اشد درحاليکه تعريف پياده سازي مشخص مي کند که چگونه واسط به وسيله يک ارائه دهنده مشخص پياده سازي شده است.
اجزاء تشکيل دهنده :WSDL
– نوع (type): پارامترهاي ارسالي و دريافتي را مشخص مي کند.
– پيام : (message) پيام نوع پارامترهاي ورودي و خروجي و نوع آنها را مشخص مي کند، پيام مي تواند شامل چند بخش باشد.
– عمليات :(operation) روش هاي سرويس هاي وب بوده و داراي پيامهاي ورودي وخروجي هستند.
– نوع درگاه :(port type)مجموعه اي از عمليات است.
– مقيدسازي :(binding) مشخص مي کند چگونه عمليات مربوط به نوع درگاه فراخواني مي شود.
– سرويس (service) :مجموعه اي از نقاط انتهائي
:Type نوع داده هاي ساده ياپيچيده که درپيام ها استفاده خواهند شددراين قسمت تعريف مي شوند براي اين منظوراز الگوي XSDاستفاده مي شود که مخصوص تعريف ساختارهاي داده اي درXML است.
:Message
هر پيام شامل يک يا بيشتر بخش بوده و هر بخش داراي نوع داده است. پيامها بوسيله نامشان تعريف مي شوند و در قسمت عمليات بصورت پيام ورودي يا خروجي استفاده مي شوند. هر بخش معين کننده يک نوع داده است و اگر پيامي شامل دو بخش باشد به اين معنا است که اين پيام(ورودي يا خروج) داراي دو پارامتر مي باشد ولي اکثر پيامها داراي يک بخش هستند.
:Operation
هر عمليات داراي تعدادي پيام ورودي ياخروجي است و نشان دهنده متدهائي است که يک سرويس ارائه مي کند. بطور کلي چهار دسته عمليات وجود دارد:
درخواست / پاسخ : متقاضي درخواست سرويس را ارسال داشته و ارائه دهنده به آن پاسخ ميگويد، اين نوع متداولترين گونه عمليات است.
خواهش / پاسخ: در اين وضعيت تعامل بين سرويس دهنده و سرويس گيرنده برعکس است، متقاضي منتظر يک پاسخ است و ارائه دهنده آن پاسخ را فراهم مي کند.
ارتباط يک طرفه از مشتري: در اين حالت مشتري نياز به پاسخ ندارد، يا پاسخي لازم نيست.
اطلاع : نوعي پيام جهت آگاهي يا تذکر از طرف سرويس دهنده به مشتري است.

:PortType
مشخص کننده واسط يک سرويس وب است که مشابه روش هاي شئ گرا مي باشد. در اينجاعمليات مربوط به واسط سرويس تعريف مي شود، يک واسط مي تواند داراي چندين عمليات باشد و براي هر عمليات مي توان پيامهاي ورودي يا خروجي را مشخص نمود يا اين کار را به همان بخش تعريف پيام واگذار کرد.
:Binding
واسط ها بصورت انتزاعي مشخص مي کنند که سرويس چه عملياتي را ارائه مي دهد،مقيدسازي نحوه اين کار را از نظر فيزيکي و فني بصورت دقيق مشخص مي کند. براي اين کار بايد اطلاعات مربوط به پروتکلها و تنظيمات ديگر تعيين شود.
UDDI :
برنامه واسطي است براي انتشار و شناسائي سرويس هاي وب و شامل يک مخزن مي شود که ارائه دهندگان به انتشار و تبليغ سرويس خود مي پردازند تا ديگران بتوانند آن را شناسائي کنند. ازنظر مفهومي مخزن شامل صفحات سفيد ) اطلاعات سرويس ها ( , صفحات زرد )دسته بندي صنعتي( و صفحات قرمز ( اطلاعات فناوري( خواهد بود و داراي اين ويژگي ها است:
– کتابچه اي براي ذخيره اطلاعات مربوط به سرويس هاي وب است
– در آن واسط سرويس هاي وب که توسط WSDL توصيف شده است، ذخيره و دسته بندي مي شود.
– ارتباطات با آن توسط SOAP است.
BPEL
زبان اجراي فرآيندهاي حرفه با اين مشخصات:
– زباني مستقل از سکو و مبتني بر XML
– زباني براي توصيف رفتار فرآيندهاي حرفه به کمک سرويس ها
– داراي ساختارهائي براي کنترل جريان و شرط هاي انشعاب است
– قابليت پوشش به موارد پيچيده تري چون فرآيندهاي تو در تو و الحاق و شکست زير فرآيندها
– به عنوان يک استاندارد با حق امتياز رايگان ارائه شده
– از WSDLبراي توصيف واسط سرويس ها استفاده مي شود [1]

2-7- معماري سازماني سرويس گرا
معماري سازماني را رهيافتي بالا به پائين مي دانند که با توجه به نيازهاي کسب و کار)اهداف،راهبرد ها، نيازها و (…سازمان، فناوري اطلاعات را به خدمت مي گيرد[29,30] ، حتي کساني که معماري سازماني را مقوله اي در حوزه فناوري اطلاعات دانسته و هدف آن را يکپارچگي اطلاعات وسيستم ها تعريف نموده اند بر اين نکته اذعان دارند که اين رهيافت بالا به پائين بوده و لايه هاي فناوري اطلاعات )حرفه، اطلاعات، سيستمها، داده، فناوري( رابطه ترتيبي از بالا به پائين با هم دارند بطوريکه هر لايه نيازها و اهدافش را جهت پشتيباني به لايه پائين تر اعلان مي کند . نتيجه آنکه درمعماري سازماني لايه هاي مختلفي وجود دارد که ممکن است مرتبط با فناوري اطلاعات باشند ياخير، ولي نگاه معماري بالا به پائين بوده و در آخرين لايه ها به فناوري و زير ساخت ها مي رسد.در خصوص معماري سرويس گرا تعريف ثابت و مورد توافقي وجود ندارد ولي اکثر تعاريف ومتون بر اين موضوع توافق دارند که اين معماري مربوط به لايه هاي پائين بوده و رهيافتي متکي برفناوري است که تاثير آن بر هر دو حوزه کسب وکار و فناوري واقع مي شود] 31,28,30] در اکثرمتون، معماري سرويس گرا را نگرشي پائين به بالا ارزيابي مي کنند، البته اين موضوع به اين معنانيست که فرآيند معماري سرويس گرا از جزئيات به کليات مي رسد، مشخص است که ابتدا بايدسرويس هاي کلان شناسائي شوند، سپس سرويس هاي کاربردي و دست آخر نوبت به پياده سازي آنها مي رسد لذا منظور از اينکه گفته مي شود معماري سرويس گرا پائين به بالاست به اين معنااست که رهيافت بر مبناي راه حل هاي حوزه فناوري ارائه شده که به جامعيت سيستم هاي اطلاعاتي و يکپارچگي حرفه و فناوري کمک مي کند.به طور خلاصه مي توان گفت مفاهيم معماري سرويس گرا و معمار
ي سازماني درحال ادغام بايکديگرند اگرچه ريشه و محل رويش معماري سرويس گرا در حوزه فناوري بوده درحاليکه معماري سازماني از حوزه مديريت حرفه آمده است.
2-8- اهداف و چالشهاي معماري سرويس گرا
معماري سازماني در انعطاف پذيري سازمان، سرعت بيشتردرپاسخ به تغييرات كاري و انعكاس آنهادرمسائل وشناسايي وبهبود به كارگيري منابع وفرصت هاي موجودونهايتاكاهش هزينه هاي سازماني بسيارمؤثراست. درکنارآن معماري سرويسگرابااستفاده ازمفهوم سرويس واصولي چون قابليت استفاده مجددسرويس،وابستگي ضعيف،عدم وابستگي به پلتفرم و تكنولوژيهاي پياده سازي يا ارتباطي، قابليت تركيب,قابليت كشف توسط برنامه ها يا سرويسهاي ديگر، تجريدمنطق كاري باعث تعيين فرايندهاي موجودسازمان و بطور كلي آنچه در سازمان انجام ميشودبا امکان انعطاف پذيري دربرابرتغييرات ميشود .
سرويس گرايي درسازمان ,درچارچوبي محقق مي شودكه سازمان را از جنبه هاي مختلف و مهم و با توجه به نقشهاي متفاوت سازماني مانند ذي نفعان، طراحان، معماران و پياده سازان ودرسطوح مختلف تجريد مورد مطالعه، بررسي، مدل سازي ومستند سازي قرارمي دهد و درنتيجه آن محصولات وفراورده هايي بوجودمي آيندكه ضمن آن كه مستندات مهم معماري سازماني به شمارمي آيند،سرويس گرا نيزهستند.
اگر بخواهيم معماري سازماني سرويس گرا را تعريف كنيم، مي توان گفت معماري سازماني سرويس گرا ، سبكي از معماري سازمان SOEA است كه در بازشناسي سازمان، برنگرش سرويس گرا تمركز داردوداراي فراورده هاي سرويس گرا است. از نگاه لايه کسب و کار، معماري سرويس گرا کمک مي کند اتصال بين فرآيندهاي حرفه بافناوري اطلاعات منعطف باشد بطوريکه با تغيير فرآيندها ، فناوري نيز به آساني هماهنگ شود.اتصال بين حرفه و فناوري از طريق تعيين سرويس ها محقق مي شود که واسط بين اين دو هستند.
از نگاه لايه سيستم هاي اطلاعاتي، هدف معماري سرويس گرا در نهايت حل معضل تعامل پذيري بين سيستم هاي اطلاعاتي با فناوري ها و سکوهاي مختلف است و اين امر با کمک تعريف پروتکل هاي مستقل از سکو و استاندارد و ايجاد سرويس هاي وب مهيا مي شود.از نگاه لايه فناوري، معماري سرويس گرا از يک سو سبب مي شود لايه فناوري از استقلال بيشتري برخوردار باشد بطوري که بتوان سکوها و فناوري هاي مختلفي را به کار برد بدون آنکه نگران تعامل پذيري آنها باشيم و از طرف ديگر جهت پياده سازي معماري سرويس گرا نياز به توسعه يک زيرساخت جهت استفاده از پروتکل ها و استانداردهاي مخصوص ان XML ،WSDL، SOAPدر سطح فناوري خواهد بود.
2-9- فوايد و ضرورت SOA از نگاه ذينفعان مختلف
فوايد معماري سرويس گرا از نگاه اشخاص مختلف باتوجه به جايگاه فرد و نوع وظيفه اي که داردمتفاوت است.درادامه به بررسي تاثيرات معماري سرويس گرا از ديدگاه اشخاص مختلف در سازمان مي پردازيم :
مدير ارشد اجرائي (CEO): محصولات يا فرآيندهاي جديد به سادگي توسط فناوري اطلاعات اجراخواهند شد. سيستم هاي انعطاف پذير ديگر مانعي بر سر تغيير و تکامل سريع فرآيندها نخواهند بود.
مدير ارشد اطلاعاتي (CIO): رفع معضل بزرگ يکپارچگي مجموعه سيستم هاي سازمان، يکي ازبزرگترين مشکلاتي که فناوري اطلاعات در سازمانها بزرگ با آن روبرو بوده است. بدين ترتيب پاسخگوئي به نيازهاي حرفه نيز بهبود ميابد.
مدير پروژه هاي توليد و توسعه سيستم هاي اطلاعاتي : تقسيم پروژه ها به اجزاء کوچکتر که مي توانند مستقل از هم انجام شوند به سادگي محقق مي شود. همچنين کنترل پيشرفت هر زير پروژه نيز مستقلا قابل محاسبه و کنترل خواهد بود.
توسعه دهندگان سيستم :درگذشته يکي از سخت ترين وطاقت فرساترين کارها براي توليد کنندگان سيستم هاي اطلاعاتي انجام يکپارچگي و اتصال با ديگر سيستمها بوده درحاليکه اکنون وب سرويس رهيافت غالب براي توليد سرويس هائي مستقل از فناوري است که توسط ديگر سرويس هاي تحت وب قابل فراخواني هستند.
کاربران سيستم ها :سيستم ها به سادگي نيازکاربران را برآورده مي کنند، مشکل انتقال اطلاعات بين سيستم ها به کمک يکپارچگي حل شده است و پيچيدگي هاي فناوري براي کاربران مخفي است . ديگر لازم نيست کاربران اطلاعات را با رسانه هاي ذخيره سازي از يک سامانه به سامانه ديگر انتقال دهند .
در دسته بندي ديگري مي توان مجموعه مزاياي اين معماري را از دونگاه کلان حرفه و فناوري اطلاعات بررسي نمود . [28,31].
مزاياي معماري سرويس گرا از نگاه کسب و کار:
– انعطاف پذيري حرفه به دليل افزايش دانه بندي از فرآيند به سرويس
– قابليت ايجاد سريع فرآيندهاي جديد و ترکيب مولفه هاي نرم افزاري موجود)سرويس جهت رقابت با تغييرات بازار (
– بهبود ارائه خدمات به مشتريان به دليل عدم نگراني از توان پشتيباني فناوري اطلاعات از تصميمات جديد کسب و کار
– تطبيق سيستم ها بر طبق فرآيندهاي حرفه و نه برعکس
– بهبود قابليت استفاده مجدد
– اتصال به داده ها و سرويس هاي خارجي
– ارائه و استفاده از بهترين گزينه ها از ميان مجموعه اي از سرويس هاي قابل استفاده
مزاياي معماري سرويس گرا از نگاه فناوري اطلاعات:
– حضور فعال تر و مسئولانه تر فناوري اطلاعات در سازمان ها
– کاهش زمان چرخه توليد و توسعه سيستم هاي اطلاعاتي به خاطر استفاده از واحدهاي قابل استفاده مجدد
– کاهش پيچيدگي و هزينه نگهداشت
– ارتقاء سيستم هاي اطلاعاتي موجود به جاي جايگزيني آنها
– کاهش هزينه و زمان جهت پيکربندي مجدد
2-10-چرخه حيات SOA

براساس طرح IBM،براي SOA مي‌توان يک چرخه حيات درنظر گرفت .در فازمدل نيازمندي‌هاي کسب‌ و کار جمع‌آوري شده و فرايندهاي کسب و کار آنها طراحي مي‌شود. بعد از بهينه شدن فرايندها، از طريق کنار هم قرار دادن سرويس‌هاي موجود وسرويس‌ هاي جديد اين فرايندهاي کسب‌و کارشکل مي گيرد. سپس اين سرمايه‌ها دريک محيط امن وبا قابليت تجميع بالا نصب مي‌شود. بعد از نصب فرايندهاي کسب و کار ، کاربران IBM اين فرايند هاي کسب وکار را هم ازمنظرفني وهم از فرايندهاي کسب وکار مورد نظارت ومديريت قرارمي دهند .اطلاعات جمع‌آوري شده درفاز مديريت به چرخه حيات بازخورد خواهد داشت تا بهبود پيوسته فرايندهارا امکان‌پذيرسازد .درزيرهمه اين مراحل درچرخه حيات،حاکميت وفرايند هايي هستندکه رهنمود‌ها وافق‌هاي آينده را براي پروژه SOA فراهم مي‌کنند. حاکميت وفرايندها جهت موفقيت هرنوع پروژه SOA ضروري هستند . جهت تخمين موفقيت، ممکن است يک مرکز تعالي درکسب ‌وکار ، براي پياده‌سازي سياست‌هاي حاکميتي و دنبال کردن استانداردهاي حاکميت بين‌المللي در جهت اهداف کنترلي براي اطلاعات و تکنولوژي مرتبط ايجاد گردد . پياده سازي سيا ست‌هاي حاکميتي قوي مي‌تواند منجر به پروژه‌هاي SOA موفق گردد [3].
براي درک بهتر مفهوم حاکميت SOA ابتدا به تعريف حاکميت و سپس حاکميت فناوري اطلاعات مي پردازيم و در ادامه تعريف حاکميت SOA را ارايه مي کنيم.
2-11- حاکميت چيست؟
حاکميت به معناي مديريت چيزي اطلاق ميشود. حاکميت در يک سازمان يکي از رايج ترين انواع ان است.يک سيستم براي حاکميت سازماني به عنوان يک سيستم فرا-تصميم گيرنده مطرح مي شود. يعني علاوه بر تصميم گيري تصميمات مربوط به تصميم گيري هايش رانيز اتخاد مي کند.
اعمال محدوديت بر روي تصميمات , شناسايي افرادي که مسئوليت و اختيار براي تصميم گيري را دارندوفراهم کردن محدوديتها و پارامترهاي لازم به منظور کنترل، راهنمايي يا تأثيرگذاري بر روي تصميمات در يک سيستم حاکميت انجام ميپذيرد.يک سيستم حاکميتي خوب به اعضاي سازمان خود کمک مي کند که مسئوليت هاي خود را در جهت حمايت از چشم انداز سازمان و اهداف کسب و کار انجام دهند.
حاکميت بخش مورد نياز و حياتي يک سازمان است . عناصر اساسي يک حاکميت از: رفتار مطلوب، افراد، سياست ها و فرآيندها تشکيل شده است. يک رفتار مطلوب از طريق ترکيب موفقي از افراد، سياست ها و فرآيندها به دست مي آيد. افراد مسئول سازماندهي يک رفتار مطلوب در سازمان ميباشند. سياست ها قوانيني هستند که رفتار مطلوب را بيان مي کنند و فرآيند ها تضمين مي کنند که سياست ها به خوبي دنبال شوند.هرحاکميتي ساختار هدايت، رفتارهاي مطلوب, سياست ها و فرآيند هاي مخصوص به خود را دارد. تحقق رفتار مطلوب نشان از موفق بودن حاکميت دارد.
2-11-1- محدوده حاکميت
در حوزه فناوري اطلاعات، يک سيستم حاکميت , مسئول تأمين، سازماندهي، جهت دهي و ارائه رهنمود براي ايجاد و ارزيابي منابع و سرمايه هاي فناوري اطلاعات است. به منظور درك کامل حوزه يک سيستم حاکميت در محدوده فناوري اطلاعات، ابتدا به بررسي نحوه ارتباط سيستم حاکميت و مديريت ميپردازيم.
2-11-2- مديريت و حاکميت
اگرچه يک سيستم حاکميت، قوانين و محدوديت ها را برقرار مي کند اما اين سيستم مسئوليت اجراي آن ها و يا نظارت بر فعاليت تهايي که به منظور تحقق آن ها تعيين شده اند را بر عهده


دیدگاهتان را بنویسید