امکان انديشيدن و انتخاب مخاطب را به حداقل برساند. اما چرا چنين است؟ شايد مردم، به طور طبيعي با يک پيام خاص مخالف باشند و نسبت به آن واکنش منفي نشان دهند و يا شايد يک پيام بدون در نظر گرفتن قبول و ردّ مردم برايشان مضر باشد، اما يک منفعت مقطعي يا فردي ايجاب مي‌کند که آن پيام خاص انتقال يافته و به مردم برسد. آيا خاصيت القايي گرافيک، براي خنثي نمودن واکنش‌هاي منفي يا پوشاندن اثر منفي پيام مورد نظر به کار مي‌آيد؟ يعني کارايي گرافيک، در “قبولاندن” هر نوع پيامي به مردم است؟ براي بررسي اين سؤالات بايد به بخش گرافيک و تبليغات برسيم؛ ليکن در همين بخش هم نکاتي هست که نبايد از آن‌ها غفلت کنيم.
يکي آن‌که شايد “القا” مضاف بر آن‌که قدرت تأثير پيام را بالا مي‌برد بر سرعت دريافت پيام نيز اثر مي‌گذارد. اگر القاگري تصوير را از اثري بدانيم که بر ناخودآگاه مخاطب ايجاد مي‌شود و در واقع ضمير ناخودآگاه اوست که اولين و ناب‌ترين دريافت را از تصوير دارد و اگر اين القاگري را در مقابل پذيرش اختيارمند وي بدانيم، وصول به اين نتيجه سهل است که: تصوير سريع‌ترين تأثير را دارد. .
که همه‌ي تلاش يک گرافيست در بهره‌گيري از نمادها و سمبل‌ها و يا ايجاد و ابداع نمادهاي جديد و تلاش براي سرعت بخشيدن به انتقال پيام، فقط و فقط معطوف به مطالبات مخاطب است و شايد از همين‌رو باشد که گرافيک نسبت به ساير هنرها گستره‌ي متنوع‌تر و البته جوهري عامه‌ پسندتر دارد.
بي هيچ ترديدي مي توان ادعا کرد که يکي از معيارهاي رشد فرهنگي هر جامعه اي ، ترويج زبان بصري و رسيدن به توان نشانه شناسي در آن جامعه است. شناخت درست تصوير و استفاده صحيح از نشانه مي تواند باعث افزايش سرعت ارتباطات فرهنگي و پيوندهاي فکري با ديگر جوامع باشد. اساساً تصوير و نشانه ، اولين و اصيل ترين ادراک بشر از جهان پيرامونش است. چنان که انسان غارنشين نيز پيش از اختراع زبان ، جز تصوير وسيله اي ديگري براي برقراري ارتباط با هم نوع خود نداشت.?تصوير بديهي و طبيعيترين ابزار ارتباطي بشر بوده است. اما جالب اين است که امروز و در جهان مدرن نيز تصوير اهميت و قدرت منحصر به فرد خود را همچنان نشان ميدهد. زماني که انسان مدرن و جوامع توسعه يافته دچار تکثر فرهنگي و زباني شديدي شده اند که ميان آنها فاصله مياندازد، زبان بصري تنها زبان مشترک تمامي انسانهاست.
حال با اين توضيحات، هنرجوياني که در ابتدا وارد اين رشته مي شوند شايد هيچگونه شناختي در باره تصوير و نوشتار با ديد گرافيکي و پيام رسان نداشته باشند . بنابراين بايد برنامه ريزي درسي طوري طراحي شود که شناخت اين دو اصل مهم براي هنرجو فراهم شود. تا اطلاعات و مهارت ها، هدفمند و سودمند واقع شود.
براي اين منظور در برنامه ريزي درسي گرافيک رايانه اي واحدي با عنوان “طراحي گرافيکي سياه و سفيد و رنگي ” مي باشد . که با آموزش کتاب مباني هنر هاي تجسمي (از کتاب درسي شاخه فني و حرفه اي) با کد : 21/358 براي هنرجويان ارائه ميشود.
محتوي اين کتاب به دو بخش تقسيم ميشود:
در بخش اول اصول و مباني هنرهاي تجسمي ،عناصر بصري شکلي مانند : نقطه، خط، سطح، حجم، بافت و همچنين کيفيات بصري از جمله: ريتم، حرکت، فضا، تضاد، پرسپکتيوو ترکيب بندي را که در ايجاد و ابداع ترکيبات هنري سهمي عمده دارند معرفي و مورد مطالعه قرار مي گيرد .
در مرحله اول بايد عناصر پايه بازشناسي شوند. بازشناسي عناصر هم از نمونه هاي موجود در طبيعت مجزا و تجزيه مي شوند و هم در آثار مصنوعي هنري يا غير هنري يافت مي گردند. بعد از بازشناسي عناصر، مرحله ي ايجاد جلوه هاي جديد است که بايد در ترکيب هاي تازه ارائه گردد. عناصر اوليه بصري نمي توانند واقعيت بصري و جلوه ي تجسمي بيابند مگر آنکه با توجه به يکي از موارد کيفيات بصري در قالب يک ترکيب معرفي گردند. هر کدام از کيفيات بصري عامل شکل گيري يک ترکيب انتزاعي يا بازنمايي دنياي طبيعي است که بوسيله عناصر اوليه بصري بوجود مي آيد.
در بخش دوم به نور و رنگ اختصاص داده شده است . در اين بخش هنرجو با تمرينات عملي و عيني با رنگهاي اصلي همچنين با ترکيبات آن آشنا مي شود .
خط، نقطه، شکل، سطح، رنگ، بافت، تيرگي و روشني، عناصري هستند که همنشيني آنها و ارتباطشان بر روي صفحه سبب مي‌گردد تا تصوير ديده شود… اهميت عناصر بصري در تصوير ناشي از اين هدف است (ديده شدن). بايد پذيرفت که نقش اصلي در بيان اثر بر عهده‌ عناصر بصري است، زيرا هر عنصر بصري داراي “انرژي تصويري” است و خالق اثر با توجه به نقش و قدرت عناصر بصري، نحوه کنار هم قرار گرفتن و چيده شدنشان در صفحه و با رعايت کيفيتهاي بصري، انرژي مورد نظر را در تصوير تعيين مي‌کند.
تصوير ماده‌ي گرافيک است. طراح، تصاوير و عناصر بصري را به دست مي‌گيرد و با تجزيه و ترکيب آن‌ها با يکديگر اثر خويش را مي‌آفريند.

(2-7-2) آشنايي با تاريخ هنر در گرافيک رايانه اي
با توجه به سرفصل هاي موجود در رابطه با تاريخ هنر ايران و جهان و شناخت فرهنگ و هنر پيشينيان در رشته گرافيک شاخه فني حرفه اي توانسته هنر جويان را با اين مسائل به طور مطلوب آشنا سازد. ولي متأسفانه در رشته گرافيک رايانه اي هيچگونه سر فصل و يا برنامه درسي در رابطه با اين مباحث گنجاند نشده است و هنرجويان هيچگونه اطلاعات و شناختي در رابطه با تاريخ و فرهنگ کشورشان و جهان بدست نمي آورند . با در نظر گرفتن اين موضوع چگونه مي توان انتظار داشت اين طر
احان آثاري خلق کنند که نشأت گرفته از فرهنگ و هنر بومي و ملي خود باشندو اثري خلق کنند که در عين حال، امروزي، خلاقانه وهمچنين نشاندهنده فرهنگ و هنر بومي و ملي باشد. و به عينه مي توان مشاهده کرد آثاري که اين طراحان ارائه مي دهند متأثر از آثارطراحان غربي و غير بومي مي باشند .و متاسفانه امروزه بدليل دستيابي آسان به آثار ديگر طراحان از طريق اينترنت و سايت هاي مختلف هنري و گسترش ارتباطات به وفور مي توان مشاهده کرد، کپي برداري و تقليد از آثار طراحان رواج دارد بدون آنکه اطلاعاتي در رابطه با آن داشته باشند و اين موضوع را با بررسي طرح هايي موجود در سطح جامعه و مراکز تبليغاتي بين سفارش دهنده و طراحان رد و بدل مي شود مي توان به راحتي اثبات کرد. بنابراين براي پيشگيري از اين معضلات مسئولان و مديران بايد در برنامه ريزي محتوي درسي دقت لازم را داشته باشند چرا که اين آموزشها و آگاهي علمي براي هنرجويان ضروري مي باشد. اگر هنر جويان با مباحث هنري آشنايي کافي داشته باشند و اگر آموزشها در جهت بومي سازي هنر گرافيک صورت گيرد، هنرجويان کمتر دچار سردرگمي مي شوند. و در نتيجه آثاري که با کپي برداري و تقليد کورکورانه از آثار ديگر فرهنگ ها در سطح جامعه ارائه مي شود کمتر ديده مي شود. با توجه به اين که تصوير و المانها و نشانه ها که در ديد رس مخاطبين قرار مي گيرد بعد از يک دوره محدود در ذهن و ناخودآگاه افراد تأثير گذاشته و بدون آنکه خود متوجه شوند در رفتار و افکار آنان تأثير مي گذارد بنابراين وجود آثار هنري که نشأت گرفته از فرهنگ و هنر غربي مي باشد رفته رفته در افکار و منش اجتماعي افراد تأثير مي گذارد و اين موضوع مي تواند پيامدهاي سوئي داشته باشد و کم کم فرهنگ و هنرديگر جوامع جايگزين فرهنگ بومي و ملي ما مي شود .
بنابراين با در نظر گرفتن اين موضوع ارائه سرفصل هايي همچون آشنايي هنرجويان با تاريخ ايران وجهان براي رشته گرافيک رايانه اي ضرورت دارد تا هنر جويان با آثار فرهنگ ها و تمدن هاي پيش از خود آشنا شوند و نمادهاي بومي خود را شناخته و و به پشتوانه آنها و خلاقيت خود طرحهايي که جامعه امروزي نيازمند آن مي باشد ارئه نمايند .و ادامه دهنده راه گذشتگان بوده و فرهنگ خود را اشاعه داده و حافظ هويت ملي خود باشند.

(2-7-3) جايگاه عکاسي در گرافيک و گرافيک رايانه اي
تصوير، مجموعه‌اي است از “نقطه، خط، سطح و رنگ” که در ترکيب با يکديگر صورت مجازي يک شيء يا تجسم يک معني را نشان مي‌دهد. اما در هنر به طور خاص تصوير، به چيزي گويند که علاوه بر تعريف فوق، به ثبت رسيده است. پس با تصوير مي‌توان نوشت.
طراح با استفاده از اين عناصر بصري و شناخت اصول مباني بهتر و سريعترمي تواند از تصاوير بهره گرفته و آن را بطور صحيح و موثر بکار گيرد . بنابراين با توجه به اين موضوع زمينه ديگري در رابطه با تصوير به وجود مي آيد و آن عکس و عکاسي در گرافيک مي باشد. يک طراح در مرحله اول بايد شناخت کامل از عکس و مباني عکاسي داشته باشد .
هنر و صنعت عکاسي و عکس، در تبليغات نيز حضور موثر و فراگيري دارد. بطوريکه بخش بسيار مهمي از تبليغات، مرتبط با تبليغات چاپي است. بيلبوردهاي تبليغاتي، انواع پوسترها و بنرها، آگهي هاي روزنامه اي، لوگوهاي اينترنتي و . . . همگي از مصاديق رسانه هاي مبتني بر عکس هستند.
گام مهمي که براي تصميم گيري پيش روي يک سازمان براي تبليغات قرار مي گيرد، انتخاب موضوع مربوط و متناسب براي اطلاع رساني، آگاهي و ترغيب مشتريان محصول ب


دیدگاهتان را بنویسید