بعضي کلمات آن بوسيله توابع تعلق پيوسته مشخص شده اند. بعنوان مثال عبارت فازي زير را در نظر بگيريد: اگر سرعت اتومبيل بالاست آنگاه نيروي کمتري به پدال گاز وارد کنيد.که کلمات “بالا” و “کم” بوسيله توابع تعلق نشان داده شده اند. يک سيستم فازي از مجموعه اي ازقواعد اگر – آنگاه فازي ساخته مي شود. به عنوان مثال:
1- اگر سرعت پايين است ، آنگاه نيروي بيشتري به پدال گاز وارد کنيد.
2- اگر سرعت متوسط است آنگاه نيروي متعادلي به پدال گاز وارد کنيد
3- اگر سرعت بالاست آنگاه نيروي کمتري به پدال گاز واردکنيد کلمات”پايين” ، “بيشتر” ، “متوسط”، “متعادل” ، “بالا” و “کمتر” بوسيله توابع تعلقي مشخص مي شوند.البته لازم به ذکر است که در شرايط واقعي ، تعداد قواعد بيشتري نياز خواهد بود،با اين حال ما مي توانيم يک سيستم فازي را بر اساس اين قواعد بسازيم. از آنجا که سيستم فازي بعنوان کنترل کننده استفاده شده آنرا کنترل کننده فازي مي نامند.
2-15-1- مدل فازي متغيرها
دررياضيات كلاسيك بامجموعه ها ي قطعي )غيرفازي( آشنا شده ايد.براي مثال فرض كنيد U، مجموعه اعدادحقيقي بين 0 و1 باشد.مي توان يک زيرمجموعه از U به نام A به اين صورت تعريف كرد”مجموعه مقاديركوچكتريامساوي2/0″ دراين صورت تابع مشخصهA داده شده است مقداراين تابع براي مقاديري ازx كه عضو A باشند،” 1″براي بقيه مقادير صفرمي باشند.
مقاديري كه مقدار تابع را ” 1″ مي كنندرا ميتوان به صورت مقاديري كه عضو A هستند و مقاديري كه تابع را ” 0″ مي كنند مقاديري كه عضو A نيستند بيان كرد.بنابراين ميتوان گفت ، 1/0 عضواين مجموعه است اما7/0عضو اين مجموعه نيست .اما همان طور كه مشخص است اين تابع انعطاف پذيري کمي دارد،براي مثال اگربخواهيم “اعداد نزديك به صفر ” را نمايش دهيم با مشكل مواجه مي شويم .يك جنبه اين است كه نمي توانيم اعضاي مجموعه را بيان كنيم و جنبه ديگراينکه مرز مشخصي براي عضويت يا عدم عضويت در اين مجموعه وجود ندارد . براي حل اين مشكل از مجموعه هاي فازي كمك مي گيريم. منطق فازي اجازه مي دهد درجه عضويت هر عنصر عددي بين صفر و يك ) در بازه [0,1] ) باشد. در اين حالت تابع مشخصه اي به نام تابع تعلق داريم كه مي تواند هر مقداري در بازه[0,1]را اختيار كند . بنابراين مي توان تابع تعلق
?(x) ??1??x 0 ??x ??1
را براي زيرمجموعه ياد شده آورد . در اين حالت مي توان گفت كه عدد 3/0 به اندازه 7/0 متعلق به مجموعه ” اعداد نزديكتر به صفر” مي باشد.
خواص و ويژگي هايي كه براي تعيين اعضاي مجموعه فازي بيان مي شوند به صورت فازي هستند ويك توصيف دقيق نمي باشند، بنابراين مي توان از توابع تعلق مختلف براي نشان دادن يك مجموعه فازي استفاده كرد. در عمل منحني هايي به كار مي رود كه نمايش رياضي ساده اي داشته و با تعداد پارامتر كمي قابل تنظيم باشند، مانند: مثلث، ذوزنقه، تابع زنگوله,…
براي مثال يك تابع تعلق مثلثي را مي توان با سه پارامتر به صورت زير نشان داد:

A = [ a1, a2, a3 ]
که ai ها بر روي شكل مشخص شده اند.
شکل 2-9 نمونه اي ازيک تابع تعلق مثلثي
درجه عضويت x را در مجموعه فازي با ?(x) نشان مي دهند. توابع تعلق مي توانند همپوشاني داشته باشند . بدين معني كه مي تواند با درجه عضويتهاي مختلف عضو دو يا چند تابع تعلق داشته باشد.
همانطور كه گفته شد ، تابع تعلق هاي زيادي وجود دارد كه براي انتخاب يكي از آنها به طور كلي دو راه وجود دارد . اول، استفاده از دانش انسان خبره است كه اين راه حل فقط يك انتخاب اوليه است و بايد آن را تعيين و تنظيم نمود. دوم ، استفاده از داده هاي جمع آوري شده براي تنظيم دقيق تابع تعلقي است كه ساختار كلي آنرا قبلا تعيين شده است.
2-15-2- عمليات بر روي مجموعه هاي فازي
همانند مجموعه هاي قطعي ، براي مجموعه اي فازي نيز عملگرهاي مكمل، اجتماع و اشتراك وجود دارد كه به بررسي آنها مي پردازيم:
2-15-2-1- عملگر مکمل
تابع تعلق مكمل مجموعه فازي A را به صورت نشان مي دهيم. تابع مكمل بايد بتواند چند شرط زير را ارضا كند :

توابع زيادي شروط فوق را برآورده مي کنند،که يكي از آنها مي باشد.
2-15-2-2- رابط اجتماع ( Union )
عملگر اجتماع را با s نشان مي دهند و به صورت زير نمايش داده مي شود :

به اين معني كه [ s :[0,1] ??[0,1]??[ 0,1 نگاشتي است كه توابع تعلق B , A را به تابع تعلق اجتماع A , Bتبديل مي كند.عملگر اجتماع بايد شرطهاي زير را ارضا كند :
1- شرطهاي مرزي زير در آن صدق كند :
s [0,]= s [,0]=
s [1,1]= 1
2- داراي شرط جابجايي باشند :
s [,] =s [,,]
3- شرط صعودي در آن صدق كند :

4- شرط شركت پذيري در آن صدق كند:

پرفسور زاده در مقاله هاي اوليه خود درباره مجموعه هاي فازي، عملگر بيشينه را براي اجتماع دو مجموعه فازي پيشنهاد كرده است که در آن مي باشد . ? A?B (x) ??max [? A (x) ,?B (x)]
2-15-2-3- رابط اشتراك ( Intersection )
عملگر اشتراك را باt نشان مي دهند و به صورت زير نشان داده مي شود:

يعنيt :[0,1] ??[0,1]??[ 0, 1] تابعي است كه توابع تعلق مجموعه هاي فازي B,A را به تابع تعلق اشتراك B,Aتبديل مي كند براي اينكه رابط t عملگر اشتراك باشد بايد چهار شرط زير را برآورده نمايد:
1- شرط مرزي
t [0,0] =0;
2- شرط جابجايي

3- شرط صعودي بودن
?
4- شركت پذيري

پيشنهاد پروفسور زاده عملگر min براي اشتراك بوده است، که به صورت زير بيان مي شود:

بنابر كاربردهاي مختلف مي توان عملگرهاي اجتماع واشتراك مختلفي تعريف كرد كه مطابق آنچه گفته شدبايد شرايط ذكر شد
ه رابرآورده سازد. بعضي ازعملگرهاي اجتماع كه معرفي شده اندعبارتندازكلاس دومبي،كلاس ديويس پريد,كلاس ياگر، جمع دراستيك،جمع انيشتين و جمع جبري همچنين براي اشتراك عملگرهاي كلاس دومبي، كلاس دبويس پريد، كلاس ياگر، ضرب دراستيك، ضرب انيشتين و ضرب جبري معرفي شده اند.
2-15-3- رابطه بين مجموعه هاي فازي
در مجموعه هاي قطعي، رابطه R مجموعه اي از زوج هاي مرتب (a,b)?A×B از A به مجموعه B مي باشد وتعلق يا عدم تعلق زوج هاي مرتب(a,b) به ترتيب به صورت”a به b” ارتباط دارديا “a به b” ارتباط ندارد”.
ضرب كارتزين مجموعه تمام تركيبهاي ممكن ارتباط ندارد A×Bاعضاي A وB مي باشد.رابطه فازي بين مجموعه A ومجموعه B يك زيرمجموعه فازي از ضرب كارتزين×V U مي باشد.در اين حالت a مي تواند به اندازه ي مثلا 7/0 به b در ارتباط باشد.براي مثال اگرمريم به اندازه 8/0 به عمو علي9/0به عمو حسين شبيه است، در اين حالت رابطه ي دو زير مجموعه برادرزاده وعمودرخانواده داريم:
حسين
علي
9/0
8/0
مريم

ترکيب رابطه فازي اگرP رابطه اي در U×V و Q رابطه اي در V×W باشد انگاه ترکيب رابطه ي PوQرا که به صورت رابطه PoQدر فضاي U×W نشان مي دهيم به صورت زير بدست مي ايد:
?PoQ (x, z)= maxy?v ( t [?P (x, y), ?Q (y, z)]
که (x , y) ??U×W و t يک اشتراک فازي است. بنابراين با قراردادن هر نوع اشتراك يك تركيب خاص بدست مي آيد. مثلا اگر بجاي اشتراك ازmin استفاده كنيم، داريم:
?PoQ (x,z)= maxy?v (min[ ?P (x,y),?Q (y,z)]
0.5
علي
0.6
حسين
براي روشن شدن مطلب بياييد دوباره سري به همان خانواده بزنيم . اين با ر رابطه شباهت را بين عموها و پدرشان مطرح مي كنيم. فرض كنيد عمو علي به اندازه5/0 و عموحسين به اندازه 6/0 به پدرشان، محمد شباهت دارند. در اين صورت:
مي خواهيم ببينيم كه مريم تا چه اندازه به پدربزرگش، محمد شبيه است .داريم :
1- مريم به اندازه ي 0.8 به علي و علي به اندازه ي 0.5 به محمد شبيه است يا
2- مريم 0.9 به حسين وحسين 0.6 به محمد شبيه است.
در رابطه 1 از”و” براي رابطه استفاده شده است، منطقي به نظر مي رسد كه براي اين تركيب از عملگر اشتراك استفاده كنيم.بااعمال عملگرmin بجاي اشتراك براي”و”دررابطه(1)و(2)داريم:
3- مريم به اندازه ي 0.5 به محمد شبيه است يا
4 -مريم به اندازه ي 0.6 به محمد شبيه است.
بااستفاده ازعملگر اجتماع براي “يا” بين رابطه هاي (3) و(4)و استفاده از max به جاي اجتماع نتيجه نهايي به صورت زير مي باشد :
5- مريم به اندازه ي 0.6 به پدربزرگش ,محمد شبيه است.
2-15-4- اتصال دهنده ها
جملات ما با كلماتي چون “و”، “يا”، “اگر آنگاه” به هم متصل مي شوند. به اين كلمات اتصال دهنده گفته مي شود. با استفاده از “not” نقيض يك گزاره را بيان مي كنيم، ازand” “براي عطف دو گزاره استفاده مي شود.همچنين از “or” براي تركيب فصلي دو جمله استفاده مي نماييم.جملات شرطي را با استفاده از “اگر… آنگاه …” مي سازيم كه به جمله بعد از “اگر”، شرط (antecedent) و به جمله بعد از “آنگاه”، نتيجه (consequent)گفته مي شود.معمولاً اتصال دهنده ها به صورتهاي زير نمايش داده مي شوند:
“not” براي “-”
“and”?” براي??”
“or” ” براي ??”
” اگر – آنگاه “براي ” ==?”
در رياضيات كلاسيك گزاره هاي ساده يا”درست” هستند يا “نادرست”.وقتي چند گزاره بااتصال دهنده هاي فوق به هم پيوند مي خورند، يك گزاره مركب را به وجود مي آورند.جدول درستي يك گزاره مركب، درستي يا نادرستي آن گزاره مركب را به ازاي همه حالتهاي ممكن درستي يا نادرستي گزاره هاي ساده آن، مشخص مي کند.
هم ارز بودن چند گزاره مركب به معني يكي بودن جدول درستي آنها مي باشد و با علامت?? “?”نشان داده مي شود. اگرq و pدوگزاره باشند مي توان به راحتي نشان داد، كه جملات زير هم ارزند:
p==q ??
طبق آنچه گفته شد ، درمنطق فازي گزاره ها چند ارزشي هستند و بنابراين جدول درستي رياضيات كلاسيك كه فقط “درست” يا “نادرست” رادر نظر مي گيرند، كار آمد نخواهند بود.در منطق فازي براي”not”از مكمل هاي فازي ، براي”and”از اشتر اك هاي فازي و براي”or”از اجتماعهاي فازي استفاده مي كنند.مي توان از هم ارزيهاي منطق کلاسيک با جايگز يني مكمل، اجتماع و اشتراك به جاي” or ” ، “not”,”and” در منطق فازي استفاده نمود.
2-14-5- استنتاج
براي اجراي درست قواعد نياز به مكانيزمي داريم كه خروجي مناسبي به مجموعه”اگر – آنگاه” بدهد.يعني با دانستن توابع تعلق مقدمه بتوان توابع نتيجه را تعيين كنيم.براي اين كار از قواعد تركيبي استنتاج استفاده مي شود.براي درك بهتر تابعy = f(x) را در نظر بگيريد.كهf تابع , xمتغير مستقل وy نتيجه است.از اعمالx0 به تابع f مقداري نظير0 y بدست آمده است. به همين صورت استنتاج نيز، نتيجه گيري كردن ازچند گزاره ساده درست مي باشد.براي مثال اگر بدانيم” a ==?b ” برقراراست وهمچنين”a”درست مي باشد،چه نتيجه اي مي توانيم بگيريم .
(A ?B) ??A ==?
كه مطابق قانون استنتاج مشهور مودس پوننس داريم :
(A ?B) ??A==B
منطق فازي مورد فوق را به مودس پوننس تعميم يافته بسط داده است :
(A ??(A ==B)==B
در منطق فازي بر پايه رابطه فوق قاعده استنتاج CRI به صورت زير تعريف مي شود:

معمولا پايگاه قواعد از قواعد مختلفي تشكيل شده است . چگونه مي توانيم آنها را با هم تركيب كنيم؟ با دقت در يك پايگاه قواعدِ ساده اي مانند :
:R1اگر هوا گرم بود آنگاه سرعت پروانه كم شود
: R2اگر هوا سرد بود آنگاه سرعت پروانه زياد شود.
درمي يابيم كه بين قواعدبايد از “or”استفاده كنيم كه دراين حالت پايگاه قواعد فوق بصورت R1 ??R2
نشان داده مي شوند.
در صورت تعدد قواعد
استنتاج به دوصورت مي توان عمل نمود:
1- از تركيب تمامي قواعد يك قاعده كلي به دست آورده، با كمك آن استنتاج كرد:

2- نتيجه ترکيب هر قاعده را با مشاهده به دست آورده و سپس نتايج را با هم ترکيب کرد :

يک سيستم فازي شامل چهار بخش است: پايگاه قواعد فازي، موتور استنتاج فازي، فازي ساز و غير فازي ساز.
2-16- روشهاي انجام شده براي ارزيابي بلوغ معماري سازماني سرويس گرا
2-16-1- جوانبخت و همکاران
جوانبخت و همکاران روشي را براي تصميم گيري درباره ي بهبود يا بازطراحي معماري سازماني ارائه نمودند .در اين روش چارچوب معماري FEAF که ساختار لايه اي را براي مؤلفه هاي معماري سازماني قائل شده است را در نظر گرفته و از ان استفاده گرديده است .سپس ، اولين گام، بومي سازي مدل هاي مرجع متناسب با سازمان هاي عمومي است که اين گام بااستفاده از چند بررسي موردي انجام گرفت.در يک ديد کلي، مي توان روش ارائه شده در اين تحقيق را به چند فازتقسيم نمود:
– بومي سازي مدل هاي مرجع براي سازمان هاي عمومي.
– استفاده از مدل لايه اي براي شناسايي ارتباطات لايه هاي معماري.
– طراحي ماتريس هاي ارتباط دهنده لايه هاي معماري.
– انتساب امتياز بر اساس رسالت و اهداف سازمان، به لايه هاي بالايي معماري سازمان و انتشار آن در لايه هاي پاييني.
– استفاده از بيت هاي امتياز شش گانه در جهت بررسي ميزان استعداد معماري سازمان.
– تصميم گيري در مورد طراحي مجدد و يا بهبود، براي هريک ازلايه هاي معماري سازمان.
ايده اصلي روش ارائه شده، آن است که هرلايه معماري برلايه هاي پايين تر تأثيرگذار است . بنابراين بررسي و استعدادسنجي معماري در مدل لايه اي ذکر شده به صورت بالا به پايين است. پس از شناسايي رخنه ها با استفاده ازمدل هاي مرجع، بايستي فهرستي ازرسالت واهداف سازمان تهيه نمود جهت شناخت دقيق مأموريت سازمان،بايستي اهداف اصلي و مياني سازمان را شناسايي نموده و پس ازفهرست گيري از اهداف،ميزان اهميت هرهدف براي سازمان مشخص شود براي سادگي انجام اين بخش از بازه ي امتيازي استفاده کرده است. بدين ترتيب که براساس ميزان اهميت و تأثير هر هدف دردستيابي به رسالت سازمان، يکي از بازه هاي امتيازي را به آن اختصاص دادند.. با استفاده از ارتباط بين لايه هاي معماري و ماتريس هاي مرتبط با آن، فرآيندها، داده ها، سرويس ها، و فناوري تأمين کننده اهداف مهمتر را شناسايي کردند . در روش پيشنهادي در اين تحقيق،با توجه به ارتباط هر لايه با لايه بالاتر، ماتريس هاي انتشار امتيازمرتبط با آن طراحي گرديده است در واقع با استفاده از ارتباط بين لايه هاي معماري، ماتريس ارتباطي را طراحي نموده و با بررسي ارتباطات بين مؤلفه ها و تأثيري که هريک بر ديگري مي گذارد، اهميت هرمؤلفه را در قالب امتيازات اختصاص داده شده، به مؤلفه هاي مرتبط انتقال داده اند .براي ترسيم ماتريس – وظيفه به هدف – کافي است بررسي نمايند که هر وظيفه در جهت دستيابي به کدام اهداف انجام مي


دیدگاهتان را بنویسید