دانلود پایان نامه

شکل 4-9: نمونه اي ازباينوميال تست 98
نمودار4-1: نتايج باينوميال تست بعد حوزه ي پذيرش 98
نمودار4-2: نتايج باينوميال تست بعد بلوغ SOA 99
نمودار4-3: نتايج باينوميال تست بعد حاکميت SOA 99

و

فصل اول

مقدمه و کليات تحقيق

مقدمه
از زمان ظهور فناوري اطلاعات و ارتباطات در حوزه هاي مختلف و سازمانها و شرکت ها حدودا بيست سال مي گذرد و هرروزه بکارگيري و سرمايه گذاري بخشهاي دولتي وخصوصي در اين بخش بيشتر مي شود. ميان سازمانها و دستگاههاي دولتي حجم عظيمي از سرمايه گذاري را در اين بخش انجام داده اند و هم اكنون نيز در حال تخصيص منابع و سرمايه گذاري مي باشند. بسياري از شركت ها و سازمان ها طرح جامع فناوري اطلاعات و ارتباطات خود را تهيه نموده يا در حال تهيه مي باشند.يکي از نکات مهم انطباق طرح هاي فوق با روش معماري سازماني است لذا نيازبه ايجاد زمينه لازم جهت تصحيح و يا تكميل طرح هاي فوق به وجود مي آيد.در سازمان‌هاي امروزي که اغلب داراي ابعاد و ساختارهاي پيچيده و از نظر فيزيکي توزيع شده هستند تنها ذکر اينکه چه کارهايي بايد توسط چه کساني (شرح وظايف) انجام شود کافي نيست، بلکه فرآيندها، داده‌ها، اهداف و نقش افرادي که در سازمان انجام وظيفه مي‌کنند بايد با اهداف و راهبردهاي سازمان که در قالب برنامه‌ريزي راهبردي ارائه مي‌شوند، همخواني داشته باشد. چنين امري مستلزم آن است که سازمان داراي يک نقشه از تمام ابعاد خود باشد تا بتواند با استفاده از اين نقشه، روابط بين ابعاد سازمان را درک نموده و در صورت نياز با تغييرات هماهنگ نمايد. اين نقشه از سازمان، که حاوي اطلاعات افراد، فرآيندها، مکان‌ها و ديگر ابعاد و خصوصيات سازمان است، معماري سازماني ناميده مي‌شود.
مفهوم سرويس گرايي ازمدتي پيش وجود داشته ودرزمينه هاي متفاوت وبراي مقاصد مختلفي مورداستفاده قرارگرفته است اماآنچه درطول حيات اين مفهوم ثابت مانده است،آن است كه اين مفهوم،روشي مبتني برمفهوم تجزيه را ارائه مي دهد.بنابراين سرويس گرايي يك روش فني محض نيست.سرويس گرايي درتركيب با”معماري”، معماري سرويس گرارامعرفي ميكندكه مدلي را ارائه مي دهدكه درآن منطق ,كل سيستم به بخش هاي منطقي, مجزاوكوچكتر شكسته مي شوند.اين واحدهاي كوچكترجمعا بخش بزرگتري ازمنطق را ارائه مي كنند ومي توانندتوزيع شده باشند.
معماري سازماني سرويس گرا (SOA) مشوق واحدهاي منفردمنطق است تا بتواند به مجموعه اي ازاصول طراحي دست يابد.امروزه ديگر توسعه سرويس گرايي به جايي رسيده است که هر جا صحبت ازمعماري سازماني است معماري سازماني سرويس گرا رادر ذهن ها تداعي ميکند[21].معماري سرويس گرا سبکي ازمعماري ميباشد که ازاتصال سست سرويسها جهت انعطاف پذيري وتعامل پذيري کسب وکار به صورت مستقل ازفناوري پشتيباني ميکندوازترکيب مجموعه اي ازسرويس هاي کسب وکار تشکيل شده است که اين سرويس ها،انعطاف پذيري و پيکربندي پويا را براي فرايندها محقق مي کند[1].
حاکميت برمعماري سرويس گرا به طورويژه برروي اداره وحاکميت برسرويسها متمرکز مي شود ويک چارچوب اساسي براي دستيابي به تعامل پذيري کارکردي وغيرکارکردي سرويس ها در بين مرزهاي کسب وکاررافراهم ميکند [23]. حاکميت يک عامل کليدي درموفقيت پروژه هاي معماري سرويس گراي سازمان ميباشد.بدون حاکميت ،سازمان نمي تواندبه طورکامل ارزش معماري سرويس گرارا درك کند [24].حاکميت برمعماري سرويس گرا ،فرآيندي است که تحقق منافع همه ذينفعان فناوري اطلاعات و کسب وکاررا بوسيله برنامه ريزي،تامين بودجه واجراي ابتکارعمل معماري سرويس گرا تضمين ميکند ونوعي سرمايه گذاري استراتژيک است که موسسه وکارکردهاي آن را در پروژه ها به بهترين شکل ممکن پشتيباني ميکند[25] . اگرحاکميت بر معماري سرويس گرا موفقيت آميزباشد ، سازمان ميتواند سرويس هاي باکيفيت ومطمئني راايجادکندواين امرسبب کارايي واثربخشي سازمان ميگردد [22]. همه سازمان هابراي ارزيابي وضعيت جاري حاکميت بر SOA خود نيازمند يک چارچوب ارزيابي مي باشند,به گونه اي که بتوانددرتعيين نيازمنديهاي حاکميت برSOA و ارائه يک مدل مناسب حاکميت بر SOA مفيد باشد.در اين تحقيق ضمن اشنايي با مفاهيم اوليه ي سرويس گرايي ,معماري سرويس گراو حاکميت معماري سرويس گرا به بررسي چارچوب هاي ارزيابي حاکميت معماري سرويس گرا پرداخته و انها را با هم مقايسه ميکند. ودرنهايت به ارايه يک روش براي ارزيابي حاکميت معماري سرويس گرا مي پردازد.
1-2- هدف از تحقيق
كارهاي انجام شده در زمينه تحليل و ارزيابي معماري سازماني ، چندان زياد نمي باشد. تعدادي از آنها در محيط هاي كاري و تجاري گسترش يافته اند (OMB,2005) و(Schekkerman, 2006). و برخي در محيط هاي دانشگاهي ارائه گرديده اند (N?rman, 2007 ) و (Gammelgard, 2007).
با مروري بر مراحل انجام يك پروژه معماري سازماني، جايگاه مبحث ارزيابي در معماري سازماني بهتر مشخص مي شود. يك پروژه معماري سازماني معمولاًبا احساس نيازيك سازمان شروع شده و سپس مشاوري وظيفه ي انتخاب و تهيه طرح معماري سازماني را بر عهده مي گيرد . اين مشاور يك مجموعه مستندات را تحويل سازمان داده كه در آن مجموعه اي از مدل ها ارائه شده است. اين مجموعه توصيف كننده معماري سازماني پيشنهادي براي آن سازمان مي باشد . پس از تصويب طرح پيشنهادي ، مراحل به اجرا در آمدن اين طرح شروع شده و براين اساس تغييراتي در سازمان مذكور بوجود مي آيد
. بدين شكل روشهاي ارزيابي مطرح شده در مبحث معماري سازماني را مي توان درپنج زمينه اصلي دسته بندي نمود. در هر يك از زمينه هاي فوق تحقيقات مختلفي انجام شده است.
1- ارزيابي سطح بلوغ يك سازمان از نظر كاربرد مفاهيم معماري سازماني )آمادگي پذيرش(
2- ارزيابي تيم مشاور و طراح معماري سازماني )انتخاب تيم طراح(
3- ارزيابي فرآيند طراحي و توليد معماري سازماني
4- ارزيابي يك طرح معماري سازماني
5- ارزيابي از ميزان اجراي يك طرح معماري سازماني
هدف اصلي اين تحقيق ارزيابي در دسته ي اول مطرح شده است. لذا براي اين منظور ابتدا اشنايي با مفاهيم اوليه ي سرويس گرايي, معماري سرويس گرا و حاکميت معماري سرويس گرا و بررسي چارچوب هاي ارزيابي حاکميت معماري سرويس گرا و درنهايت ارايه يک روش براي ارزيابي حاکميت معماري سرويس گرا هدف اين تحقيق است.لذا ميتوان اين تحقيق را به صورت زير بخش بندي نمود:
1- تعريف اصول سرويس گرايي و معماري سرويس گرا
2- تعريف حاکميت معماري سرويس گرا
3- ضرورت حاکميت معماري سرويس گرا
4- بررسي بلوغ سرويس گرايي و تاثيرآان در ارزيابي حاکميت SOA
5- بررسي چارچوب هاي حاکميت معماري سرويس گرا ومقايسه انها با يکديگر
6- ارايه يک روش براي ارزيابي حاکميت معماري سرويس گرا
1-3- محدوده ي تحقيق
آنچه که در اين تحقيق به ان پرداخته مي شود ارايه مدل قابل اجرا برا يارزيابي سطح بلوغ حاکميت سرويس گرايي است تا با استفاده از ان سازمان در جهت ارزيابي وضعيت موجود و تلاش براي بهبود آن برايد و بتواند نقاط ضعف خود را شناسايي ونسبت به رفع ان اقدام نمايد.لذادر اين تحقيق کاري در جهت ارايه يک چارچوب جديد صورت نگرفته است اما تلاشهايي در جهت بهبود چارچوب اصلي مورد بررسي و تغيير و دقيق تر نمودن ان صورت گرفته است که منجر به ارايه فرم جديدي از چارچوب گشته است.همچنين درجهت بهبود نواقص پيشنهاداتي ارائه شده است ولي تمرکز بيشتر ان بر عهده ي معماران سازمان ميباشد.
1-4-ساختار پايان نامه
ساختارپايان نامه به صورت زير مي باشد:
فصل دوم :
اين فصل به ادبيات موضوع تحقيق پرداخته است.در بخش اول ان به بررسي تعاريف معماري سازماني و حاکميت معماري سازماني و چارچوب هاي ان و در بخش دوم به معرفي منطق فازي مي پردازد.در انتها به کارهاي انجام شده در زمينه ي ارزيابي معماري سازماني ميپردازيم.
فصل سوم:
اين فصل به ارايه روش پيشنهادي براي ارزيابي حاکميت معماري سرويس گرا مي پردازد .
فصل چهارم:
روش پيشنهادي را در يک مطالعه ي موردي به کار گرفته و نتايج ارزيابي را بيان ميکند.در انتها مقايسه اي بين روش بيان شده و روش ديگر براي بررسي برتري عملکرد انجام مي شود.
فصل پنجم:
نتايج تحقيق و همچنين پيشنهاداتي براي تحقيقات اتي ارائه ميشود.
1-5- نتايج مورد نظر و خروجي
اجراي اين پايان نامه در گسترش مباحث علمي معماري سازماني سرويس گرا بسيار موثر بوده و در عين حالي كه مفاهيم اساسي آنرا ترويج مي دهد ، سعي در ايجاد روشي جهت ارزيابي و سنجش حاکميت معماري سازماني، كه يكي از سئوالات اساسي مطرح شده در زمينه هاي تحقيقاتي آن است، مي نمايد.به طور كلي نتايج حاصل از اين طرح را مي توان به شرح زير بيان نمود:
1- كمك به گسترش كاربرد مفاهيم معماري سازماني سرويس گراو معرفي آنها
2- تعريف مفهوم يك معماري سازماني سرويس گراي مناسب وخوب و ارائه يك مدل ارزيابي سطح بلوغ آن
3- بکارگيري روش ارايه شده در يک سازمان براي بررسي نتايج

فصل دوم

ادبيات و پيشينه ي تحقيق

2-1- معماري چيست؟
معماري(Architecture) براي آشنايان به رشته هاي مهندسي، يادآور يک طرح و ديد همه جانبه و کلان بر ساختار و رفتار موجوديتي است که پيچيدگي و پويايي داردو تهيه و نگهداشت آن توجه به جامعيت، يکپارچگي، انعطاف پذيري و تعامل پذيري را مي طلبد[40]. در حوزه مباحث فناوري اطلاعات و ارتباطات ابتدا اين مفهوم در محدوده سخت افزار اهميت پيدا کرد، زمانيکه موضوع استفاده مجدد از قطعات از پيش ساخته شده مورد توجه واقع شد و اين سئوال که با چه ترکيب و تلفيقي از عناصر موجود مي‌توان سيستم جديد را طراحي نمود، موضوع معماري نيز به عنوان يکي از موضوعات مهم در حوزه سخت افزار مطرح گرديد. اين مبحث به تدريج در ساير حوزه هاي فناوري اطلاعات و ارتباطات نيز وارد شد و هر جايي که نياز بود که ساختار و رفتار بطور توأم مد نظر قرار گيرند، معماري مورد توجه قرار گرفت. بطور خلاصه مي‌توان گفت تجربه ساير رشته هاي علوم و مهندسي ثابت کرده است که عواملي نظير ابعاد، پيچيدگي، قابليت گسترش و نيازمنديهاي خاص، مهمترين پارامترهاي تصميم گيري در رابطه با لزوم هر نوع معماري به حساب مي‌آيند . به عبارت ديگر هر جا که نياز به طراحي موجوديت يا سيستمي‌ باشد که ابعاد يا پيچيدگي آن از يک حد معيني فراتر رفته، يا نيازمنديهاي خاصي را تحميل نمايد، نگرش ويژه و همه جانبه اي را نياز خواهد داشت که در اصطلاح به آن ” معماري ” گفته مي‌شود. معماري ترکيبي است از علم، هنر و تجربه که در رشته هائي نظير ساختمان داراي قدمتي چند هزارساله است. [4]
2-2- معماري سا
زماني
عبارت “معماري سازماني” ازدوکلمه “سازمان” و”معماري” تشکيل شده است. واژه معماري داراي ريشه لاتين ‌ بوده و به معناي ” استادي در ساختن” است [26و2]در معماري مؤلفه‌هاي اصلي سازنده‌ يک پديده، ارتباط و مشخصات اصلي‌شان که باعث‌ کارايي و اثربخشي آن پديده در دوره‌ حياتش هستند، به زبان نقشه و طرح بيان مي‌شوند.. معماري سازماني يک نقشه سازماني است که ساختار مأموريت و اطلاعات موردنياز سازمان و فناوري هاي لازم براي پشتيباني از آنها را تشريح و فرايند گذار براي پياده سازي اين فناوري ها را تعريف مي کند.[27]زکمن، معماري سازماني (Enterprise Architecture) را بصورت زير تعريف نموده است: مجموعه اي از ارائه هاي توصيفي (مدل ها) در ارتباط با تشريح يک سازمان چندان که بتو اند منطبق بر نيازمندي هاي مديريت (کيفيت)، توليد شده باشد و در دورة حيات مفيدش قابل نگهداشت باشدتغييرکند.[54]
تعريف معماري سازمان که توسط Open Group ارائه شده از اين قرار است: ‎معماري‎ ‎سازماني عبارت از شناخت تمام‎ ‎عناصري است که‎ ‎‏سازمان‎ ‎را تشکيل مي‎‌‎دهند و بيانگر نحوه ارتباط عناصر ‏مذکور با يکديگر است [41].
2-3- تاريخچه معماري سازماني
يکي از برترين راه‌حل‌هاي توسعه و استفاده بهينه از فناوري اطلاعات در سازمان‌ها، استفاده از “معماري سازماني فناوري اطلاعات” يا به اختصار معماري سازماني است. بر طبق تحقيقات موسسه توسعه‌هاي معماري سازماني(IFEAD) از سال ???? به صدر موضوعات مورد توجه مديران عالي و مديران رده بالاي سازمان‌ها رسيده است، هم اکنون مورد توجه بسياري از دولت‌ها، سازمان‌ها و شرکت‌هاي بزرگ و کوچک قرار گرفته است. عدم استفاده از آن در سازمان‌ها منجربه ناتواني سازمان در مديريت بهينه فناوري اطلاعات و بالطبع افت جايگاه در شرايط رقابتي آينده براي سازمان است. کشورهاي بسياري در زمينه معماري سازماني فعاليت مي‌نمايند که بر اساس گزارشات IFEAD در سال ????، حدود ??? کشور به عنوان کشور‌هاي فعال در زمينه معماري سازماني شناخته شده‌اند. در اين ميان کشور آمريکا با داشتن تقريباً ?? درصد فعاليت، در راس کشورهاي فعال قرار دارد. کشور ما ايران، در اين فهرست، در رده سيزدهم قرار دارد که نسبت به کشورهايي چون چين، سوئيس، ايتاليا و اسپانيا رده بالاتري دارد. در شکل2-1 جايگاه کشورها بر اساس ميزان گرايش به معماري سازماني نشان داده شده است. با توجه به اين فهرست و شمار کشورهايي که در زمينه معماري سازماني فعاليت دارند، ميتوان گفت معماري سازماني ديگرروش جديد وکم تجربه اي در مديريت فناوري اطلاعات نمي باشد.[5]

بابه وجود امدن سازمانهاي بزرگ و پيچيده و سيستم هاي اطلاعاتي انها با حجم عظيم و سيستمهاي تخصصي با اهداف خاص ,تغييرات محيطي همچون تغيير کسب و کار ويا دروني چون ماموريتها و ساختارسازماني لزوم انعطاف پذيري سازمان براي پذيرش اين تغييرات و به دنبال ان نياز به معماري سازماني درک ميشود. مهمترين نتايج و مزاياي تدوين معماري سازماني به قرار زير است :
ايجاد نظامي قابل مقايسه : در توصيف سيستم‌ها , طراحي و پياده‌سازي ماموريت‌ها،فرآيندها و سيستم‌هاي اطلاعاتي که درسازمان‌هاي بزرگ به کار گرفته مي‌شوند، نيازمند وجود الگوهاي مناسب و استاندارد جهت توصيف


دیدگاهتان را بنویسید