه‌هاي عميق‌تر خاك تا 120 سانتي‌متر ادامه مي‌دهد (سکسنا، 1979). سيستم ريشه‌اي نخود در كشت ديم در مقايسه با كشت آبي گسترده‌تر است و به عمق بيشتري از خاك نفوذ مي‌كند. همچنين سيستم ريشه‌اي تيپ كابلي وسيع‌تر از تيپ دسي است (باهل، 1988).
بر روي ريشه نخود همانند ساير لگوم‌ها گره‌هاي تثبيت كننده نيتروژن وجود دارد و گياه نخود با باكتري Rhizobium Legominosarum همزيستي داشته و اين نژاد بر روي ريشه‌هاي نخود توليد گره میکند. گره‌ها بر روي ريشه‌هاي اصلي تشكيل مي‌شوند از طرفي گره‌هايي كه بعداً تشكيل مي‌شوند روي ريشه‌هاي جانبي قرار مي‌گيرند (كوچكي و بنايان اول، 1373).
2-4-2 ساقه
ساقه نخود گرد و داراي شاخه‌هاي چهار گوش و راست بوده و كليه اندام‌هاي آن از كرك پوشيده شده است و مايع چسبناكي از آن تراوش مي‌شود كه اسيد ماليك و اسيد اگزاليك زيادي دارد (مجنون حسيني، 1372).
سه نوع ساقه را مي‌توان تعريف كرد:
1ـ شاخه‌هاي اوليه كه از سطح زمين شروع مي‌شود و از جوانه‌هاي اوليه اندامهاي هوايي و شاخه‌هاي جانبي گياهچه منشأ مي‌گيرند و همچنين ساقه‌هاي قوي توسط پائين‌ترين گره‌ها توليد مي‌شود. شاخه‌هاي اوليه ضخيم، قوي و چوبي هستند و به طور كلي استقامت گياه به ميزان قابل توجهي به وجود اين شاخه‌ها بستگي دارد.
2ـ شاخه‌هاي ثانويه به وسيله جوانه‌هايي كه روي شاخه‌هاي اوليه قرار گرفته‌اند توليد مي‌شوند و نسبت به شاخه‌هاي اوليه ضعيفتر هستند.
3ـ شاخه‌هاي ثالثيه مسلماً از جوانه‌هاي واقع بر روي شاخه‌هاي ثانويه توليد مي‌شوند و نسبتاً برگي شكل و از نقطه نظر عملكرد خيلي مهم نيستند (باقری و همکاران، 1376).
تعداد شاخه‌هاي اصلي از 1 تا 8 عدد در نوسان مي‌باشند. تعداد شاخه‌هاي ثانوي كه از جوانه‌هاي موجود بر روي شاخه‌هاي اوليه توليد مي‌شوند 5 تا 7 عدد مي‌باشد. تعداد گره‌هاي اوليه كه داراي شاخه‌هاي ثانويه مي‌باشند، نيز بسيار متغير و 2 الي 12 عدد مي‌باشند (واندر میزن، 1987).
از نخود معمولاً از هر گره يك گل توليد شده و تبديل به نيام مي‌شود. نيام‌ها اكثراً بر روي شاخه‌هاي اوليه و ثانويه قرار دارند (کاناچوپرا، 1998).

2-4-3 برگ
برگ‌ها در نخود مركب بوده و بطور متناوب بر روي شاخه قرار مي‌گيرند. متوسط طول محور برگ بين 3 الي 7 سانتيمتر و در سطح فوقاني خود داراي شيار مي‌باشد. بطور متوسط محور برگ داراي 10 الي 15 برگچه است، كه اين برگچه‌ها بوسيله دمبرگ هاي كوچكي به محور اصلي متصل مي‌شوند. چرخش دو رديف برگچه‌ها بر حول محور برگ به تغييرات محيطي مانند مكانيزم سازگاري در مقابل شرايط خشكي بستگي دارد (باقری و همکاران، 1376).
2-4-4 گل
گلهاي نخود يكي از نمونه‌هاي تيپيك زير رده پروانه آسايان مي‌باشد. گلها به صورت منفرد بر روي دمگل نسبتاً بلندي قرار گرفته است. دمگل‌هاي اصلي، پايك خوشه‌اي و پايك گلها در زمان گلدهي به شكل خط مستقيم هستند. رنگ گلها سفيد يا آبي آسماني و يا ارغواني است و براكته‌هاي بسيار كوچك و حدود 5/1 ميليمتر طول دارند. چنانچه گل رنگي باشد، دمگل هم به رنگ‌هاي مختلف ديده مي‌شود. كاسه گل در قسمت قاعده داراي برآمدگي پشتي همراه با پنج دندانه سرنيز‌ه‌اي و عميق است. دمگل و كاسه گل غالباً داراي كركهاي زيادي هستند. رقم هاي زراعي نخود با گل سفيد معمولاً بذرهاي درشت توليد مي‌كنند و از مبدأ هند به سمت كشورهاي غرب مديترانه كشت اين ارقام افزايش مي‌يابد. لاين‌هاي گل سفيد داراي بذرهاي نسبتاً سفيد، شيري يا قهوه‌اي روشن هستند. براي سنتز رنگ‌هاي مختلف مسيرهاي بيوشيميايي متفاوتي وجود دارد و موتاسيونهاي توليد كننده گل هاي سفيد، احتمالاً تعداد زيادي از فعل الانفعالات بيوشيميايي مربوطه را خنثي مي‌كنند. اندام زايشي نر ديادلفوس1+9 بطوري كه ميله‌هاي 9 پرچم بهم متصل شده و تشكيل يك غلاف زايشي را مي‌دهند و پرچم دهمي آزاد است. پرچم‌ها همزمان با باز شدن جداره غشاء بساك بطور دسته جمعي و قبل از باز شدن گل در بالاي كلاله قرار مي‌گيرند و امكان دگر گشني را كاهش مي‌دهند. با توجه به اينكه جدار غشاء بساك قبل از باز شدن غنچه از هم جدا و دانه گرده بر روي كلاله پخش مي‌شود. نر عقيم كردن مكانيكي آن مشكل است (باقری و همکاران، 1376).
2-5 رشد و نمو
رشد و نمو نخود را مي‌توان به چهار مرحله فنولوژيكي تقسيم كرد اين مراحل عبارتند از: جوانه زني، رشد رويشي، گلدهي و غلاف بندي، پر شدن دانه و رسيدگي.
جوانه زني مناسب، نياز اوليه براي استقرار مناسب گياه است. رشد رويشي شاخه‌دهي و توسعه كانوپي گياه است. گلدهي يك فرايند پيوسته است كه تا مرحله نمو غلاف ادامه دارد. از آنجا كه نخود از تيپ گل رشد نا محدود مي‌باشد، رشد رويشي‌ حتي در هنگام گلدهي و نمو غلاف ادامه مي‌يابد. رسيدگي از طريق پير شدن برگ مشخص مي‌شود. مدت هر يك از مراحل فنولوژيكي بسته به رقم، طول روز، درجه حرارت و آب قابل دسترس متفاوت است (باقری و همکاران، 1376).

2-5-1 جوانه زني و استقرار گياهچه
براي نخود بايد بذور با خلوص بيش از 98% و قدرت جوانه زني بيش از 90% كه درشت و سالم باشند انتخاب كرد تا به خوبي جوانه زده و سبز شوند (رحيم زاده خويي و كاظمي،1372).
يكي از عوامل موثر در كاهش عملكرد مزرعه پوشش گياهي ضعيف است. در اين مورد كيفيت پايين بذر، شرايط بستر بذر يا روش كاشت و يا رخدادهاي مربوط به تنشهاي زنده و غير زنده نيز مي‌توانند نقش موثري ايفا كنند (پورنجف، 1385). درجه حرارت بالا و به تبع آن تبخير زياد در زمان كاشت بر اهميت موضوع مي‌افزايد مطالعات روي خاكهاي شني لومي در شمال هندوستان نشان داد كه كاشت بذر در عمق 10 سانتيمتري نسبت به عمق كاشت كمتر (5 سانتيمتري)، در صورتي كه نخود به صورت ديم كاشت شود، بهتر است اما در شرايط فارياب اختلافي وجود ندارد. مرگ و مير گياهچه‌ها در شرايط ديم در عمق كاشت 5 سانتيمتري حدود 7/42 درصد بود در صورتي كه در عمق 10 سانتيمتري حدود 8/33 درصد بود (کایزر و هانان، 1995). در جائيكه رطوبت خاك براي جوانه زني محدود نباشد به نظر مي‌رسد عمق كاشت 7ـ5 سانتيمتر براي سبز شدن نخود ايده آل باشد (پورنجف، 1385).
بذور درشت تعدادي از گياهان زراعي گياهان قويتري توليد كرده و عملكرد بالاتري دارند. در نخود همبستگي نزديكي بين اندازه بذور درجه بندي شدة يك رقم مشخص و وزن اندام هوايي گياهچه در 30 روز بعد از جوانه زني مشاهده شد (کاشیک و همکاران، 1995). بعد از كاشت بذر، جوانه زني، سرعت جوانه زني، سرعت سبز كردن و رشد گياهچه‌ها بستگي به دماي محيط دارد (سومرفیلد و همکاران، 2000).
نخود ميتواند در محدودة وسيعي از دماها (10 تا 45 درجة سانتيگراد) جوانه بزند اما جوانه زني و سبز كردن در دماهاي بين 25ـ15 درجه سانتيگراد سريعتر است (سومرفیلد و همکاران، 2000).
با وجود برخورداري بذر از قوة ناميه 100درصد ممكن است جوانه زني و استقرار گياه كافي نباشد ساكسنا و همكاران در سال 1980 گزارش كردند كه در يك آزمايش با وجود كيفيت خوب و تراكم كافي بذر استقرار گياه زير 60 درصد بود و حتي به ميزان كمتر از 10 درصد نيز مي‌رسيده است. دو عامل اصلي براي بروز چنين وضعيتي مي‌تواند ناشي از رطوبت و شوري بستر بذر يا هر دوي آنها باشد همچنين اگر زمان كاشت به تاخير افتد و رطوبت خاك كاهش يابد اين عوامل ميتواند يك فاكتور بحراني جهت حصول جوانه زني و استقرار مناسب گياه باشد (سکسینا، 1990).

2-5-2 رشد و توسعه سطح برگ
مطالعات متعدد نشان مي‌دهد كه توسعة سطح برگي و تجمع مادة خشك در نخود برخلاف گندم در يك دورة طولاني بعد از كاشت خيلي آهسته است براي مثال در هندوستان سطح برگ در واريته JG62 در 85 روز اول بعد از كاشت 70 تا 80 سانتيمتر مربع در گياه بوده اما با اينكه گلدهي حدود 80 تا 85 روز پس ازكاشت اتفاق افتاد سطح برگ 133 روز بعد از كاشت به 1400 سانتيمتر مربع در گياه رسيد. در 80 روز بعد از كاشت، زماني كه گلدهي اتفاق افتاد شاخص سطح برگ كمتر از يك بود .توسعه سطح برگ در مرحله گلدهي گياه به حداكثر مي‌رسد (کانا چوپرا و همکاران، 1998).
بررسي‌هاي تجزيه رشد روي غلات نيز نشان داده است كه در اين گياهان مساحت پهنك برگ قبل از گرده افشاني، بطور غيرمستقيم بر عملكرد تاثير مي‌گذارد، يعني از طريق تاثير بر تعداد و اندازه دانه‌ها كه مواد فتوسنتزي در آن ها تجمع مي‌يابند (سومرفیلد و همکاران، 2000).
آگرووال و همكاران (1984) در تحقيقات خود نشان دادند كه ماكزيمم شاخص سطح برگ در شرايط بدون آبياري 7/ اما در شرايط دوبار آبياري بعد از مرحله گلدهي، شاخص سطح برگ به 5/1 رسيد. بنابراين در شرايط بدون آبياري وقتي كه شاخص سطح برگ براي مدت زمان كوتاهي به 5/2 مي‌رسد، جذب كامل نور اتفاق نمي‌افتد.

2-5-3 تجمع ماده خشك و توزيع آن
بر اساس تحقيقات پرازاد در سال 1978 تجمع ماده خشك در نخود به صورت منحني سيگموئيدي است كه داراي يك مرحله رشد رويشي آهسته و يك مرحله سريع بعد از گلدهي و يك كاهش در مرحله تشكيل غلاف مي‌باشد بطوري كه بيشترين مقدار تجمع ماده خشك بترتيب در غلاف ها، ساقه، برگ هاي سبز و برگ هاي زرد است كه در اين اندام ها 70ـ60 روز بعد از كاشت تجمع ماده خشك سير صعودي داشته ولي بعد از اين مدت تقريباً بدون تغيير و در آخر سير نزولي پيدا مي‌كند ولي اين تجمع در ريشه از اول تشكيل تا آخر (80 روز بعد از كاشت) بدون تغيير مي‌‌باشد.
در نخود گل غير انتهايي بوده و رشد رويشي طي مرحله گلدهي و رشد ميوه (غلاف) ادامه مي‌يابد و اين امر منجر به رقابت بين اجزاء رويشي و زايشي (دانه) براي دريافت مواد غذايي مي‌شود. با شروع گلدهي و تشكيل ميوه، ماده خشك در اندام هاي رويشي كاهش مي‌يابد كه اين مسئله تا اندازه‌اي به ريزش برگها و دمبرگ ها مربوط مي‌شود و بخشي از آن هم مربوط به انتقال مواد ذخيره شده از ساقه و بافت هاي ديوارة غلاف است. يك مطالعه در هندوستان نشان داده است كه عملكرد نهايي ماده خشك در بذر نخود حدود 60 درصد ماده خشك تجمع يافته در مرحله بعد از گلدهي است (باقری و همکاران، 1376).

2-5-4 گلدهي
نخود معمولاً به عنوان يك گياه روز بلند در نظر گرفته مي‌شود (سومرفیلد و همکاران، 2000). دما و طول روز عواملي هستند كه گلدهي را تحت كنترل دارند. بين ميانگين دما و طول روز و پيشرفت بسوي گلدهي همبستگي مثبت وجود دارد (سومرفیلد و همکاران، 2000). دوره گلدهي نخود ممكن است يكماه طول بكشد (رحيم زاده خويي و كاظمي، 1372). در نخود رشد رويشي در زمان گلدهي و تشكيل نيام‌ها ادامه مي‌يابد. بنابراين در اين دوره بين قسمت‌هاي رويشي و زايشي گياه رقابت وجود خواهد داشت (مجنون حسيني، 1372). نخود همانند اكثر لگوم‌هاي دانه‌اي، گلهاي زيادي توليد مي‌كند، اما درصد كمي از آنها به ميوه تبديل مي‌شوند (سومرفیلد و همکاران ، 2000). بيشترين درصد تبديل گل به ميوه در واريته‌هاي مختلف نخود در دماي 20 درجه سانتي گراد حاصل شده است (سکسینا، 1990).

2-5-5 نمو دانه
پر شدن دانه به فرآيندهاي فتوسنتزي (فتوسنتز جاري برگ و فتوسنتز جاري ساير اندام‌هاي سبزينه دار)، بارگيري عناصر آبكشي، انتقال مواد پرورده، تخليه آبكش، تبديل قندها به نشاسته و انتقال مجدد تركيبات تجمع يافته در اندام‌ها قبل گلدهي وابسته است (فالکر و همکاران، 1993). وميزان تاثير هر يك از اين عوامل بر روي عملكرد نهايي دانه به ژنوتيپ و محيط بستگي دارد (سرمدنيا و كوچكي، 1373).

2-6 تنش خشکی
2-6-1 تنش خشکي و انواع آن
تنش خشکی، یکی از مهمترین تنش های محیطی است که در بسیاری از مناطق جهان و بویژه مناطق گرم وخشک باعث محدود شدن عملکرد گیاهان زراعی می شود (پورداد و بگ، 2003). مومنی (1390) معتقد است که انواع تنش خشکي را مي توان به سه گروه مشتمل بر کشنده، موقت و انتهايي تقسيم نمود. نوع کشنده تنش خشکي هنگامي روي مي دهد که ميزان بارش يا درصد رطوبت خاک با نياز گياه در طول مراحل نمو آن مطابقت نداشته باشد و بنابراين نمو عادي گياه متوقف ميگردد. اين نوع خشکي در نواحي واقع در حاشيه مناطق خشک يا مناطق با ميزان بارش متوسط براي توليد گياهان زراعي روي ميدهد. خشکي موقت، غالباً براي گياهان زراعي که به صورت ديم و در فصول مرطوب سال کشت ميشوند روي ميدهد. اين نوع تنش در هر مرحله از دوره رشد گياه ممکن است ظاهر شود و با فراهم شدن رطوبت مناسب برطرف گردد. تنش نوع انتهايي هنگامي رخ ميدهد که يک گياه زراعي در مراحل اوليه رشد از رطوبت کافي برخوردار باشد اما با نزديک شدن به مراحل زايشي در انتهاي دوره رشد با محدوديت رطوبتي روبرو گردد. اين نوع تنش الزاما براي گياهان زراعي کشنده نميباشد.
محققين مرکز تحقيقات بين المللي گندم و ذرت (سيميت)1 معتقدند که در زراعت گندم خشکي براساس مرحله رشد گياه به سه صورت روي ميدهد. در حالت اول که مختص شرايط آب و هوايي مديترانه اي است بارش تنها در طول زمستان به وقوع ميپيوند و مراحل پس از گلدهي با تنش خشکي مواجه ميگردند. اين نوع خشکي در حدود 6 ميليون هکتار از اراضي گندم خيز جهان حادث مي شود. نوع دوم خشکي در طول دوره زمستان و قبل از گلدهي اتفاق ميافتد و گياه پس از اين مرحله با تنش خشکي روبرو نخواهد بود. وين جينکل و همکاران (1998) معتقدند که بالغ بر 3 ميليون هکتار از اراضي زير کشت گندم از اين نوع خشکي متأثر هستند. نوع سوم در زراعت گندم به صورت مداوم و در تمام دوره رشد گياه اتفاق ميافتد و رويش گياه از رطوبت ذخيره شده در خاک تبعيت ميکند. دو تا سه ميليون هکتار از زراعت گندم در جهان از اين نوع خشکي متاثر مي باشد.

2-6-2 چگونگی درک خشکی توسط گیاهان
ریشه های گیاهان می توانند علامتی (اخطاری) را به قسمت های هوایی بفرستند که نشان دهد آنها تحت تنش آبی هستند و لذا قبل از آنکه برگها این تنش را تجربه کنند، روزنه ها بسته میشوند. این علامت (اخطار)، هورمون ABA می باشد که در نتیجه تنش آبی در نوک ریشه تولید میگردد. در این رابطه توافق عمومی وجود دارد که اسید آبسزیک یکی از هورمونهای مهم گیاهی است که نقش عمده ای در چرخه زندگی گیاه داشته و بسیاری از فرایندهای مهم فیزیولوژیکی، مورفولوژیکی و همچنین عکس العملهای سازگاری گیاه به محیطهای تنش را تنظیم مینماید (لویت، 1980) به طوری که بعضی از محققان از آن به عنوان هورمون تنش یاد میکنند.
در صورت وقوع کمبود آب در منطقه ریشه و کاهش فشار تورگر در سلول های این منطقه، ABA به سرعت در ریشه سنتز و به بخش های هوایی گیاه منتقل میشود. با توجه به عکس العمل سریع سلول های محافظ روزنه در هنگام وقوع تنش (بسته شدن روزنه ها در ساعات میانی روز که هوا گرم، جذب آب کم و میزان تعرق افزایش مییابد) بسیاری از دانشمندان معتقدند ABA باید در محلی نزدیک یا درون سلولهای محافظ روزنه باشد تا بتواند به این سرعت عمل نماید به همین دلیل تئوری تبدیل ترانس به سیس (شکل فعال ABA) را مطرح میکنند. (لویت، 1980). پس از آن، ABA از طریق بستن روزنه ها (گالن و همکاران، 1986) کاهش نسبت شاخساره به ریشه و دخالت در کارکرد ژنهای گوناگون که به ژنهای وابسته به اسیدآبسزیک معروفند (مومنی، 1390) مانع پسابیدگی سلولهای گیاهی میشود.
اما برخی دیگر از



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

دیدگاهتان را بنویسید